بیل جرزی، مستندساز نامدار آمریکایی و خالق «A Time for Burning» در ۹۹ سالگی درگذشت
فیلمساز پرکار منطقه خلیج سانفرانسیسکو که بیش از نیم قرن مستند نوشت، کارگردانی کرد، فیلمبرداری و تدوین کرد، با دو نامزدی اسکار و سه نامزدی امی از دنیا رفت.

بیل جرزی، مستندساز آمریکایی که کارنامهاش از حقوق مدنی و سیاست تا هنر، علم و تاریخ را در بر میگرفت، در ۹۹ سالگی درگذشت. همسرش، شرلی کسلر، اعلام کرد که او ۲۴ ژوئیه بر اثر نارسایی احتقانی قلب در خانهاش در لمبرتویلِ نیوجرسی از دنیا رفته است.
جرزی در طول بیش از پنج دهه فعالیت حرفهای، عملاً بسیاری از مراحل تولید آثارش را شخصاً پیش میبرد؛ از نگارش و کارگردانی تا فیلمبرداری، تدوین و تهیهکنندگی. او برای «A Time for Burning» محصول ۱۹۶۷ و «Super Chief: The Life and Legacy of Earl Warren» محصول ۱۹۹۰، نامزد جایزه اسکار بهترین مستند بلند شد.
«A Time for Burning» داستان تلاش ناموفق یک کشیش سفیدپوست لوتری برای ایجاد ارتباط با جامعه سیاهپوستان اوماها در نبراسکا را روایت میکرد. این فیلم به دلیل اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیباییشناختیاش، در سال ۲۰۰۵ به فهرست ملی ثبت فیلم کتابخانه کنگره آمریکا راه یافت. مستند دیگر او، «Super Chief: The Life and Legacy of Earl Warren»، پرترهای از ارل وارن، قاضی ارشد دیوان عالی آمریکا، بود که گرگوری پک روایت آن را بر عهده داشت.
از دیگر افتخارات جرزی میتوان به جایزه انجمن بینالمللی مستند و دو نامزدی امی برای مجموعه مستند «The Rise and Fall of Jim Crow» اشاره کرد؛ مینیسریالی از شبکه پیبیاس که در سال ۲۰۰۲ با روایت ریچارد راوندتری پخش شد و به تاریخ تبعیض نژادی و قوانین جداسازی در آمریکا میپرداخت. او همچنین مستندهایی درباره روند ساخت فیلمهای «One Flew Over the Cuckoo’s Nest» و «Amadeus» تولید کرد.
بیل جرزی شرکت کوئست پروداکشنز (Quest Productions) را در سال ۱۹۶۰ در نیویورک تأسیس کرد و در سال ۱۹۸۱ آن را به امریویلِ کالیفرنیا منتقل کرد. او از سال ۱۹۸۵ فعالیت شرکت را در مرکز رسانهای زینتز در برکلی ادامه داد؛ مکانی که برای دههها محل رفتوآمد فیلمسازان مستقل بود. گری مایر، از بنیانگذاران زنجیره سینماهای لندمارک، درباره او گفته بود: «هر فیلمسازی که به بازخورد نیاز داشت، در هر مرحلهای از تولید میتوانست سراغ بیل برود. اگر کسی دنبال نظر صادقانه بود، از بیل میپرسید. او به شکلگیری و کامل شدن پروژههای زیادی کمک کرد.»
جرزی در ۹ ژوئن ۱۹۲۷ با نام ویلیام کلیفورد جرزی جونیور در کویینز نیویورک به دنیا آمد و در لانگآیلند بزرگ شد. پس از پایان دبیرستان در سال ۱۹۴۵، در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد و سپس در کالج هاتن، کالج ویتن و مدرسه هنرهای سینمایی دانشگاه یواسسی تحصیل کرد. او در سال ۱۹۵۷ مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت.
نخستین تجربههای سینمایی جرزی در مقام مدیر هنری، به فیلمهای «Manhunt in the Jungle» و «The Blob» با بازی استیو مککوئین در سال ۱۹۵۸ بازمیگردد. او پس از بازگشت به شرق آمریکا، در مجموعه آنتولوژی «The DuPont Show of the Week» نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی کرد. اپیزود «Manhattan Battleground» در سال ۱۹۶۳ که درباره مددکاری اجتماعی از جامعه کوئیکرها در محله اسپانیایینشین هارلم نیویورک بود، نخستین نامزدی امی را برای او به همراه آورد.
از میان آثار متنوع او میتوان به «Faces of the Enemy» درباره روانشناسی غیرانسانیدیدن دشمن در جنگ، «Naked to the Bone» درباره تصویربرداری امآرآی، «Eames: The Architect & the Painter» درباره چارلز و ری ایمز، طراحان مدرنیست، و «American Reds: The Rise and Fall of the American Communist Party» اشاره کرد. مستند «Eames: The Architect & the Painter» در سال ۲۰۱۱ جایزه پیبادی را دریافت کرد.
او در آثارش به سراغ موضوعاتی چون آبراهام لینکلن، تقابل خلقتگرایی و فرگشت، مایا آنجلو، جرایم سازمانیافته، روابط آمریکا و شوروی، رنسانس ایتالیا و تلاش برای ساخت واکسن ایدز نیز رفت و در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو تدریس میکرد.
جرزی در کنار سینما، نقاش منظره هم بود و در ۱۸ سال پایانی زندگیاش در ساحل شرقی آمریکا زندگی میکرد. به گفته همسرش، او در استودیوی خود و در میان آثار نقاشیاش از دنیا رفت.
بیل جرزی از همسرش شرلی کسلر، که در سال ۱۹۸۵ با او ازدواج کرد، و پنج فرزندش بث، تاد، برایان، کالین و جاش به یادگار مانده است. بث جرزی درباره پدرش گفته است: «اگر بخواهم با یک کلمه توصیفش کنم، میگویم “بزرگ”. او از زندگی بزرگتر به نظر میرسید؛ میرفت و این فیلمهای شگفتانگیز را میساخت و جایزه میبرد، آن هم بدون اینکه هیچوقت فیلمنامه داشته باشد.»
میراث جرزی فقط در جوایز و فیلمهایش خلاصه نمیشود؛ او از آن فیلمسازانی بود که مستند را ابزاری برای نگاه دقیقتر به جامعه میدانست و در عین حال، راهنمایی قابل اتکا برای نسلهای بعدی بود. کارنامه او نشان میدهد یک دوربین، وقتی با کنجکاوی، صبوری و مسئولیتپذیری همراه شود، میتواند تاریخ را نه فقط ثبت، بلکه قابل گفتوگو کند.





