
برای میلان، فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۷ فقط یک مسابقه نبود؛ فرصتی بود برای روبهروشدن دوباره با خاطرهای که هنوز درد داشت.
دو سال پیش، در استانبول، روسونری نیمه نخست فینال را با برتری ۳ بر صفر مقابل لیورپول تمام کرده بود. همهچیز برای قهرمانی آماده به نظر میرسید، اما فوتبال مسیر دیگری رفت: لیورپول بازی را به تساوی کشاند و در ضربات پنالتی جام را گرفت. میلان ماند و شبی که فراموشکردنش آسان نبود.
حالا در آتن، همان دو تیم دوباره مقابل هم ایستاده بودند. برای هواداران میلان، این بار مسئله فقط فتح یک جام نبود؛ باید پایان آن داستان عوض میشد.
تیمی باتجربه؛ با آرامش مالدینی و تدبیر آنچلوتی
میلانِ کارلو آنچلوتی بیش از آنکه بر هیجان تکیه کند، به تجربه و شناخت لحظههای حساس متکی بود. پائولو مالدینی و الساندرو نستا در قلب دفاع حضور داشتند و آندرهآ پیرلو، جنارو گتوزو و ماسیمو آمبروزینی، هرکدام به شیوه خود، تعادل خط میانی را حفظ میکردند.
پیرلو به بازی نظم میداد، گتوزو برای هر توپ میجنگید و آمبروزینی میان دفاع و حمله پیوند برقرار میکرد. جلوتر از آنها، کلارنس سیدورف و کاکا کیفیتی داشتند که میتوانست یک مسابقه بسته را ناگهان از شکل بیندازد.
این تیم البته شکستناپذیر نبود؛ در طول فصل هم لغزید و هم تحت فشار قرار گرفت. تفاوتش در این بود که اغلب میدانست در شبهای تعیینکننده چطور دوباره خودش را پیدا کند.
کاکا؛ چهره درخشان قهرمانی میلان
اگر قرار باشد برای مسیر اروپایی میلان در آن فصل یک چهره انتخاب کنیم، آن چهره کاکا است.
ستاره برزیلی با ۱۰ گل، آقای گل لیگ قهرمانان اروپا در فصل ۲۰۰۶–۲۰۰۷ شد. تأثیر او فقط به گلزنی محدود نبود؛ شتابگرفتن با توپ، عبور از خطوط حریف و تصمیمگیری در فضاهای کوچک، به حملات میلان جان میداد.
نمایش او مقابل منچستریونایتد در نیمهنهایی، از بهیادماندنیترین بخشهای آن قهرمانی است. کاکا در شکست ۳ بر ۲ بازی رفت، هر دو گل میلان را زد و در پیروزی ۳ بر صفر بازی برگشت هم گل نخست را به ثمر رساند.
در پایان همان سال، او توپ طلای ۲۰۰۷ را دریافت کرد؛ افتخاری که جایگاهش را بهعنوان درخشانترین ستاره آن سال تثبیت کرد.
مسیر آتن؛ عبور از بایرن و منچستریونایتد
میلان برای رسیدن به فینال، مسیر آسانی نداشت. پس از صعود از مرحله گروهی، در مراحل حذفی با این نتایج پیش رفت:
| مرحله | حریف | نتیجه مجموع دو مسابقه |
|---|---|---|
| یکهشتم نهایی | سلتیک | پیروزی ۱ بر صفر؛ گل تعیینکننده در وقت اضافه بازی برگشت |
| یکچهارم نهایی | بایرن مونیخ | پیروزی ۴ بر ۲ |
| نیمهنهایی | منچستریونایتد | پیروزی ۵ بر ۳ |
برد ۳ بر صفر برابر منچستریونایتد در سنسیرو، شاید کاملترین نمایش میلان در آن مسیر بود. گلهای کاکا، سیدورف و آلبرتو جیلاردینو، شکست بازی رفت را جبران کردند و روسونری را به فینال فرستادند.
حریف آخر، آشنا بود: لیورپول.
فینال آتن؛ شبی که اینزاگی پایان داستان را نوشت
در ۲۳ مه ۲۰۰۷، ورزشگاه المپیک آتن میزبان دیدار دوباره میلان و لیورپول شد. برخلاف فینال استانبول، این مسابقه شروعی محتاطانهتر داشت و لیورپول در بخشهایی از بازی، میلان را تحت فشار گذاشت.
اما درست پیش از پایان نیمه نخست، ضربه آزاد پیرلو پس از برخورد به اینزاگی وارد دروازه شد. میلان با برتری یکگله به رختکن رفت؛ برتریای کوچکتر از استانبول، اما این بار با پایانی متفاوت.
در دقیقه ۸۲، کاکا با یک پاس دقیق، اینزاگی را در موقعیت گل قرار داد. مهاجم ایتالیایی از پپه رینا عبور کرد و گل دوم را زد. این همان تخصص همیشگی «پیپو» بود: حضور در جای درست، درست در لحظهای که سرنوشت مسابقه تغییر میکرد.
دیرک کویت در دقیقه ۸۹ یکی از گلها را جبران کرد و دقایق آخر دوباره با اضطراب گذشت. اما این بار بازگشت لیورپول کامل نشد.
میلان ۲، لیورپول ۱؛ جام به روسونری رسید.
هفتمین قهرمانی؛ میراث یک نسل بزرگ
با پیروزی در آتن، میلان برای هفتمین بار قهرمان جام باشگاههای اروپا و لیگ قهرمانان اروپا شد.
مالدینی، کاپیتان ۳۸ساله تیم، پنجمین قهرمانی اروپایی خود را جشن گرفت. آنچلوتی نیز دومین عنوانش در این رقابتها بهعنوان سرمربی میلان را به دست آورد.
آتن البته آخرین افتخار آن تیم نبود؛ میلان در ادامه سال ۲۰۰۷، سوپرجام اروپا و جام جهانی باشگاهها را هم فتح کرد. بنابراین، بهتر است این قهرمانی را نه «پایان قطعی فوتبال کلاسیک ایتالیا»، بلکه یکی از آخرین شبهای بزرگ آن نسل تاریخی میلان بدانیم.
انتقام، این بار بدون فروپاشی
واژه «انتقام» بیش از هر چیز، احساس هواداران را درباره فینال ۲۰۰۷ توصیف میکند. نمیتوان تمام انگیزهها و تصمیمهای یک تیم را به جبران یک شکست فروکاست؛ اما حضور دوباره لیورپول در فینال، به این قهرمانی معنایی ویژه بخشید.
میلان این بار با تجربهتر از آن بود که فقط به زیبایی بازی دل ببندد. فرصتهایش را به گل تبدیل کرد، فشار را تحمل کرد و برتریاش را تا پایان نگه داشت.
استانبول از تاریخ پاک نشد؛ آتن فقط اجازه نداد آخرین کلمه را بگوید.





