پاملا اندرسون به «بیواچ» برنمیگردد؛ ستارهای که مسیر تازهاش را انتخاب کرده است
پاملا اندرسون همزمان با اکران کمدی سیاه «هرس بوته رز» (Rosebush Pruning)، از فصل تازه فعالیت بازیگریاش، نقشهای جسورانه و تصمیم قطعیاش برای دوری از بازگشت به سریال «بیواچ» (Baywatch) گفت.

پاملا اندرسون، چهرهای که سالها نامش با نقش سی.جی. پارکر در «بیواچ» گره خورده بود، حالا بیش از هر زمان دیگری در پی فاصله گرفتن از تصویر آشنای گذشته است. تحسینهایی که او برای بازی در فیلم «آخرین شوگرل» (The Last Showgirl) در سال ۲۰۲۴ دریافت کرد، نقطه عطفی در کارنامهاش بود؛ فرصتی برای آنکه از قالب نقشهای عامهپسند و کلیشه «بمب بلوند» خارج شود و سراغ پروژههایی برود که به گفته خودش هم چالشبرانگیزند و هم کمی ترسناک.
جدیدترین تجربه او «هرس بوته رز» است؛ کمدی سیاه و هجویهآمیزی به کارگردانی کریم عینوز و نویسندگی افتیمیس فیلیپو، فیلمنامهنویسی که بیش از همه با همکاریهایش با یورگوس لانتیموس شناخته میشود. کالم ترنر، رایلی کیو، ال فانینگ، جیمی بل، النا آنایا و لوکاس گیج نیز در گروه بازیگران این اثر حضور دارند؛ فیلمی که از امروز در شماری از سینماهای آمریکا اکران شده است.
داستان «هرس بوته رز» بر خانوادهای ثروتمند و آمریکایی تمرکز دارد که در اسپانیا، در انزوایی پرزرقوبرق و لذتجویانه زندگی میکنند. اعضای این خانواده عشق و تأیید را در رابطههای درونخانوادگی، لباسهای برند و موسیقی پاپ جستوجو میکنند؛ تا اینکه ورود یک غریبه، تنشهای مدفون و پیوندهای شکننده میان آنها را آشکار میکند.
اندرسون در فیلم نقش مادر متوفای خانواده را بازی میکند؛ زنی که پس از حمله مرگبار یک گله گرگ، تقریباً چیزی از پیکرش برای خاکسپاری باقی نمانده است. با این حال، یاد او در قالب مجسمهای بتنی و عریان بر فراز گوری تقریباً خالی در محوطه خانه خانواده زنده مانده؛ مکانی که دیدارهای مداوم اعضای خانواده از آن، اغلب به فوران احساسات و تنش ختم میشود.
او درباره فضای فیلم میگوید رخدادهای شوکهکننده داستان صرفاً برای ایجاد هیجان نیستند، بلکه از دل جهان بیحس و بیهمدلی شخصیتها بیرون میآیند. اندرسون با اشاره به مواجهه نخستین خود با فضای لسآنجلس یادآوری میکند که در آن سالها، گفتوگوهای دائمی درباره پول برایش عجیب بود: او تصور میکرد دیگران از ارقام کوچک حرف میزنند، اما بحث بر سر میلیونها دلار بود. همین فاصله با دنیای ثروت افراطی، به او کمک کرده تا امروز چنین جهانهایی را از زاویهای انتقادیتر ببیند.
این بازیگر کانادایی با نگاهی صادقانه به مسیر حرفهای خود، میگوید زمانی تصور میکرد زندگیاش در یک بنبست قرار گرفته است. حضور در آثار محبوبی چون «بیواچ»، «Home Improvement»، «Barb Wire»، مجموعه واقعنمای «Pam: Girl on the Loose» و دو دوره شرکت در «Dancing With the Stars» برایش تجربههایی خوشایند بودهاند، اما توجه رسانهای گسترده به زندگی شخصیاش، باعث شد تصور کند کسی دیگر او را برای نقشهای جدی و دراماتیک انتخاب نخواهد کرد.
به باور اندرسون، اجرای نقش راکسی هارت در نمایش موزیکال «شیکاگو» در برادوی و مستند نتفلیکس «Pamela, a Love Story» که پسرش ساخت، نگاه مخاطبان و سینماگران به او را تغییر داد. پس از آن، پافشاری جیا کوپولا برای حضورش در «آخرین شوگرل» دری تازه به روی او گشود؛ دری که از آن زمان به بعد بسته نشده است.
او اکنون فهرست متنوعی از فیلمهای آماده اکران دارد: «Place to Be» ساخته کورنل موندروتسو که قرار است در جشنواره ونیز نمایش داده شود، نخستین فیلم بلند مایکل سرا در مقام کارگردان با عنوان «Love Is Not the Answer»، فیلم «Somedays» در کنار بیلی باب تورنتون، «Alma» به کارگردانی سالی پاتر و «Queen of the Falls» ساخته رانیا عطیه و دنیل گارسیا که در آن مقابل گای پیرس بازی میکند.
اندرسون این دوره را فرصتی دوباره میداند و تأکید میکند که نمیخواهد آن را بدیهی فرض کند. به اعتقاد او، بازیگر حتی اگر در فیلمی نقشی کوتاه داشته باشد، باید برای معرفی و حمایت از آن اثر تلاش کند؛ بهخصوص در دورهای که سالنهای سینما و صنعت فیلم با شرایط دشواری روبهرو هستند. او میگوید تبلیغ فیلم فقط حمایت از یک بازیگر نیست، بلکه احترام به کار گروه بزرگی از آدمهایی است که برای ساختهشدن آن زحمت کشیدهاند.
با وجود این شروع تازه، پرسش درباره بازگشت او به «بیواچ» همچنان مطرح است؛ سریال محبوب دهه ۹۰ که شبکه فاکس در حال بازسازی آن با حضور استیون امل، شی میچل و بروکس نیدر است. در شرایطی که دیوید چوکاکی و اریکا النیاک، از بازیگران نسخه اصلی، برای حضور در پروژه تازه به ونیس بازمیگردند، اندرسون روشن و بیتعارف میگوید هیچ برنامهای برای بازگشت ندارد.
او توضیح میدهد که تاکنون کسی با او تماس نگرفته و اطلاعات زیادی هم درباره این بازسازی ندارد؛ هرچند شنیده بود مدتی با پسرانش درباره تهیهکنندگی گفتوگوهایی انجام شده است. اندرسون برای عوامل نسخه تازه آرزوی موفقیت میکند و با محبت از روزهای کار در ساحل یاد میکند، اما میگوید آن مرحله از زندگی حرفهایاش به پایان رسیده است.
پاملا اندرسون همچنان برای «بیواچ» و نقشی که شهرت جهانی برایش به ارمغان آورد احترام قائل است، اما حالا کنجکاوتر از آن است که دوباره به گذشته برگردد. او میخواهد شخصیتهایی تازه را تجربه کند، شاید دوباره به تئاتر برگردد و انتخابهایی جسورانه داشته باشد؛ انتخابهایی که هم مخاطب را غافلگیر کند و هم خود او را.





