دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیوننگاهی اجمالی

۶ تحول بزرگ که تلویزیون دهه ۱۹۷۰ را برای همیشه تغییر داد

از تولد فوتبال شبانه و فیلم‌های تلویزیونی تا افزایش حضور سیاه‌پوستان، زنان پلیس و موسیقی زنده؛ تلویزیون آمریکا در دهه ۷۰ همراه با جامعه پوست انداخت

هنر اغلب دنباله‌رو فرهنگ است. هر زمان تغییر بزرگی در جامعه رخ می‌دهد، سینما و تلویزیون نیز دیر یا زود آن را بازتاب می‌دهند؛ گاهی با جسارت و گاهی در قالب سرگرمی‌هایی که پیام‌های تازه را بی‌سروصدا وارد خانه‌ها می‌کنند.

تلویزیون آمریکا در دهه ۱۹۷۰ نمونه روشنی از این رابطه است. آزادی‌های فکری و اجتماعی شکل‌گرفته در دهه ۶۰، در سال‌های بعد به برنامه‌سازان اجازه داد قالب‌ها، شخصیت‌ها و موضوعاتی را تجربه کنند که پیش‌تر جایی در شبکه‌های سراسری نداشتند. دوره‌ای که بعدها با عنوان «دهه من» شناخته شد، نگاه مردم به هویت فردی، حقوق اجتماعی، سرگرمی و سبک زندگی را تغییر داد و تلویزیون نیز از این موج جدا نماند.

سریال «All in the Family» و دیگر آثار نورمن لیر بخشی مهم از این دگرگونی بودند، اما تغییرات فقط به کمدی‌های اجتماعی محدود نشد. مرور جدول پخش شبکه‌ها در دهه ۷۰ نشان می‌دهد بسیاری از عناصر عادی تلویزیون امروز، از مسابقات ورزشی در ساعات پربیننده گرفته تا برنامه‌های گفت‌وگومحور آخر شب، در همان دوره تثبیت شدند.

فوتبال آمریکایی به ساعات پربیننده رسید

تا سال ۱۹۷۰، تلویزیون آمریکا جسورتر شده بود و سرگرمی بیش از همیشه اهمیت داشت. لیگ ملی فوتبال آمریکا، ان‌اف‌ال (NFL)، نیز به لطف ستاره‌ای چون جو نامت و ادغام این لیگ با رقیب تازه‌نفسش، ای‌اف‌ال (AFL)، جذابیت عمومی بیشتری پیدا کرده بود.

پیت روزل، کمیسر وقت ان‌اف‌ال، ایده‌ای بحث‌برانگیز را مطرح کرد: مسابقات فوتبال حرفه‌ای در ساعات پربیننده شب پخش شوند. پخش ورزش در چنین زمانی تصمیمی پرریسک محسوب می‌شد، زیرا شبکه‌ها معمولاً این بازه را به محبوب‌ترین سریال‌ها و برنامه‌های سرگرمی خود اختصاص می‌دادند.

پس از چند آزمایش محدود، شبکه ای‌بی‌سی این فرصت را پذیرفت. رون آرلج، مدیر بانفوذ شبکه، هاوارد کوسل و «دندی دان» مردیت را در کنار کیت جکسون به اتاق گزارش آورد. یک سال بعد، فرانک گیفورد جای جکسون را گرفت.

نتیجه، شکل‌گیری برنامه «Monday Night Football» بود؛ قالبی که فوتبال آمریکایی را از یک رقابت ورزشی صرف به رویدادی بزرگ و تلویزیونی تبدیل کرد. حضور گزارشگران پرشخصیت، شوخی‌ها، بحث‌ها و هیجان اجرای زنده، تجربه تماشای مسابقه را تغییر داد. از آن پس، ورزش در ساعات پربیننده به یکی از پایه‌های مهم برنامه‌سازی شبکه‌های آمریکایی تبدیل شد.

حضور فراگیرتر سیاه‌پوستان در تلویزیون

جنبش حقوق مدنی آمریکا در دهه ۶۰، تصورات قدیمی درباره نژاد و بازنمایی اجتماعی را به چالش کشیده بود. تلویزیون نیز به‌تدریج ناچار شد از نمایش کلیشه‌ای شخصیت‌های سیاه‌پوست فاصله بگیرد و نقش‌های واقعی‌تر و متنوع‌تری برای بازیگران رنگین‌پوست در نظر بگیرد.

سریال «Julia» در سال ۱۹۶۸ یکی از موانع مهم را کنار زده بود. دایان کارول در این مجموعه نقشی اصلی و غیرکلیشه‌ای داشت؛ اتفاقی که در تلویزیون جریان اصلی آن دوران اهمیت فراوانی پیدا کرد.

این مسیر در سال ۱۹۷۰ با اقتباس تلویزیونی «Barefoot in the Park» ادامه یافت. نمایشنامه نیل سایمون پیش‌تر در سال ۱۹۶۷ با بازی رابرت ردفورد و جین فوندا به فیلم تبدیل شده بود، اما نسخه تلویزیونی آن با گروهی تقریباً تماماً سیاه‌پوست ساخته شد و به نخستین کمدی موقعیت با چنین ترکیبی تبدیل شد.

اسکویی میچل، تریسی رید، تلما کارپنتر و نیپسی راسل از بازیگران اصلی این مجموعه بودند. «Barefoot in the Park» تنها یک فصل دوام آورد، اما اهمیت تاریخی آن فراتر از تعداد قسمت‌ها بود. این سریال یکی از چند برنامه سال ۱۹۷۰ بود که ستارگان سیاه‌پوست را در مرکز داستان قرار داد؛ روندی که سرانجام در تلویزیون آمریکا ریشه گرفت و راه را برای تولیدات متنوع‌تر باز کرد.

این تحول یک‌شبه رخ نداد و بسیاری از نقش‌ها همچنان زیر سایه نگاه کلیشه‌ای نوشته می‌شدند. بااین‌حال، ورود خانواده‌ها و شخصیت‌های سیاه‌پوست به متن اصلی برنامه‌های سرگرمی نشان داد شبکه‌ها دیگر نمی‌توانند واقعیت جامعه آمریکا را نادیده بگیرند.

فیلم‌های بزرگ برای پخش تلویزیونی ساخته شدند

تا آغاز دهه ۱۹۷۰، فیلم‌هایی که بیشترین توجه مخاطبان تلویزیون را جلب می‌کردند، معمولاً همان آثار سینمایی بودند که پس از پایان اکران به شبکه‌های سراسری می‌رسیدند. شبکه ای‌بی‌سی با راه‌اندازی قالب «Movie of the Week» این الگو را تغییر داد و نشان داد یک فیلم تولیدشده برای تلویزیون نیز می‌تواند به رویدادی مهم تبدیل شود.

موفقیت این ابتکار باعث شد شبکه‌های دیگر نیز فیلم‌های اختصاصی تلویزیونی را به جدول پخش خود اضافه کنند. این آثار از نظر موضوعی آزادی بیشتری داشتند و گاهی به سراغ مسائل حساسی می‌رفتند که سریال‌های هفتگی یا حتی برخی فیلم‌های سینمایی از پرداختن به آن‌ها پرهیز می‌کردند.

از نمونه‌های شاخص این جریان می‌توان به «Duel» اشاره کرد؛ تریلر نفس‌گیر سال ۱۹۷۱ که یکی از نخستین موفقیت‌های مهم استیون اسپیلبرگ به شمار می‌رود. فیلم «That Certain Summer» محصول ۱۹۷۲ نیز برای نخستین بار در تلویزیون آمریکا تصویری همدلانه از یک زوج همجنس‌گرا ارائه داد. «Brian’s Song» در سال ۱۹۷۱ هم به درامی عاطفی و بسیار محبوب تبدیل شد.

در همین دوره، شبکه ان‌بی‌سی قالب تازه «NBC Mystery Movie» را معرفی کرد. این مجموعه به‌صورت چرخشی داستان‌های چند شخصیت و سریال مختلف را نمایش می‌داد و آثاری مانند «Columbo»، «McMillan & Wife» و «McCloud» در چارچوب آن روی آنتن می‌رفتند.

فیلم تلویزیونی در دهه ۷۰ دیگر محصولی کم‌اهمیت یا جایگزینی ارزان برای سینما نبود. این قالب به بستری برای تجربه‌گرایی، طرح مسائل اجتماعی و معرفی فیلم‌سازان تازه تبدیل شد؛ مسیری که سال‌ها بعد در قالب مینی‌سریال‌ها و فیلم‌های اختصاصی شبکه‌ها و سرویس‌های استریم ادامه پیدا کرد.

برنامه‌های آخر شب از سایه جانی کارسون بیرون آمدند

برنامه «The Tonight Show» با اجرای جانی کارسون برای بسیاری از تماشاگران پایان رسمی شب بود، اما مخاطبان جوان‌تر تمایلی نداشتند پس از آن فقط فیلم‌های درجه‌دو تماشا کنند. شبکه‌ها به‌تدریج متوجه شدند ساعات پس از نیمه‌شب نیز ظرفیت تبدیل شدن به یک بازه مهم تلویزیونی را دارد.

شبکه ان‌بی‌سی در سال ۱۹۷۳ برنامه «The Tomorrow Show» را راه‌اندازی کرد. انگیزه اولیه شبکه کاملاً فرهنگی نبود؛ پس از ممنوعیت تبلیغات سیگار در تلویزیون، ان‌بی‌سی به دنبال راهی برای جبران بخشی از درآمد ازدست‌رفته خود می‌گشت و توسعه ساعات پخش می‌توانست فرصت‌های تجاری تازه‌ای ایجاد کند.

اما برنامه با اجرای تام اسنایدر هویتی فراتر از محاسبات مالی پیدا کرد. جسارت، رفتارهای خاص و سبک گفت‌وگوی مستقیم اسنایدر، مصاحبه‌هایی متفاوت و گاه پیش‌بینی‌ناپذیر می‌ساخت. «The Tomorrow Show» نشان داد برنامه آخر شب می‌تواند جدی، سرگرم‌کننده و شخصیت‌محور باشد و فقط نقش پرکننده جدول پخش را نداشته باشد.

این برنامه یکی از الگوهای مهم برای گفت‌وگوهای آخر شب شد؛ قالبی که اکنون بخش ثابتی از تلویزیون است و مجریان متعددی بر پایه شخصیت، شوخ‌طبعی و توانایی مصاحبه خود در آن به شهرت می‌رسند.

زنان نشان پلیس به سینه زدند

جنبش آزادی زنان یا «Women’s Lib» در دهه ۱۹۷۰ حضوری پررنگ در رسانه‌ها و اخبار داشت. فرهنگ عامه و صنعت تبلیغات نیز به‌سرعت از این موج استفاده کردند؛ از تبلیغ سیگارهای ویرجینیا اسلیمز گرفته تا نمایش زنانی که وارد مشاغل سنتی و مردانه می‌شدند.

تلویزیون در سال ۱۹۷۴ دو زن پلیس را در مرکز مجموعه‌های جنایی قرار داد. ترزا گریوز در سریال «Get Christie Love!» نقش‌آفرینی کرد و انجی دیکینسون نیز ستاره «Police Woman» شد. اهمیت این دو مجموعه در آن بود که زنان دیگر فقط همسر، قربانی یا همراه قهرمان مرد نبودند؛ آن‌ها خود پرونده‌ها را دنبال می‌کردند و نقش اصلی ماجرا را بر عهده داشتند.

البته این تغییر بدون تناقض نبود. شبکه‌ها از یک سو استقلال و توانایی حرفه‌ای زنان را برجسته می‌کردند و از سوی دیگر، ظاهر و جذابیت جنسی بازیگران زن را وسیله‌ای برای جذب تماشاگر قرار می‌دادند. این گرایش دو سال بعد در آثاری مانند «Charlie’s Angels» آشکارتر شد؛ سبکی که منتقدان از آن با اصطلاح «Jiggle TV» یاد می‌کردند.

با وجود این نگاه تجاری و گاه جنسیت‌زده، حضور شخصیت‌های زن در نقش مأموران پلیس قدمی مهم بود. این مجموعه‌ها تصور مخاطبان از جایگاه زنان در داستان‌های جنایی و مشاغل قدرت‌محور را گسترش دادند و زمینه را برای کارآگاهان و مأموران زن پیچیده‌تر در دهه‌های بعد فراهم کردند.

موسیقی زنده، شب‌های تلویزیون را تسخیر کرد

پس از آنکه تام اسنایدر ظرفیت برنامه‌سازی در ساعات پایانی شب را نشان داد، برت شوگرمن، تهیه‌کننده تلویزیونی، فرصت دیگری را تشخیص داد. نسل جوان تشنه دیدن اجراهای موسیقی بود، اما هنوز سال‌ها تا آغاز فعالیت ام‌تی‌وی باقی مانده بود و هنرمندان راه‌های محدودی برای ارائه اجرای زنده خود به مخاطبان سراسری داشتند.

شبکه ان‌بی‌سی سرانجام با تولید «The Midnight Special» موافقت کرد. این برنامه به گروه‌ها و خوانندگان اجازه داد موسیقی خود را تقریباً یک دهه پیش از راه‌اندازی ام‌تی‌وی در تلویزیون ملی اجرا کنند. تأکید بر اجرای زنده نیز آن را از برنامه‌هایی که صرفاً قطعات ضبط‌شده را پخش می‌کردند، متمایز می‌ساخت.

کمتر از یک سال بعد، برنامه «Don Kirshner’s Rock Concert» به‌صورت سراسری و خارج از ساختار یک شبکه واحد روی آنتن رفت و میزبان مجموعه دیگری از ستارگان موسیقی شد. این برنامه‌ها موسیقی راک و دیگر سبک‌های محبوب جوانان را با صدایی بلند و حضوری بی‌واسطه به خانه‌ها بردند.

تلویزیون از این طریق نه‌فقط بازتاب‌دهنده سلیقه موسیقایی جوانان، بلکه یکی از عوامل گسترش آن شد. هنرمندی که در چنین برنامه‌هایی ظاهر می‌شد، می‌توانست در یک شب به میلیون‌ها مخاطب دسترسی پیدا کند؛ همان نقشی که موزیک‌ویدئوها و شبکه ام‌تی‌وی در دهه بعد بر عهده گرفتند.

دهه‌ای که قواعد تلویزیون مدرن را نوشت

تحولات تلویزیون دهه ۱۹۷۰ فقط مجموعه‌ای از ایده‌های تازه برای سرگرم کردن مخاطبان نبود. فوتبال شبانه، بازیگران سیاه‌پوست در نقش‌های اصلی، فیلم‌های اختصاصی شبکه‌ها، گفت‌وگوهای پس از نیمه‌شب، زنان پلیس و اجرای زنده موسیقی، همگی پاسخی به جامعه‌ای در حال تغییر بودند.

البته تلویزیون آن دوران همیشه از جامعه جلوتر حرکت نمی‌کرد. گاهی تغییرات را با تأخیر می‌پذیرفت و گاهی جنبش‌های اجتماعی را به محصولی تجاری تبدیل می‌کرد. بااین‌حال، حتی همین تلاش‌های ناقص نیز مرزهای برنامه‌سازی را جابه‌جا کردند و تصویری گسترده‌تر از مخاطبان و خواسته‌هایشان ارائه دادند.

بسیاری از قالب‌هایی که امروز کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند، زمانی تصمیم‌هایی پرخطر و جنجالی بودند. میراث اصلی تلویزیون دهه ۷۰ نیز شاید همین باشد: دورانی که شبکه‌ها فهمیدند فرهنگ عامه فقط با تکرار فرمول‌های قدیمی زنده نمی‌ماند و برای حفظ مخاطب باید صدای تغییرات بیرون از استودیو را شنید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا