قسمت دوم فصل دوم «Dexter: Resurrection»؛ عطش شهرت دکستر و بازگشت چارلی

دکستر مورگان در آغاز فصل دوم «Dexter: Resurrection» دوباره به زندگی دوگانهاش برگشت: رانندگی برای سرویسهای درخواست خودرو و قتلهای گاهوبیگاه. در مقابل، پسرش هریسون دوره آکادمی پلیس را با موفقیت پشت سر گذاشت، اما دکستر مراسم دریافت نشان و اسلحه او را از دست داد؛ چون مشغول کشتن قاتل زنجیرهای معروف به راپونزل بود.
حالا قسمت دوم با عنوان «Fallen» بیشتر به بحران میانسالی دکستر و میل تازهاش به دیدهشدن پس از قتل راپونزل میپردازد. هریسون نیز نخستین هفته کاری خود را بهعنوان مامور پلیس، درست زیر چشم کارآگاه کلودیا والاس، آغاز میکند. همزمان، دو قاتل زنجیرهای، معروف به قاتل پنج منطقه و سلاخ نیویورک، شهر را به وحشت انداختهاند.
هشدار: ادامه این مطلب داستان قسمت دوم فصل دوم «Dexter: Resurrection» را فاش میکند.
قاتل پنج منطقه، با بازی دن استیونز، در قسمت نخست بیپروا وارد میدان شد: پیش از اولین قتلش با پلیس نیویورک تماس گرفت و سپس ویدیوی جنایت را به رهگذری در پارک واشنگتن اسکوئر نشان داد. در قسمت دوم هم با همان جسارت اعلام میکند که قربانی بعدیاش را در برادوی خواهد کشت؛ تهدیدی که این بار از خشم او سرچشمه میگیرد.
نشست خبری ناموفق کارآگاهان والاس و اولیویا، هم مردم را عصبانی میکند و هم قاتل را. مردم معترضاند که چرا پلیس پیش از قتل در مسابقه بیسبال متس به آنها هشدار نداده بود. از سوی دیگر، جدی نگرفتن قاتل از طرف دو کارآگاه، او را بیشتر تحریک میکند. تهدید تازهاش درباره برادوی، پلیس را وادار میکند منطقه تئاتر نیویورک را تعطیل کند.
در همین گیرودار، هریسون بلافاصله پس از فارغالتحصیلی به بخش قتل فرستاده میشود. غافلگیری بعدی، ماموری است که آموزش او را بر عهده دارد: میکسون، همان زنی که هریسون شب فارغالتحصیلی با او رابطه داشت. پدر میکسون هم از فرماندهان پلیس است؛ جزئیاتی که موقعیت تازه هریسون را پیچیدهتر میکند.
حضور یک مامور تازهکار در بخش قتل غیرمنتظره است. شاید والاس میخواهد مظنون سابقش را نزدیک خود نگه دارد تا بتواند رفتارش را زیر نظر بگیرد، هرچند هنوز نمیتوان این احتمال را دلیل قطعی انتصاب هریسون دانست.
دکستر، با بازی مایکل سی. هال، همچنان با بحران میانسالی و وسوسه شهرت دستوپنجه نرم میکند؛ نه شهرتی معمولی، بلکه دیدهشدن بهعنوان یک قاتل زنجیرهای. تصویر ذهنی هری مدام به او هشدار میدهد، اما دکستر هنوز نتوانسته این فکر را کنار بگذارد. این نیاز به توجه، تنش تازهای به زندگی پنهانی او اضافه کرده است.
او در عین حال رد سلاخ نیویورک، دن فرامپت، را دنبال میکند؛ کسی که در قسمت قبل، از رهایی از چنگ کارآگاهان والاس و اولیویا مغرورتر شده بود. با این حال، دکستر فعلا رسیدگی به او را به پلیس واگذار میکند. در همین زمان، آشنایی قدیمی از راه میرسد: چارلی براون، با بازی اوما تورمن، که برای پیدا کردن و کشتن قاتلان آزادِ باقیمانده از باشگاه پریتر، به کمک او نیاز دارد.
چارلی از شخصیتهای جذاب فصل اول بود. او که پیشتر با پریتر همکاری داشت، حالا ظاهرا میخواهد مسیر دیگری در پیش بگیرد. هدفش از مراجعه به دکستر، جبران گذشته از راه از میان بردن قاتلانی است که هنوز آزادند؛ تلاشی برای جبران که خودش هم قرار است با قتل پیش برود.
دکستر و چارلی هنگام تعقیب قاتلی معروف به غریبه خوابآلود، به یکدیگر نزدیکتر میشوند. آنها نقشه میکشند تا سایر قاتلان باقیمانده را به نیویورک بکشانند. چارلی همچنین یک خانه شهری برای استفاده دکستر بهعنوان پایگاه کار فراهم میکند و قایقی در اختیارش میگذارد تا اجساد را با آن از بین ببرد؛ بازگشتی آشنا به روشهای دکستر در سریال اصلی.
میان این دو نشانههایی از کشش عاطفی هم دیده میشود. حتی برای بیرون کشیدن قاتل از مخفیگاه، نقش یک زوج واقعی را بازی میکنند. با این حال، این نزدیکی هنوز به معنای شکلگیری قطعی یک رابطه عاشقانه نیست؛ آنچه فعلا میبینیم، ترکیبی از همکاری، اعتماد و جرقههای احتمالی علاقه است.
نقشه آنها در نهایت به برخورد با قاتل پنج منطقه میانجامد؛ کسی که دکستر از قبل هم از او دل خوشی ندارد، چون پس از قتل راپونزل، توجهها را از او گرفته است. قاتل دوباره دست به جنایت میزند و بیش از پیش به چهره تازه وحشت در نیویورک تبدیل میشود. برای دکستر، مسئله حالا فقط متوقف کردن یک قاتل نیست؛ حسادت به توجهی که نصیب او میشود هم به ماجرا راه پیدا کرده است.
شما درباره قسمت تازه «Dexter: Resurrection» چه فکر میکنید؟





