دمت آکباع برای نخستین بار در یک فیلم کوتاه بازی کرد؛ «دنیا آنطور که تو میدانی نیست» راهی جشنوارهها میشود

دمت آکباع (Demet Akbağ)، بازیگر مطرح سینما و تلویزیون ترکیه، برای نخستین بار در کارنامه حرفهای خود در یک فیلم کوتاه ایفای نقش کرده است. این بازیگر در پروژه «دنیا آنطور که تو میدانی نیست» (Dünya Senin Bildiğin Gibi Değil) حضور دارد؛ فیلمی که قرار است در دوره پیش رو، سفر جشنوارهای خود را آغاز کند.
کارگردانی این اثر را سامت کارامان (Samet Karaman) بر عهده دارد و در کنار دمت آکباع، بازیگرانی چون بیهتر دینچل (Bihter Dinçel)، فاتح آل (Fatih Al)، اونور گورچای (Onur Gürçay)، اردم کاینارجا (Erdem Kaynarca)، ابراهیم شاهین (İbrahim Şahin) و آلپ اوزبایرام (Alp Özbayram) نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
فیلمنامه این فیلم را بیلگهسو کاساپاوعلو آکچارداک (Bilgesu Kasapoğlu Akçardak) نوشته و این اثر با امضای اودهاو یاپیم (ODO Yapım) تولید شده است. تهیهکنندگی پروژه را اردم کاینارجا، جنک آردا اکشیاوعلو (Cenk Arda Ekşioğlu) و اجه آکبییک (Ege Akbıyık) بر عهده دارند. همچنین دوعا گونیکایا (Doğa Güneykaya)، برات گولایان (Berat Gülayan) و مریح ارماکاستار (Merih Ermakastar) به عنوان همتهیهکننده در این پروژه حضور دارند.

موسیقی فیلم نیز توسط جنک اردوعان (Cenk Erdoğan)، آهنگسازی که با فعالیتهای بینالمللیاش شناخته میشود، ساخته شده است. سازندگان فیلم در نظر دارند این اثر را در ماههای آینده با نمایش در جشنوارهها در معرض دید مخاطبان قرار دهند.
داستان «دنیا آنطور که تو میدانی نیست» در یکی از محلههای قدیمی استانبول میگذرد؛ محلهای که به تدریج در حال از دست دادن بافت کهنه و هویت گذشته خود است. محور اصلی فیلم، زنی تنها به نام ملیحا است که زندگیاش را با عادتهای کوچک و روزمره پیش میبرد.
ماجرا از جایی شروع میشود که روسری ملیحا از بالکن به پایین میافتد و غریبهای آن را به او بازمیگرداند. ملیحا که میخواهد از این فرد تشکر کند، برای دادن انعام، کارت بانکی و رمز آن را در اختیار او میگذارد. همین اعتماد غیرمنتظره، در همان روز به بحرانی بزرگ برای خانواده او تبدیل میشود.

فرزندان ملیحا پیشتر زمینی متعلق به او را فروخته و پول آن را به حساب متصل به همان کارت واریز کردهاند. وقتی متوجه میشوند کارت در دست یک غریبه است، موجی از وحشت و تنش در خانواده شکل میگیرد. در ابتدا، خواهر و برادرها حافظه مادرشان را زیر سئوال میبرند، اما خیلی زود بیاعتمادی میان خودشان، شکاف نسلی و خشمهای فروخورده قدیمی نیز آشکار میشود.
این فیلم با زبانی مبتنی بر طنز سیاه، پرسشی مهم را مطرح میکند: «به چه کسی و چرا اعتماد میکنیم؟» اثری که این سئوال را در بستر پیشداوریهای طبقاتی و نقشهای تثبیتشده درون خانواده به بحث میگذارد و از همین حالا یکی از پروژههای کنجکاویبرانگیز برای علاقهمندان سینمای جشنوارهای به شمار میرود.





