کری فیشر فراتر از پرنسس لیا؛ نقش کمدیدهشده او در «The ‘Burbs» دوباره در کانون توجه

کری فیشر بیشتر عمرش را با معرفی شدن بهعنوان پرنسس لیا گذراند و با همان شوخطبعی گزندهای با این موضوع کنار آمد که او را به یکی از بامزهترین آدمهای هر جمع تبدیل میکرد. اما کارنامهاش بیرون از جهان «Star Wars»، متنوعتر و غافلگیرکنندهتر از چیزی است که بسیاری از طرفداران میشناسند. او در ۱۸سالگی کنار وارن بیتی در «Shampoo» وارد سینما شد، در «The Blues Brothers» نقش زن مرموز و رهاشدهای را بازی کرد که با شعلهافکن و پرتابگر راکت از راه میرسید، در «Hannah and Her Sisters» وودی آلن حضوری بهیادماندنی داشت و در «When Harry Met Sally»، درحالیکه بیلی کریستال و مگ رایان سرگرم عاشق شدن بودند، بیسروصدا صحنه را از آن خود میکرد.
فیشر سالها پشت دوربین هم کارهایی انجام داد که بسیاری از دوستدارانش از آنها خبر ندارند. بااینحال، این بخش از زندگی حرفهای او کمتر در کنار تصویر آشنای لیا با موهای پیچیده در دو طرف سر یاد میشود؛ حیف است، چون بخشی از هوشمندانهترین کارهایش هیچ ارتباطی با شمشیر نوری نداشت.
حالا یکی از همین نقشهای کمتر دیدهشده دوباره مورد توجه قرار گرفته است. پیکاک (Peacock) در فوریه، نسخه سریالی تازهای از کمدی «The ‘Burbs» محصول ۱۹۸۹ عرضه کرد. نویسندگان برای زوجی که به محلهای با اوضاع مشکوک نقل مکان میکنند، نام خانوادگی «فیشر» را برگزیدند؛ ادای احترامی آگاهانه به بازیگری که در فیلم اصلی، همسر شخصیت تام هنکس بود.

هنکس هم سهمی از این ارجاعها داشت: تصویرش در قالب پرتره بنیانگذار محله به کار رفت و یکی از بازیگران نقشهای مکمل فیلم اصلی نیز برای حضوری کوتاه بازگشت. احتمالا بسیاری از تماشاگران اشاره پنهان در نام «فیشر» را نگرفتهاند؛ اتفاقی متناسب با سرنوشت نقشی که از کمقدرشناختهشدهترین بازیهای او باقی مانده است.
فیشر در فیلم جو دانته نقش کارول پیترسون، همسر ری با بازی هنکس را دارد؛ مردی که رفتهرفته رفتارش آشفتهتر میشود. نقش کارول روی کاغذ چندان جذاب به نظر نمیرسد. او آدم عاقل ماجراست؛ کسی که میبیند شوهرش و همسایهها بر سر خانواده آنسوی خیابان خودشان را به مرز جنون میرسانند و منطقی میپرسد اصلا دارند چه میکنند. چنین شخصیتهایی معمولا در پسزمینه محو میشوند، چون سهم اصلی کمدی به مردانی میرسد که دردسر درست میکنند.
اما شیوه ساخت فیلم، به فیشر فرصتی فراتر از نوشتههای فیلمنامه داد. فیلمبرداری در ۱۹ مه ۱۹۸۸ آغاز شد؛ درست همان روزی که اعتصاب انجمن نویسندگان آمریکا (Writers Guild of America) شروع شد. در نتیجه، دانا اولسن، فیلمنامهنویس اثر، پس از آغاز فیلمبرداری اجازه بازنویسی نداشت. دانته او را بهعنوان بازیگر استخدام کرد تا بدون نقض مقررات اتحادیه در صحنه بماند، فیلم را به ترتیب روایت داستان گرفت و به بازیگران میدان داد تا با بداههپردازی صحنهها را پیش ببرند.
دانته درباره سهم فیشر در این روند صریح بوده است. او چند روز پس از مرگ این بازیگر در دسامبر ۲۰۱۶، به الای ویکلی (LA Weekly) گفت: «بیشتر بداههپردازیها بین تام و کری بود.» او صحنه صبحانه، صحنه مسابقه تلویزیونی و گفتوگوی پایانی آنها را مثال زد؛ بخشهایی که بهگفتهاش «خیلی بهتر میشدند، آن هم اغلب در همان برداشت اول».
دانته همکاری با فیشر را «لذتبخش» توصیف کرد، او را «کاملا حرفهای» خواند و گفت: «پر از ایده بود و از مطرح کردنشان ابایی نداشت.» جمعبندیاش هم روشن بود: «بدون کری، فیلم به این خوبی نمیشد.»

آیا این یعنی بازی فیشر در «The ‘Burbs» از «When Harry Met Sally» بهتر است؟ نه؛ چنین ادعایی اغراقآمیز خواهد بود. هر دو فیلم در یک سال اکران شدند، اما نقش ماری در «When Harry Met Sally» همان اجرایی است که معمولا برای نشان دادن تواناییهای فیشر فراتر از لیا به آن استناد میشود.
هدر شودل، نویسنده اسلیت (Slate)، آن را چنین توصیف کرده: «اجرایی بینقص که معیاری تعیین کرد؛ معیاری که بیشتر نقشهای دوست صمیمی در کمدیهای رمانتیک و رابطههای عاشقانه فرعی، هرگز حتی به آن نزدیک هم نمیشوند.» خود فیلم نیز در فهرست ملی فیلم آمریکا ثبت شده است. اگر بحث بر سر بهترین فیلم فیشر خارج از «Star Wars» باشد، «When Harry Met Sally» انتخاب محکمتری است.
اهمیت «The ‘Burbs» جای دیگری است: نقشی نادیدهگرفتهشده در فیلمی که خودش هم ابتدا چندان جدی گرفته نشد. وینسنت کنبی در نقد سال ۱۹۸۹ نیویورک تایمز (The New York Times) نوشت: «آنقدر تهی است که اگر ذرهای تهیتر بود، خلأ ایجاد میکرد.» دانته هم به پیست (Paste) گفت احساس میکرد «بهخاطر نقدهای اینقدر بد، در زندان سینمایی افتادهام»؛ یعنی واکنشها آینده کاریاش را محدود کرده بود. این در حالی بود که طرفداران در مکانهای عمومی متوقفش میکردند تا بگویند فیلم را دوست دارند.
«The ‘Burbs» اکرانش را در صدر جدول فروش آغاز کرد و با بودجه ۱۸ میلیون دلاری، ۴۹ میلیون دلار فروخت. سپس طی سه دهه، آرامآرام به اثری تبدیل شد که مخاطبان هنگام صحبت درباره دانته، معمولا پس از «Gremlins» نامش را میآورند. بازی فیشر هم همراه فیلم بهتر دیده شد. کارول در تماشای دوباره خندهدارتر به نظر میرسد، چون طنز نقشش دقیقا از امتناع سرسختانه او برای همراه شدن با رفتارهای بیمعنی اطرافیان میآید.
بااینهمه، بحث بهترین کارهای فیشر خارج از «Star Wars» شاید اصلا به بازیگری ختم نشود. او رمان «Postcards from the Edge» را در سال ۱۹۸۷ نوشت و در ۱۹۹۰، خودش آن را برای فیلم مایک نیکولز اقتباس کرد؛ کاری که نامزدی بفتا (BAFTA) برای فیلمنامه را به همراه داشت. این تنها فیلم بلند با نام رسمی او در مقام فیلمنامهنویس باقی ماند، اما تصویر کاملی از فعالیتش نیست.

فیشر سالها یکی از پرتقاضاترین متخصصان اصلاح فیلمنامه در هالیوود بود و بدون درج نامش، روی بازنویسی آثاری چون «Hook»، «Sister Act»، «Lethal Weapon 3»، «The Wedding Singer»، «Outbreak» و پیشدرآمدهای «Star Wars» کار کرد. شین بلک زمانی به امپایر (Empire) گفته بود استخدام او ممکن است هفتهای تا ۱۰۰ هزار دلار هزینه داشته باشد. خود فیشر تخصصش را اینطور توضیح میداد: «زنها را باهوشتر کنم و صحنههای عاشقانه را بهتر.»
بخش بزرگی از این کارنامه هنوز برای عموم ناشناخته مانده؛ سرنوشتی آشنا برای بازیگری که حتی در مشهورترین نقشش هم دیگر شخصیتها مدام دستکم میگرفتندش.
فیلم «The ‘Burbs» محصول ۱۹۸۹ اکنون بهرایگان در توبی (Tubi) و یوتیوب (YouTube) در دسترس است. نسخه سریالی «پیکاک» نیز پس از ثبت بزرگترین شروع روز نخست در میان آثار اختصاصی این پلتفرم، برای فصل دوم تمدید شده است. به این ترتیب، نسل تازهای از تماشاگران با خانوادهای به نام فیشر آشنا میشوند؛ شاید بیآنکه بدانند پشت این نام، یاد بازیگری زنده مانده که خیلی بیشتر از پرنسس لیا بود.





