دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «زن ناشناس» (Woman Unknown)؛ شکار جادوگر در برزخ دانمارک پس از جنگ

وقتی از دانمارک و تاریخ معاصرش حرف می‌زنیم، ذهن خیلی‌ها به سمت جامعه‌ای آرام، مرفه، پیشرو و نمونه‌ای آرمانی از رفاه اجتماعی و حقوق شهروندی می‌رود؛ اما سینما و تاریخ گاهی دست روی لایه‌های تاریک و ناگفته‌ای می‌گذارند که این تصویر بی‌نقص و اتوپیایی را به چالش می‌کشد. مای ال‌توخی، فیلم‌ساز برجسته دانمارکی‌مصری که پیش‌تر با درام جنجالی و جسورانه ملکه قلب‌ها تحسین گسترده منتقدان را برانگیخته بود و بعدها آثاری در مدیوم تلویزیون نظیر سریال‌های تاج و فریاد گرگ را کارگردانی کرد، در تازه‌ترین ساخته سینمایی خود به نام Woman Unknown که به عنوان تنها اثر ساخته‌شده توسط یک کارگردان زن در بخش مسابقه اصلی هشتادوسومین دوره جشنواره فیلم ونیز حضور داشت، دوباره سراغ بستری ملتهب و آکنده از شرم، قضاوت و ترومای روانی رفته است. او با همراهی همکار فیلم‌نامه‌نویس همیشگی خود، مارن لوئیز کینه، مخاطب را به سال ۱۹۴۵ و دانمارکِ بلافاصله پس از پایان اشغال توسط ارتش آلمان نازی می‌برد؛ دورانی پرالتهاب که به جای جشن و رهایی راستین، به برزخی از تسویه‌حساب‌های خیابانی و محاکمه‌های خشونت‌بار علیه زنان بی‌دفاع بدل گشت.

افتتاحیه فیلم «زن ناشناس» (Woman Unknown) با تمرکز بر اضطراب درونی و نگاه‌های هراسان زنی به نام ماری با نقش‌آفرینی خیره‌کننده و کم‌حرف ماتیلده آرسل رقم می‌خورد. ماری خدمتکار و پرستار کودکی در آپارتمانی مجلل، باشکوه و اشرافی در کپنهاگ است که به زودی قرار است با کارفرمای ثروتمند و بیوه خود، کریستین با بازی کارستن بیورنلوند پیمان زناشویی ببندد؛ مردی صاحب‌نام و مالک یک کارخانه تولید دستکش‌های چرمی زنانه که دختری نوجوان به نام لئونورا با بازی فلورا ای سندر دارد. لئونورا علی‌رغم میل و دستور پدرش برای فراموشی مادر درگذشته، عکس او را پنهانی زیر بالشت خود نگه می‌دارد. در نگاه نخست، این ماجرا شباهت فراوانی به یک داستان سیندرلایی از صعود طبقاتی زنی زحمت‌کش به جایگاه بانوی خانه دارد، اما سایه‌ای سنگین از هراس و انزوای روانی بر روح ماری چنبره زده است. او شب‌ها در بستر کنار کریستین خیره به سقف بیدار می‌ماند و برای تسکین دردهای جسمانی ناشی از رابطه با همسر آینده‌اش، پنهانی قطره‌های مورفین و تریاک مصرف می‌کند؛ دردهایی که کریستین کمترین آگاهی یا توجهی نسبت به آن‌ها ندارد.

کارگردان در اثر تحسین‌شده Woman Unknown، فضای خانه را به ساختاری سرد و انباشته از نظارت دائم تبدیل می‌کند؛ جایی که سرپیشخدمت خشک و جدی خانه، استر با بازی مارینا بوراس، همانند ناظری دقیق مراقب تک‌تک حرکات است و قواعد طبقاتی با وسواسی میلی‌متری هدایت می‌شوند. این مناسبات خفقان‌آور یادآور شاهکار ربه‌کا ساخته آلفرد هیچکاک و فضای پررمزوراز رمان دافنه دوموریه است، به ویژه در سکانس‌هایی که ماری وادار می‌شود لباس عروسی حریری همسر سابق کریستین را بر تن کند و آن را برای اندازه‌گیری با وسایل نقلیه عمومی جابه‌جا نماید. ماری تلاش می‌کند خود را زیر نقابی از آرامش، سکوت و ادب پنهان سازد، اما امنیت شکننده او با ظاهر شدن چهره‌ای از گذشته تهدید می‌شود. کارل با بازی توربیورن هدگارد، آشنایی از زادگاه ماری و از اعضای سابق جنبش مقاومت دانمارک، او را در اتوبوس شناسایی می‌کند و با باج‌خواهی و تهدید به افشاگری، بازی روانی خطرناکی را کلید می‌زند.

آنچه فیلم «زن ناشناس» را به اثری گزنده، جسورانه و بیانیه‌ای فمینیستی تبدیل می‌کند، نمایش واقع‌گرایانه جنایت‌هایی است که به نام عدالت و وطن‌پرستی پس از جنگ در معابر عمومی رخ می‌دادند. نیروهای مقاومت دانمارک با رفتاری انتقام‌جویانه، زنانی را که در دوران اشغال به ناچار یا از سر نیاز با سربازان آلمانی رابطه داشتند—و با لحنی تحقیرآمیز تشک‌های میدانی نامیده می‌شدند—در خیابان‌ها شکار می‌کردند، موهایشان را با قیچی می‌تراشیدند، لباس‌هایشان را پاره می‌کردند و با رنگ قرمز نشان صلیب شکسته را روی پوست برهنه‌شان می‌کشیدند. مای ال‌توخی با برداشت‌های بلند و بدون پرده‌پوشی، این مناسک تحقیر جمعی را ثبت می‌کند تا نشان دهد چگونه جامعه برای انحراف توجه از همکاری‌های پنهان سرمایه‌داران با نازی‌ها، بدن زنان فرودست را قربانی می‌کند؛ گذشته‌ای تاریک که ماری برای گریز از آن، حتی حاضر می‌شود اتهام و ظن جامعه را به سوی همسایه مستقل خود، خانم برگ با بازی سوفیا نولسو هدایت کند.

از نظرگاه بصری و ساختار فنی، اثر متمایز Woman Unknown با قاب‌بندی‌های ایستا و استادانه یاسپر اسپانینگ و طراحی صحنه چشم‌گیر سابین هوید، تضادی تکان‌دهنده میان گرمای اشرافی خانه و سرمای خشن کوچه و خیابان پدید آورده است. موسیقی کوبه‌ای سنگین و پرالتهاب میکل هس در کنار تدوین روان راسموس استنسگارد مدسن، بار تعلیق صحنه‌ها را دوچندان می‌کند. بازی ماتیلده آرسل با سکوت‌های معنادار، نگاه‌های لرزان و نمایش انفعال ظاهری، به غایت یادآور قهرمانان درخودفرورفته سینمای روبر برسون است؛ زنی که میان بقا و سقوط اخلاقی در نوسان است. کارستن بیورنلوند نیز نقابی متقاعدکننده از یک بورژوای آراسته اما بی‌رحم ارائه می‌دهد. با اینکه شخصیت کارل تا حدی به کاراکترهای تک‌بعدی سینمای میشائیل هانکه شباهت دارد و فلاش‌بک‌ها گاهی ریتم یکدست کار را دستخوش مکث می‌کنند، اما این فیلم درامی پرکشش در سنت آثار کلود شابرول و فیلم برجسته دختر با سوزن به شمار می‌آید.

فیلم «زن ناشناس» تاملی ژرف بر بهای گزاف بقا، ترومای سرکوب‌شده جمعی و بی‌عدالتی‌های فراموش‌شده تاریخ است؛ روایتی تاثیرگذار که نشان می‌دهد چگونه ترس از قضاوت و نیاز به زیستن، می‌تواند انسانی را به محو کردن هویت واقعی و غرق شدن در تنهایی مطلق وادارد.

امتیاز - ۷

۷

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا