فصل دوم «Stick» با امتیاز کامل منتقدان از «Ted Lasso» جلو زد
کمدی ورزشی اوون ویلسون در شروع فصل دوم به امتیاز ۱۰۰ درصد راتن تومیتوز رسید؛ موفقیتی که از تمرکز بیشتر بر شخصیتها، شکستهای گذشته و فرصت دوباره برای پیروزی خبر میدهد.

گاهی بازگشتهای غافلگیرکننده فقط در زمین مسابقه اتفاق نمیافتند. سریال «Stick» با بازی اوون ویلسون، فصل دوم خود را چهارم نوامبر ۲۰۲۶ در اپل تیوی آغاز کرد و در ارزیابیهای اولیه منتقدان به امتیاز کامل ۱۰۰ درصد در راتن تومیتوز رسید؛ رقمی بالاتر از امتیاز تمام فصلهای منتشرشده «Ted Lasso». برای سریالی که فصل نخستش با امتیاز ۸۱ درصد همراه بود، این جهش ۱۹ واحد درصدی نشانهای امیدوارکننده است: ظاهراً جیسون کلر، خالق مجموعه، راه دقیقتری برای پیوندزدن کمدی، گلف و بحرانهای شخصی پیدا کرده است.
البته این مقایسه به معنای برتری قطعی «Stick» نیست. امتیاز راتن تومیتوز سهم نقدهای مثبت را نشان میدهد، نه میانگین نمره منتقدان، و عدد اولیه ممکن است با انتشار نقدهای بیشتر تغییر کند. بااینحال، شروع فصل دوم چشمگیر است؛ بهخصوص در کنار «Ted Lasso» که فصل اولش امتیاز ۹۲ درصد، فصل دومش ۹۸ درصد و فصل سومش ۸۰ درصد گرفت. کمدی فوتبالی جیسون سودیکیس همچنان از نظر جوایز مجموعه موفقتری است، اما «Stick» فعلاً به امتیازی رسیده که آن سریال تجربه نکرده بود.
فصل نخست، پرایس کیهیل با بازی ویلسون را معرفی کرد؛ گلفباز حرفهای سابقی که اعتبارش را از دست داده و امید تازهاش را در مربیگری سانتی ویلر، نوجوان مستعد و دردسرسازی با بازی پیتر دیجر، پیدا میکند. رابطه این دو گرمای انسانی داشت، اما مسیر داستان گاهی بیش از حد به الگوی آشنای درامهای ورزشی تکیه میکرد: مربی شکستخورده، استعداد جوان و فرصتی برای جبران.
فصل دوم با تصمیمی هوشمندانهتر، برای هرکدام هدفی مستقل میسازد. سانتی وارد مسیر گلف حرفهای میشود و باید با فشاری کنار بیاید که لقب «ستاره آینده» بر دوش او میگذارد. پرایس نیز پیشنهادی غیرمنتظره برای احیای دوران حرفهای خودش دریافت میکند. حالا رابطه آنها فقط درباره نجات یک نوجوان نیست؛ مربی هم باید با زندگی ناتمام خود روبهرو شود.
کلارک راس، رقیب قدیمی پرایس با بازی تیموتی اولیفانت، او را تشویق میکند برای هدفی کمسابقه تلاش کند: تبدیلشدن به مسنترین گلفبازی که یک قهرمانی بزرگ را فتح میکند. این خط داستانی به ویلسون فرصت میدهد از نقش مرد خوشقلبی که به دیگران توصیه میکند فراتر برود و حسرتها، تردیدها و میل شخصیتش به دوباره جدی گرفتهشدن را آشکار کند.
ریا سیهورن نیز در نقش آماندا، شریک عاطفی سابق پرایس و مربی ماهر تکنیک سوئینگ، به گروه بازیگران پیوسته است. اهمیت حضور او فقط در گذشته مشترک این دو نیست؛ آماندا میداند مشکل پرایس همیشه در نحوه ضربهزدن به توپ خلاصه نمیشود. سیهورن در گفتوگو با اکسترا توضیح داده است: «او پرایس را میشناسد و جنبههایی از او را میبیند که فکر نمیکنم دیگران بشناسند.»
این شناخت، مبارزه ورزشی پرایس را به رویارویی با عادتهای عاطفی و ذهنیاش تبدیل میکند. پرسش دیگر فقط این نیست که آیا بدن او هنوز توان رقابت دارد؛ مسئله این است که چقدر از عمرش را صرف فرار از تواناییها و ترسهای خودش کرده است.
بازتاب نقدها نیز از بهبود فصل دوم حکایت دارد. فندوموایر با نمره ۷ از ۱۰، هماهنگی بهتر گروه بازیگران و صداقت عاطفی فصل را از نقاط قوت آن دانسته است. ریچارد روپر هم در نقدش برای راجرایبرت نوشته که مجموعه نهتنها گرفتار افت رایج فصل دوم نشده، بلکه از فصل قبلی فراتر رفته است.
«Stick» و «Ted Lasso» هر دو درباره مربیانی زخمیاند که در کنار ورزشکاران، خانوادهای نامتعارف میسازند. تفاوت فعلی در شیوه گسترش داستان است. «Ted Lasso» در فصل سوم زمان بیشتری را به روابط عاشقانه، مناسبات کاری و مسیرهای جداگانه شخصیتها اختصاص داد؛ انتخابی که گاهی تمرکز را از باشگاه ریچموند دور میکرد و با واکنش یکدست منتقدان همراه نشد. «Stick» ظاهراً مسیر معکوس را انتخاب کرده: بازگشت به شخصیتهای محوری و دادن وزن بیشتر به شکستهای شخصی آنها.
تلاش پرایس برای قهرمانی، هدف ورزشی روشنی فراهم میکند و همزمان راهی برای پرداختن به پیری، ناامنی و فرصت دوباره میگشاید. خود ویلسون هم نامحتملبودن این رویا را انکار نکرده و به اکسترا گفته است: «فکر اینکه بتوانم قهرمان اوپن آمریکا شوم، گاهی خندهام میگرفت.»
قدرت فصل دوم درست در همین فاصله قرار دارد: میان رویایی که خندهدار به نظر میرسد و نیازی انسانی که کاملاً جدی است. هنوز برای اعلام پیروزی نهایی «Stick» بر «Ted Lasso» زود است، اما این سریال نشان میدهد کمدی ورزشی برای بهترشدن همیشه به داستانهای بیشتر نیاز ندارد؛ گاهی کافی است دقیقتر بفهمد شخصیتهایش از چه میترسند و برای چه چیزی حاضرند دوباره به میدان برگردند.





