تابستانی که گیشه مستقل را غافلگیر کرد؛ از رکوردشکنی «Obsession» تا شکستهای پرسروصدا
فیلمهای مستقل و شرکتهای کوچک توزیع در تابستان امسال نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار در آمریکای شمالی فروختند، اما بخش عمده این موفقیت به دو پدیده غیرمنتظره، «Obsession» و «Backrooms»، گره خورده است.

مدتی تصور میشد سینمای مستقل و فیلمهای میانبودجه در دوران پس از سلطه پلتفرمهای استریم، دیگر جای محکمی روی پرده بزرگ ندارند؛ انگار تماشاگران فقط برای فرنچایزهای عظیم، ابرقهرمانها و رویدادهای پرهزینه بلیت میخرند. با این حال، تابستان امسال چند فیلم غیرمنتظره این معادله را بههم زدند و نشان دادند اگر یک اثر بتواند حس «رویداد بودن» ایجاد کند، مخاطب همچنان راه سینما را پیدا میکند.
بر اساس آمار رنترک، شرکتهای مستقل و مینیمیجرها از اول مه تا ۲۶ اوت، ۳۱۵ فیلم را در آمریکای شمالی اکران کردند که در مجموع ۷۹۵.۶ میلیون دلار فروش داشتند. این رقم حدود ۱۸ درصد از فروش ۴.۴۴ میلیارد دلاری کل گیشه تابستان را تشکیل میدهد؛ سهمی قابل توجه برای بخشی از بازار که معمولاً با سالنهای کمتر، تبلیغات محدودتر و رقابت سنگینتر روبهروست.
اما پشت این تصویر امیدوارکننده، واقعیتی ناهموار قرار دارد. «Obsession» و «Backrooms» بهتنهایی ۵۸ درصد از فروش کل فیلمهای مستقل را به دست آوردند. از میان ۳۱۵ عنوان اکرانشده، فقط ۵۱ فیلم توانستند فروش داخلی بالاتر از یک میلیون دلار داشته باشند و ۱۵۸ فیلم حتی به ۱۰۰ هزار دلار نیز نرسیدند؛ آثاری که رویهمرفته فقط ۳.۸ میلیون دلار فروش کردند. بنابراین تابستان سینمای مستقل، همزمان داستان پیروزیهای غیرقابلپیشبینی و فاصله عمیق میان برندگان و بازندگان بود.
بزرگترین شگفتی این فصل، «Obsession» از فوکس فیچرز بود که ۲۶۳.۴ میلیون دلار در آمریکای شمالی فروخت و فروش جهانیاش از ۵۰۰ میلیون دلار گذشت. فیلم کَری بارکر با بودجهای حدود ۷۵۰ هزار دلار ساخته شد و پس از نمایش در جشنواره تورنتو، با قراردادی ۱۵ میلیون دلاری خریداری شد. موفقیت آن فقط در رقم فروش خلاصه نمیشود؛ فیلم در دومین و سومین آخرهفته اکرانش رشد کرد، ۱۱ هفته در میان ۱۰ فیلم پرفروش باقی ماند و با وجود این دوام خیرهکننده، هرگز صدرنشین گیشه نشد. چنین روندی بیش از هر چیز از قدرت تبلیغات دهانبهدهان و ماندگاری واقعی فیلم میان مخاطبان خبر میدهد.
«Backrooms» از استودیو A24 نیز مسیر مشابهی را، اینبار در قلمرو وحشت، طی کرد. فیلم کین پارسونز، فیلمسازی جوان با سابقه فعالیت در یوتیوب، ۱۹۷.۵ میلیون دلار در بازار داخلی و ۳۹۵ میلیون دلار در جهان فروش داشت؛ آن هم با بودجهای ۱۰ میلیون دلاری. این فیلم اکنون بزرگترین موفقیت A24 به شمار میآید و حتی از «Marty Supreme» با بازی تیموتی شالامی پیشی گرفته است؛ اثری که فروش جهانیاش به ۱۹۲ میلیون دلار رسید. هالیوود حالا مشتاقانه در پی یافتن «Backrooms» یا «Obsession» بعدی است، هرچند ساختن چنین پدیدههایی با فرمول و سفارشنامه ممکن نیست.
از دیگر موفقیتهای مهم، «Hadestown: The Musical» بود که با همکاری بلیکر استریت و الدی اینترتیمنت به فروش ۲۰.۷ میلیون دلاری رسید. نسخه فیلمبرداریشده این موزیکال وستاند ابتدا برای اکرانی محدود و پنجشبه برنامهریزی شده بود، اما استقبال مخاطبان باعث شد بارها مدت نمایشش تمدید شود. این اثر در نهایت رکورد «Hamilton» را شکست و به پرفروشترین فیلمبرداری از اجرای صحنهای در تاریخ تبدیل شد؛ موفقیتی که نشان میدهد نمایشهای موزیکال، اگر درست بهعنوان تجربهای جمعی عرضه شوند، میتوانند تماشاگر را به سالنها بکشانند.

در رده آثار موفق اما کوچکتر، «The Invite» از A24 با فروش ۲۵.۲ میلیون دلار قرار دارد. این کمدی تلخ درباره روابط زوجها و جابهجایی شریک عاطفی، با تکیه بر نقدهای مثبت و بازی اولیویا وایلد، ست روگن، پنهلوپه کروز و ادوارد نورتون به یکی از آثار موفق هنری تابستان تبدیل شد. فیلم پس از خرید ۱۲ میلیون دلاری در جشنواره ساندنس، نگرانیهایی درباره امکان ارتباطش با مخاطب گستردهتر ایجاد کرده بود، اما نتیجه نهایی نشان داد گفتوگوهای تند و نگاه بیپردهاش به ازدواج، مخاطبان کنجکاوی پیدا کرده است.
«Tuner» از بلکبیر نیز با فروش ۴.۵ میلیون دلاری، نمونهای از موفقیت آرام اما قابل دفاع بود. فیلم هرگز در بیش از ۵۰۴ سالن اکران نشد، اما به لطف گسترش تدریجی و دوام فروش، توانست از یک اکران محدود فراتر برود. فروش جهانی ۱۴.۴ میلیون دلاری آن نیز به موقعیت رو به رشد لئو وودال و دنیل روهر کمک کرده است.
«Maddie’s Secret» از مگنولیا با فروش ۱.۲ میلیون دلار، روی کاغذ شاید موفقیتی عظیم به نظر نرسد، اما نسبت به بودجه حدود ۷۵۰ هزار دلاری و ماهیت بسیار خاص فیلم، نتیجهای درخشان محسوب میشود. این هجویه کمپی با حالوهوای فیلمهای تلویزیونی دهه ۱۹۸۰ و الهامگرفته از جهان جان واترز، مخاطب هدف خود را بهخوبی پیدا کرد. حضور جان ارلی در شماری از نمایشها نیز به آن کمک کرد تا با وجود اکران حداکثری در ۱۴۹ سالن، به یک موفقیت کالت بدل شود.
در سوی دیگر، تعدادی از فیلمهای پرامید نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. «I Love Boosters» از نئون با فروش ۹.۷ میلیون دلار، بهرغم حمایت پرشور هواداران و تبلیغات پیگیرانه بوتس رایلی، به موفقیت بزرگ مورد انتظار تبدیل نشد. فیلم با افتتاحیه ۳.۷ میلیون دلاری و ضریب فروش ۲.۵ برابری، عملکردی قابل احترام داشت، اما بودجه ۲۰ میلیون دلاریاش و مقایسه با موفقیت پیشین رایلی، «Sorry to Bother You»، باعث میشود نتیجه تجاری آن چندان رضایتبخش نباشد.
«Teenage Sex and Death at Camp Miasma» از موبی نیز نتوانست به جهش بزرگ بعدی برای جین شونبرون تبدیل شود. این فیلم که با اکران در کن، بازیگران پرسروصداتر و بودجه ۱۰ میلیون دلاری وارد بازار شد، در شروع اکران محدودش میانگین فروش قابل توجهی داشت؛ اما گسترش اکران آن کمتر از انتظار ظاهر شد. فروش بینالمللی میتواند بخشی از فشار تجاری را کاهش دهد، ولی به نظر میرسد فیلم فاصله چندانی با عملکرد «I Saw the TV Glow» نخواهد داشت.
«Super Troopers 3» از سرچلایت پیکچرز نیز تنها ۷.۳ میلیون دلار در گیشه داخلی و حدود ۷.۷ میلیون دلار در جهان فروخت؛ رقمی بسیار پایینتر از «Super Troopers 2» که در سال ۲۰۱۸ به فروش جهانی ۳۲ میلیون دلاری رسید. این افت نشان میدهد حتی کمدیهای دارای مخاطب وفادار نیز برای بازگرداندن تماشاگران به سینما، نمیتوانند صرفاً روی نوستالژی یک برند حساب کنند.

بخش تلختر ماجرا به فیلمهایی مربوط میشود که با وجود نامهای معتبر یا ایدههای جذاب، در گیشه تقریباً ناپدید شدند. «Gail Daughtry and the Celebrity Sex Pass» از سونی پیکچرز کلاسیکس، با حضور دیوید وین، کن مارینو، جان هم و جان اسلتری، کمتر از یک میلیون دلار در هزار سالن افتتاح شد و در نهایت به ۱.۴ میلیون دلار رسید. «I Want Your Sex» از گرگ آراکی نیز با اکران همزمان با «Spider-Man: Brand New Day»، تنها ۱.۴ میلیون دلار فروش کرد؛ هرچند این رقم ممکن است در کارنامه مالی آراکی بد نباشد، اما فیلم نتوانست به بحث فرهنگی یا جنجال مورد انتظار دست پیدا کند.
«Her Private Hell» از نئون، تازهترین فیلم نیکلاس ویندینگ رفن، با فروش ۹۱۲ هزار دلار از جدیترین ناکامیهای این گروه بود. رفن همچنان به جهان بصری خاص، خشن و قطبیکننده خود وفادار است؛ همان مسیری که از «Drive» تا «Only God Forgives» و «The Neon Demon» ادامه داشته است. با این همه، تکرار شکستهای تجاری میتواند تأمین سرمایه برای آثار بلندپروازانه و شخصی او را دشوارتر کند.
تابستان امسال یک پیام روشن برای صنعت سینما داشت: تماشاگران لزوماً از فیلمهای کوچک یا غیرمتعارف روی برنگرداندهاند، اما برای انتخاب آنها به دلیلی قانعکننده نیاز دارند؛ یک ایده تازه، وحشتی متفاوت، موجی از توصیههای مخاطبان یا تجربهای که حس کنند باید همان هفته اول و در کنار دیگران ببینند. «Obsession» و «Backrooms» ثابت کردند سینمای مستقل هنوز میتواند بازار را تکان دهد، اما آمار صدها فیلم کمفروش نیز یادآوری میکند که راه میان دیدهشدن در یک جشنواره تا تبدیل شدن به رویداد گیشه، باریکتر و بیرحمتر از همیشه است.





