دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره ها

آیسون کایاجی؛ از کار برای کمک به خانواده تا جمله‌ای که نامش را تحت‌الشعاع قرار داد

آیسون کایاجی، مدل و بازیگر ترکیه‌ای، برای مشهورشدن وارد دنیای مد نشد؛ دست‌کم در روایت او از آغاز این مسیر، شهرت هدف اول نبود. مسئله ساده‌تر و ملموس‌تر بود: درآمدی که بتواند بخشی از فشار زندگی را از دوش خانواده بردارد.

پشت تصویر آراسته‌ای که بعدها روی صفحات مجلات و مقابل دوربین‌ها دیده شد، نوجوانی قرار داشت که کارکردن را زود شروع کرده بود. همین فاصله میان نقطه آغاز و تصویری که مردم از یک چهره مشهور می‌شناسند، داستان او را خواندنی می‌کند.

آغاز کار؛ پیش از آنکه شهرت در میان باشد

بر اساس روایت نقل‌شده از کایاجی، مادرش در بخش رختشویی یک هتل کار می‌کرد؛ کاری سخت که درآمدش به‌آسانی به دست نمی‌آمد. آیسون نیز از حدود ۱۵سالگی، همراه دوستانش در نمایشگاه‌ها به‌عنوان مسئول غرفه مشغول شد.

در همین محیط بود که اتفاقی، نگاهش را به آینده تغییر داد: مدلی قدبلند برای کاری کوتاه به غرفه آمد و دستمزدی گرفت که، به گفته کایاجی، از درآمد یک ماه مادرش بیشتر بود.

برای نوجوانی که محدودیت مالی را از نزدیک می‌شناخت، این تفاوت فقط یک عدد نبود؛ نشانه‌ای از یک فرصت بود. او گفته بود که هزینه رفتن به شهری دیگر برای دانشگاه را نداشت، اما می‌توانست مدلینگ را یاد بگیرد و از این راه به خانواده کمک کند.

البته، این روایت را نباید به معنای آسان‌بودن درآمد در حرفه مدلینگ گرفت. دستمزد یک پروژه کوتاه، لزوماً نماینده درآمد ثابت یک مدل نیست؛ فرصت‌های کاری، قراردادها و هزینه‌های حرفه‌ای می‌توانند بسیار متفاوت باشند. بااین‌حال، همان برخورد برای آیسون کافی بود تا مسیر تازه‌ای را جدی بگیرد.

مسابقه Elite Model Look؛ رتبه سوم، نه قهرمانی

یکی از نقاط مهم زندگی حرفه‌ای آیسون کایاجی، حضور در مسابقه Elite Model Look ترکیه در سال ۱۹۹۷ بود. در آن دوره، صدف آوجی رتبه نخست، دنیز باروت رتبه دوم و آیسون کایاجی رتبه سوم را به دست آوردند.

اما برای ورود به یک حرفه، همیشه لازم نیست نفر اول باشی. همین جایگاه به دیده‌شدن کایاجی کمک کرد و مسیر فعالیت او در مدلینگ، تبلیغات و سپس بازیگری را گسترش داد.

با حضور در سریال «پزشکان» (Doktorlar)، چهره او برای مخاطبانی شناخته شد که شاید پیش‌تر دنیای مد را دنبال نمی‌کردند. تصویرش دیگر فقط به صفحات مجلات و تبلیغات محدود نبود؛ حالا در قاب تلویزیون و داستان‌های یک سریال پرمخاطب دیده می‌شد.

بازنگری در گذشته؛ وقتی یک تصویر سال‌ها باقی می‌ماند

در روایت ارائه‌شده از اظهارات کایاجی، او بعدها نسبت به بعضی عکس‌هایی که در نوجوانی گرفته بود، ابراز پشیمانی کرد و از نبود فردی باتجربه برای راهنمایی خود گفت.

فارغ از تعابیر تندی که به او نسبت داده می‌شود، مسئله مهم همین است: تصمیمی که یک نوجوان در آغاز کار می‌گیرد، ممکن است سال‌ها بعد همچنان در رسانه‌ها بازنشر شود؛ حتی زمانی که نگاه خودش به آن تصمیم تغییر کرده است.

این بخش از داستان، اهمیت حمایت از نوجوانان در حرفه‌های تصویری را یادآوری می‌کند. آگاهی از نحوه استفاده از عکس‌ها، حدود قرارداد و امکان بازنشر تصاویر، به اندازه خود فرصت کاری اهمیت دارد.

برای نمونه، کنوانسیون حقوق کودک، افراد زیر ۱۸ سال را ــ با استثنای مقرر در قانون قابل اجرا ــ کودک می‌داند. ماده ۱۶ این کنوانسیون به حریم خصوصی و ماده ۳۲ به حمایت در برابر بهره‌کشی اقتصادی و کار آسیب‌زا می‌پردازد. این اصول، چارچوبی عمومی برای توجه به حقوق نوجوانان هستند؛ نه دلیلی برای نتیجه‌گیری حقوقی درباره تجربه مشخص کایاجی.

جمله جنجالی؛ از گفت‌وگوی تلویزیونی تا حافظه عمومی

در سال ۲۰۰۸، آیسون کایاجی در برنامه گفت‌وگومحور «Haydi Gel Bizimle Ol» از شبکه NTV، اظهارنظری درباره برابر بودن رأی خود با رأی یک چوپان مطرح کرد؛ جمله‌ای که به یکی از شناخته‌شده‌ترین حاشیه‌های زندگی رسانه‌ای او تبدیل شد.

مضمون فارسی آن چنین است: «چرا باید رأی من با رأی یک چوپان برابر باشد؟»

انتقادها به این اظهارنظر، فقط به لحن آن مربوط نبود. چنین مقایسه‌ای می‌تواند این برداشت را ایجاد کند که شغل یا موقعیت اجتماعی، باید ارزش رأی شهروندان را تعیین کند.

در مقابل، ماده ۶۷ قانون اساسی ترکیه بر اصولی از جمله رأی عمومی و برابر تأکید دارد. در این چارچوب، ارزش حقوقی رأی یک مدل، پزشک، کارگر یا چوپان، به حرفه و میزان شهرت او وابسته نیست.

ممکن است درباره آگاهی سیاسی شهروندان بحث کرد، اما این بحث با نابرابر دانستن حق رأی تفاوت دارد؛ تفاوتی که در واکنش‌ها به سخنان کایاجی اهمیت زیادی پیدا کرد.

آیا یک جمله، تمام مسیر او را تغییر داد؟

این اظهارنظر به بخشی ماندگار از تصویر عمومی آیسون کایاجی تبدیل شد؛ تا جایی که برای بعضی مخاطبان، نام او پیش از هر چیز همان جمله را تداعی می‌کند.

بااین‌حال، نسبت‌دادن تمام تغییرات بعدی زندگی حرفه‌ای‌اش به یک اتفاق، بدون شواهد کافی، ساده‌سازی است. کاهش حضور یک چهره در رسانه می‌تواند دلایل شخصی و حرفه‌ای متعددی داشته باشد. با این حال قطعا این اظهارات و بازخوردهای بعدی در سرنوشت کاری او موثر بود.

داستان کایاجی را می‌توان با دو حقیقت هم‌زمان خواند: نوجوانی که به‌دنبال درآمد و کمک به خانواده بود، و چهره مشهوری که سال‌ها بعد سخنی قابل نقد درباره برابری رأی شهروندان گفت. شناخت گذشته دشوار او، نقد آن جمله را بی‌اعتبار نمی‌کند؛ همان‌طور که نقد آن جمله هم نباید تمام زندگی‌اش را به یک لحظه تقلیل دهد.

گاهی حافظه عمومی، از یک زندگی طولانی فقط چند کلمه را نگه می‌دارد. شاید روایت دقیق‌تر، همان باشد که هم آن کلمات را جدی بگیرد و هم آدم پشت آن‌ها را فراموش نکند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا