تمام ارجاعات و شباهتهای فصل اول «Outlander: Blood of My Blood» به سریال اصلی
هشدار: این مطلب بخشهای مهم داستان فصل اول «Outlander: Blood of My Blood» را فاش میکند.

پیشدرآمد فرعی «Outlander: Blood of My Blood» برای فصل دوم به شبکه استارز (Starz) بازمیگردد. فصل نخست این سریال در طول ۱۰ قسمت، پر از شباهتها، ارجاعات و ایستراگهایی بود که آن را به شخصیتها و اتفاقات «Outlander» پیوند میداد.
از تکرار موقعیتهای داستانی و اشاره به لحظات سریال اصلی گرفته تا ویژگیهایی از کلر با بازی کاترینا بلف و جیمی با بازی سم هیوئن که در والدینشان دیده میشود؛ یعنی جولیا با بازی هرماینی کورفیلد و هنری با بازی جرمی اروین، در کنار برایان با بازی جیمی روی و الن با بازی هریت اسلیتر. تعداد این ارجاعات آنقدر زیاد است که نمیتوان همه را در یک مطلب گنجاند، اما در ادامه مهمترین نمونههای فصل اول را مرور میکنیم.
طرفداران به یاد دارند که خانم فیتز با بازی آنت بدلن هنگام اقامت کلر در قلعه لیوخ، به او برای آمادهشدن کمک کرد. همین لحظه در پیشدرآمد تکرار میشود؛ جایی که نسخه جوان خانم فیتز با بازی سالی مشام، الن را برای روز مراسم خاکسپاری پدرش آماده میکند.

جیمی در «Outlander» بارها شطرنج بازی کرده است، بنابراین دیدن مهارت مادرش در این بازی چندان غافلگیرکننده نیست. الن در کنار پدربزرگ جیمی، رد جیکوب مککنزی با بازی پیتر مولان، نشان میدهد که بازیکن باهوشی است.
در آغاز «Outlander»، جیمی برای فرار از دست مقامها و مخفیماندن از نام خانوادگی مکتاویش استفاده میکرد. برایان نیز در گردهمایی قسمت اول شرایط مشابهی دارد و برای آنکه هویتش بهعنوان یکی از اعضای خاندان فریزر فاش نشود، ناشناس میماند؛ زیرا میان مککنزیها و خاندان او تنش وجود دارد.
وقتی لرد لوات با بازی تونی کوران دستش را روی جولیا میگذارد، برایان مداخله میکند و عملا به محافظت از او میپردازد. این همان ویژگیای است که بارها در رفتار جیمی دیدهایم و گوشهای از ریشههای شخصیت مرد محبوب «Outlander» را نشان میدهد.

در سریال اصلی اشاره شده بود که مرتا با بازی دانکن لاکروا عاشق الن، مادر جیمی، بوده است. «Blood of My Blood» این علاقه را آشکارا به تصویر میکشد؛ مرتای جوان با بازی روری الکساندر در حسرت الن است، بیآنکه بداند پسرعمویش برایان نیز عاشق او شده است.
آشنایی برایان و الن در اصطبل قلعه لیوخ هم ارجاعی جذاب دارد. برایان میگوید مرغها همصحبتهای خوبی نیستند؛ همان حرفی که جیمی در فصل اول «Outlander» به کلر زده بود. انتخاب اصطبل نیز یادآور روزهایی است که جیمی در سریال اصلی از اسبهای لیوخ مراقبت میکرد.
در «Outlander» گفته شده بود مالکوم گرانت با بازی جان لامزدن عاشق الن بوده و پیشدرآمد با معرفی او، گوشهای از این علاقه را نشان میدهد. نامزدی الن با مالکوم نیز تصمیمی سیاسی از سوی کولوم مککنزی با بازی شیموس مکلین راس است و ازدواج ترتیبدادهشده جیمی و کلر به دست مککنزیها را تداعی میکند.

الن برای دیدن برایان مخفیانه از لیوخ خارج میشود و از گذرگاهی استفاده میکند که پیشتر در قسمت «The Gathering» از فصل اول «Outlander» دیده بودیم؛ همان مسیری که جیمی ورودی آن را به کلر نشان داد.
دستبندهای ساختهشده از عاج گراز که به کلر هدیه داده شد، ساخته مرتا برای هدیه عروسی الن بود. او عاجها را پس از کشتن گراز در شکار به دست آورد و «Blood of My Blood» سرانجام آن شکار و پیشینه این هدیه را به تصویر میکشد.
جوکاستا با بازی ماریا دویل کندی در سریال اصلی به مرتا اعتراف کرده بود که زمانی به او علاقه داشته است. این احساس در خط داستانی جدید هم مشخص است؛ مرتای جوان چند جمله محبتآمیز به جوکاستای جوان با بازی سِیو مالین میگوید و نشانههای ظریفی از رابطه آینده آنها دیده میشود.

سفر جولیا و هنری به اسکاتلند شباهت زیادی به دومین ماهعسل کلر و همسر اولش فرانک با بازی توبیاس منزیس دارد؛ سفری که سرانجام کلر را از میان سنگهای ایستاده کریگ نا دون عبور داد. جولیا و هنری نیز همان سرنوشت را پیدا میکنند. آنها هنگام رانندگی در حومه شهر از کلرِ نوزاد حرف میزنند و به چیدن تمشک اشاره میکنند؛ اشارهای کوچک به علاقه آینده دخترشان به جمعآوری گلها و گیاهان دارویی.
تصادفی که کلر تصور میکرد باعث مرگ والدینش شده، در این سریال به تصویر کشیده میشود. جولیا و هنری برای برخوردنکردن با یک گوزن از مسیر منحرف میشوند و خودرویشان پس از واژگونی در رودخانه میافتد.

وقتی آن دو خیس و درمانده از آب بیرون میآیند و یکدیگر را در آغوش میگیرند، صحنه پایانی فصل سوم «Outlander» در قسمت «Eye of the Storm» را به یاد میآورند؛ زمانی که جیمی و کلر پس از غرقشدن کشتی، به ساحل آمریکا رسیدند.
پس از عبور جولیا از سنگها و سفرش به گذشته، هنری بهسرعت دنبالش میرود؛ اما در نقطه زمانی متفاوتی فرود میآید و این دو از یکدیگر جدا میشوند. جستوجوی هنری برای جولیا، علاوه بر تلاشهای متعدد جیمی برای پیداکردن کلر، نگرانی فرانک پس از ناپدیدشدن همسرش را نیز تداعی میکند.
خیلی زود روشن میشود که کلر جسارت و نگاه فمینیستیاش را از مادرش به ارث برده است. جولیا به حقوق زنان، تحصیلات عالی و اشتغال آنها باور دارد و حاضر نیست بهسادگی تسلیم قواعد جنسیتی دوران خودش شود.

تجربه حضور هنری در جبهه نیز با گذشته کلر پیوند دارد. کلر در جنگ جهانی دوم پرستار رزمی بود و بعدها جراح شد. هنری نیز پس از حضور در سنگرهای جنگ جهانی اول، نشانههای اختلال اضطراب پس از سانحه را بروز میدهد؛ وضعیتی شبیه آسیبهای روانی کلر از جنگ که در قسمت «Je Suis Prest» از فصل دوم آشکار شد.
جولیا و هنری پیش از ملاقات حضوری فقط با نامه با یکدیگر ارتباط داشتند و دقیقا نمیدانستند دیگری چه ظاهری دارد. بااینحال، در نخستین دیدار فورا همدیگر را میشناسند. این لحظه شبیه ملاقات دوباره جیمی و کلر در قسمت «A. Malcolm» از فصل سوم است؛ گویی هر دو زوج بدون نیاز به توضیح، همزاد روحی خود را تشخیص میدهند.

جولیا در حال نقاشی و دستکاری یک ساعت دیده میشود؛ دو علاقهای که بعدها در نوهاش بریانا با بازی سوفی اسکلتون نیز میبینیم. بریانا ذهنی مهندسی و استعدادی در طراحی دارد و سریال تلویحا نشان میدهد شاید هر دو توانایی را از خانوادهاش به ارث برده باشد.
مراسم ازدواج جولیا و هنری بسیار ساده است. تنها نشانههای آن، حلقه جولیا و ورود زوج خوشحال به آپارتمانشان است؛ درحالیکه هنری او را در آغوش گرفته و از آستانه در عبور میدهد. این ازدواج شباهت زیادی به مراسم ساده کلر و فرانک دارد.
سفر جولیا از میان سنگها نیز آشکارا شبیه تجربه کلر است، بهخصوص زمانی که کلر در بحبوحه نبرد کالودن و در فصل دوم به زمان خودش بازگشت. جولیا مانند کلر باردار است و در هر دو مورد، سنگ قیمتی لازم برای سفر در زمان از یک حلقه تامین میشود.

جولیا پس از رسیدن به قرن هجدهم مجبور میشود در قلعه لدرز خدمت کند، نظافت انجام دهد و پاسخگوی ساکنان آنجا باشد. این وضعیت تا حدی یادآور تجربه کارکردن کلر در قلعه لیوخ است.
وقتی لرد لوات از تلاش جولیا برای فرار خشمگین میشود، برایان کتکخوردن بهجای او را میپذیرد. این صحنه بسیار شبیه لحظهای در فصل نخست «Outlander» است که جیمی ضربههای شلاق در نظر گرفتهشده برای لری با بازی نل هادسون را تحمل کرد تا او آسیب نبیند.
جهان «Outlander» همیشه پر از رویاهای معنادار بوده و رویای واضح الن درباره برایان در قسمت سوم نیز همین سنت را ادامه میدهد. دیدار عاشقانه خیالی آنها، یادآور برخی لحظات صمیمانه جیمی و کلر در ارتفاعات اسکاتلند طی فصلهای نخست است.

وفاداری دوگال به آرمان یعقوبیها یکی از ویژگیهای اصلی او در «Outlander» بود و طبیعتا در پیشدرآمد هم بر تصمیمهایش اثر میگذارد. دوگال پیش از تبدیلشدن به فرمانده جنگی خاندان مککنزی، تلاش میکند با مارکوس مکرانوخ با بازی دامینیک فریزر معامله کند. او در ازای وفاداری و حمایت مارکوس برای رسیدن به مقام اربابی، الن را به او وعده میدهد. مکرانوخ در سریال اصلی هم حضور داشت و گفته بود مرواریدهای هدیه عروسی الن را تهیه کرده است؛ همانهایی که بعدها جیمی به کلر داد.
سنجاق مککنزی الن نیز سنجاق فریزر جیمی را تداعی میکند. روی سنجاق جیمی شعار خاندان، «Je suis prest» به معنای «من آمادهام» نقش بسته، درحالیکه شعار مککنزیها «Luceo non uro» به معنای «میدرخشم، نه اینکه بسوزم» است.

فصل دوم «Outlander» فاش کرد وضعیت پاهای کولوم پس از افتادن از اسب نر در دوران کودکی وخیمتر شده است. این حادثه در «Blood of My Blood» رخ میدهد، اما جزئیاتش تغییر کرده؛ سریال اصلی تلویحا سن کولوم را هنگام حادثه ۱۰ سال اعلام کرده بود، ولی او در پیشدرآمد بزرگتر به نظر میرسد. رد جیکوب نیز هنگام رسیدن به قلعه لیوخ، با وحشت شاهد وضعیت اوست.
ند گووان با بازی کانر مکنیل وکیل خاندان مککنزی است، اما توانایی چشمگیری هم در گوشدادن به زنان دارد. او در فصلهای نخست «Outlander» بارها شنونده حرفهای کلر بود و این ویژگی در گفتوگوهایش با الن تکرار میشود؛ جایی که الن او را به مسیری هدایت میکند تا برادرانش برای آینده خاندان به توافق برسند.
وقتی داوینا با بازی سارا ویکرز به بارداری جولیا شک میکند، از او میخواهد معجونی بنوشد که میتواند بارداری را پایان دهد؛ زیرا اگر لرد لوات از ماجرا باخبر شود، مجازات سختی در انتظار جولیا خواهد بود. هرچند شرایط متفاوت است، مهارت داوینا در درمانهای سنتی، دانش کلر درباره داروها و معجونها را تداعی میکند.
جولیا برای نجات فرزندش تصمیمی افراطی میگیرد و با لرد لوات همبستر میشود تا بارداریاش از هنری را پنهان کند. این انتخاب یادآور تصمیم دردناک کلر در فصل دوم است؛ وقتی برای نجات فرزندشان در آستانه نبرد کالودن، جیمی را ترک کرد. کلر همچنین برای آزادی جیمی از زندان فرانسه، پس از محکومیت او بهدلیل دوئل با بلک جک رندال، با لویی پانزدهم همبستر شد.
هنری برای یافتن همسرش از ند کمک میخواهد و او از ارتباطش با مادام محلی، اونا هی، پرده برمیدارد. ند قول میدهد اونا مراقب نشانهای از جولیا باشد. این صحنه اشاره کوچکی به ماموریت قبلی ند در فاحشهخانه دارد؛ زمانی که برای کلر لباس عروسی پیدا کرد.
هرچند رابطه برایان و جولیا عاشقانه نیست، دوستی آنها بازتابی از پیوند آینده فرزندانشان، جیمی و کلر، به نظر میرسد. شباهت ظاهری و راحتی گفتوگوی این دو، زمینه مناسبی برای رابطهای است که نسل بعد شکل خواهد داد.
شیوه نامتعارف هنری برای جمعآوری اجارهبهای املاک خاندان گرانت نیز فصل نخست «Outlander» را یادآوری میکند؛ زمانی که کلر همراه مککنزیها برای گرفتن اجاره از مستاجران سفر کرد و دید که آنها چگونه از مصیبتهای جیمی در برابر ارتش بریتانیا برای جمعآوری پول و حمایت از شورش یعقوبیها استفاده میکنند.
میزری با بازی کاترین اودانلی در پیشدرآمد بهعنوان پیشگوی لرد لوات معرفی میشود و از پیشگویی پادشاهی یک اسکاتلندی سخن میگوید. طرفداران احتمالا به یاد دارند که نسخه مسنتر این شخصیت در فصل دوم سریال اصلی هم حضور داشت.
برایان و الن در قسمت پنجم فصل نخست به شیوه سنتی با یکدیگر پیمان زناشویی میبندند؛ مراسمی که نمونه مشابهش را میان بریانا و راجر در فصل چهارم دیده بودیم. فضای قلعه نیز عروسی جیمی و کلر در فصل اول را تداعی میکند.
مرتا و جوکاستا در قسمت «Needfire» یکدیگر را میبوسند، اما لحظه عاشقانهشان زمانی خراب میشود که مرتای مست، نام الن را به زبان میآورد. بااینحال، این بوسه نشانه کوچکی از رابطهای است که سالها بعد میان آنها شکل میگیرد.
رقص شیرین برایان و الن در جشن بلتین نیز یادآور رقص بریانا و راجر در جشنواره اسکاتلندی کارولینای شمالی در دهه ۱۹۶۰ و فصل چهارم «Outlander» است.
دیدار هنری و جولیا با دخترشان کلر دقیقا یک شباهت داستانی نیست، اما نخستین نگاه مخاطب به ابتدای زندگی شخصیت اصلی «Outlander» را رقم میزند و یکی از مهمترین پلهای ارتباطی دو سریال است.
زایمان پسر جولیا تجربهای دردناک و آشفته است؛ بهخصوص چون داوینا چند زن محلی را دعوت کرده تا عملا او را آزار دهند. داوینا در نهایت زنان را بیرون میکند، اما این لحظه هم زایمان دردناک فیت برای کلر و هم محاکمه هولناک او به اتهام جادوگری را به یاد میآورد.
هنری پس از آنکه گمان میکند همسرش مرده، در آغوش سیما با بازی لورن مککویین آرامش میجوید؛ زنی که در فاحشهخانه کار میکند. ذهن هنری حتی سیما را به شکل جولیا میبیند. این صحنه شباهت عجیبی به زمانی دارد که جیمی پس از بازگشت کلر به دهه ۱۹۴۰، در کنار یکی از زنان شاغل در لالیبروخ تسکین پیدا کرد. اندوه و تلاش برای کنارآمدن با فقدان، دو لحظه را به آینه یکدیگر تبدیل میکند.
وقتی الن مجبور میشود آزمایش بکارت بدهد، جولیا با تهیه معجونی کمک میکند تا او از این آزمون عبور کند. این اقدام دقیقا همان کاری است که میتوان از کلر و دانش پزشکیاش انتظار داشت؛ نمونهای روشن از شباهت مادر و دختر.
جولیا و هنری بیشتر فصل را پس از عبور جداگانه از سنگهای کریگ نا دون، دور از یکدیگر میگذرانند. جدایی و دیدار دوباره آنها با ملاقاتهای عاطفی متعدد جیمی و کلر قابل مقایسه است؛ زوجی که بارها برخلاف میلشان از هم جدا شدند. با وجود آشنابودن این الگو، تجدید دیدار هنری و جولیا همچنان شیرین و تاثیرگذار است.
الن در قسمت ماقبل پایانی برای محافظت از برایان در برابر برادرانش، رابطه را تمام میکند، اما دلیل واقعی تصمیمش را به او نمیگوید. اندوه مشترک آنها کاملا ملموس است و بسیاری از جداییهای دردناک دنیای «Outlander» را تداعی میکند.
رقص کوتاه مرتا در قسمت نهم هم اشارهای به آینده او روی صحنه در فصل نخست «Outlander» دارد؛ دورهای که او و کلر برای یافتن جیمی تلاش میکردند.
موافقت مورا گرانت با بازی بابی رینزبری برای ازدواج با دوگال نیز شبیه توافق کلر برای ازدواج با جیمی است. شرایط دو پیوند تفاوت دارد، اما در هر دو مورد، شخصیتها وارد ازدواجی میشوند که انتظارش را نداشتند.
در قسمت پایانی، برایان و الن چند صلیب آتشین را در سراسر چشمانداز اسکاتلند میبینند؛ نشانهای از آغاز شورش یعقوبیها و فراخوان جنگ. این تصویر بازتاب مستقیمی از صلیبهای آتشینی است که جیمی در فصل پنجم «Outlander» برای دعوت به نبرد روشن کرد.
در پایان فصل، جولیا و هنری برای فرار از گذشته تلاش میکنند، درحالیکه آرچ باگ با بازی ترنس استامپ و اعضای خاندان گرانت در تعقیبشان هستند. آنها مطمئن نیستند پسر تازهمتولدشدهشان توانایی سفر در زمان را دارد یا نه. جولیا قصد دارد هنری را بازگرداند، اما او شرایط را تغییر میدهد و جولیا را به عبور وادار میکند. به همین دلیل هنوز معلوم نیست جولیا به کجا خواهد رفت و آیا نوزاد همراه او سفر کرده یا نزد هنری مانده است.
اضطراب این لحظات بهشدت پایان فصل دوم «Outlander» را تداعی میکند؛ زمانی که نبرد کالودن نزدیک میشد و جیمی و کلر فرصت چندانی برای تصمیمگیری نداشتند. پاسخ معمای سرنوشت جولیا، هنری و فرزندشان احتمالا در فصل دوم روشن خواهد شد.
فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood» جمعه ۱۸ سپتامبر از «استارز» پخش میشود.





