دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «رهایی» (The Liberation)؛ سقوط در سراب آرامش و دامی مسموم

وقتی نام فیلم‌های مرتبط با فرقه‌ها و گروه‌های افراطی به میان می‌آید، معمولا ذهنمان به سمت کلیشه‌های آشنا کشیده می‌شود؛ مردانی کاریزماتیک با انگیزه‌های شوم که زنان جوان و بی‌پناه را شست‌وشوی مغزی می‌دهند. اما فیلم The Liberation به شکلی تکان‌دهنده و متفاوت، از دل تمام این الگوهای تکراری فراتر می‌رود تا روایتی زنانه، عمیقا شخصی و نفس‌گیر از جنس تریلرهای پرتعلیق خلق کند. گای ناتیو، فیلم‌ساز برنده اسکار، پس از تجربیاتی چون پوست و گلدا، این بار در اثری که در جشنواره فیلم تلوراید به نمایش درآمد، سراغ یکی از تلخ‌ترین و شخصی‌ترین پرونده‌های زندگی خانوادگی‌اش رفته است: سرنوشت واقعی مادربزرگش، ریتا کوپر. زنی از بازماندگان هولوکاست که در دهه هشتاد میلادی، زندگی آرام و روزمره خود در کنار همسر و فرزندانش را رها کرد تا در دام مسموم فرقه‌ای زنانه به رهبری زنی ده سال جوان‌تر از خودش گرفتار شود.

کری کون در «رهایی» نقشی چندلایه، پیچیده و به‌شدت همدلی‌برانگیز را ایفا می‌کند که بی‌شک یکی از قله‌های بازیگری کارنامه‌اش به شمار می‌رود. ریتا زنی میانسال است که به عنوان معاون شعبه یک بانک در نیوجرسی اوایل دهه هشتاد کار می‌کند، همسری مهربان به نام روبن با بازی تریسی لتس دارد و دو دختر نوجوان پرشور به نام‌های جو و الا خانه‌اش را پر از زندگی کرده‌اند. با این حال، در زیر این ظاهر سامان‌یافته، تروماهای دفن‌شده دوران کودکی در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها و حس تنهایی عمیق، روح او را می‌خراشد؛ دردی که ریتا با قرص‌های آرام‌بخش و خنده‌های گذرا سعی در پنهان کردنش دارد. نقطه عطف داستان زمانی رقم می‌خورد که ریکی با بازی خیره‌کننده لیلی جیمز برای واریز پول به بانک می‌آید و با نگاهی موشکافانه، سنگینی بار درونی ریتا را می‌بیند؛ جرقه‌ای که به پیوندی ویرانگر ختم می‌شود.

جهان فیلم The Liberation با ورود ریتا به کمون روستایی ریکی در پشت دروازه‌های قفل‌شده، ابعادی هراس‌آور به خود می‌گیرد. لیلی جیمز در ارائه‌ای متفاوت و درخشان که یادآور حضور افسارگسیخته آنجلینا جولی در فیلم دختر ازهم‌گسیخته است، رهبر فرقه‌ای را ترسیم می‌کند که شرارتش نه از جنس رفتارهای جنون‌آمیز بیرونی، بلکه در قالب صمیمیت، لبخندهای گرم و نوید دروغین خواهرانگی و التیام جلوه می‌کند. او ریتا را متقاعد می‌کند که پیوندهای گذشته‌اش را قطع کند، موهایش را کوتاه کند و نام جدید نایا را برگزیند. فیلم با فیلم‌نامه‌ای غیرخطی که گای ناتیو به همراه نوآ برمن هرتزبرگ نگاشته است، میان دو خط زمانی در نوسان است؛ روزگاری که ریتا در خانه احساس بیگانگی می‌کرد و سال‌های بعد که دخترانش برای نجات او از دست این فرقه رازآلود راهی سفری پرخطر می‌شوند.

از منظر بصری، «رهایی» با لنزهای دانه‌دار و نورپردازی شاعرانه فابیان گمپر و تودور ولادیمیر پاندورو، بافتی چشم‌نواز با رنگ‌های غبارآلود اوایل دهه هشتاد پدید آورده است. طراحی صحنه دقیق برایان کین و تدوین پرکشش سابین هافمن و یووال اور، ضرب‌آهنگی منسجم می‌آفرینند که هرگز اجازه نمی‌دهد مخاطب نفس راحتی بکشد. در پرده پایانی، فیلم وارد فاز تریلری پر از اضطراب می‌شود؛ جایی که وضعیت اضطراری بیماری دیابت جو با بازی ادسا یانگ، شرایط را به مرز مرگ و زندگی می‌رساند و الا با بازی درخشان بلا رمزی را وادار به نبردی همه‌جانبه علیه باورهای افراطی ریکی و توهمات شفابخشی ساختگی او می‌کند. تماشای رویارویی درخشان تریسی لتس و همسر واقعی‌اش کری کون نیز بر غنای دراماتیک این فروپاشی خانوادگی افزوده است.

عنوان فیلم The Liberation معنایی چندگانه و طعنه‌آمیز پیدا می‌کند؛ رهایی از کابوس‌های گذشته یا افتادن در قفسی نامرئی از سراب خوشبختی؟ گای ناتیو با نگاهی انسانی و بدون قضاوت‌های سطحی، نشان می‌دهد که چگونه یک زن سرخورده و آسیب‌دیده از تروما، در جستجوی پذیرفته‌شدن و آرامش می‌تواند هستی‌اش را ببازد. موسیقی دلهره‌آور داشا دائن‌هاور و نقش‌آفرینی فراموش‌نشدنی بازیگران زن، این اثر تلخ و گزنده را به یکی از غافلگیرکننده‌ترین فیلم‌های سال تبدیل می‌کند؛ اثری که تماشایش تلنگری محکم به خطرات تنهایی و قدرت وسوسه‌انگیز فرقه‌های مدرن است.

امتیاز - ۶٫۴

۶٫۴

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا