«At the Sea»؛ تلاش نافرجام کورنل موندروتسو برای روایت بحران زنانه با بازی امی آدامز

فیلم «At the Sea» تازهترین ساخته کورنل موندروتسو، کارگردان مجارستانی، قرار است بخش میانی یک سهگانه آزاد باشد که با فیلم تحسینشده «Pieces of a Woman» در سال ۲۰۲۰ آغاز شد؛ اثری که برای ونسا کربی نامزدی اسکار به همراه داشت. بخش پایانی این سهگانه نیز فیلم «A Place to Be» خواهد بود که با بازی الن برستین و پاملا اندرسون در راه است. هر سه فیلم به بحرانهای شخصی زنان در سه مقطع مختلف زندگی میپردازند: اوایل بزرگسالی، میانسالی و سالخوردگی.
در «At the Sea»، امی آدامز نقش «لورا» را بازی میکند؛ زنی در نقش همسر، مادر و دختر که پس از یک تصادف رانندگی در حالت مستی، آن هم با حضور پسرش «فلیکس» (با بازی ردینگ مانسل) در خودرو، زندگیاش به سراشیبی ویرانی کشیده میشود. لورا در گذشته یک بالرین بوده و زمانی چهره اصلی کمپانی رقص پدرش محسوب میشده، اما مشکلات خانوادگی و تلاش وسواسگونه برای زندگی در سایه موفقیت پدر، او را به دام الکلیسم انداخته است.
داستان از جایی آغاز میشود که لورا در مصاحبه پایانی خود در یک مرکز ترک اعتیاد، قول میدهد دیگر هرگز بازنگردد. او پس از شش ماه دوری به خانهاش در کیپکاد، بازمیگردد، اما با روابطی سردتر و گسستهتر از قبل روبهرو میشود. همسرش «مارتین» (با بازی موری بارتلت) از غیبت طولانی او و آشفتگی مالی و خانوادگی بهجامانده خشمگین است. دختر نوجوانش «جوسی» (با بازی کلویی ایست) که در نبود مادر ناچار شده نقش محافظ برادر کوچکش را ایفا کند، سرشار از خشم و رنجش است. فلیکس نیز رفتاری سرد و بیتفاوت دارد و همسایهها هم پشت سرش پچپچ میکنند. لورا در نقطهای بحرانی ایستاده؛ زنی که میکوشد خودِ واقعیاش را دوباره پیدا کند، در حالی که هرگز فرصت شناخت آن را نداشته است.
متأسفانه موندروتسو و فیلمنامهنویس و شریک زندگیاش کاتا وبر، برای انتقال ناگفتههای میان اعضای خانواده، بهویژه لورا و جوسی، به تمهیدی بحثبرانگیز متوسل شدهاند: رقص تفسیری بهجای دیالوگ. در چندین صحنه، گفتوگوها ناگهان و بیمقدمه به رقص تبدیل میشوند. هرچند تلاش هنری برای متفاوت بودن قابل درک است، اما این رویکرد بیش از آنکه به عمق روایت کمک کند، آن را تصنعی و شعاری جلوه میدهد و مخاطب را هر بار از فضای داستان بیرون میکشد.
با وجود این ضعفها، انتخاب امی آدامز برای نقش لورا انتخابی منطقی به نظر میرسد. او پیشتر نیز در نقش زنانی در بحران درخشیده است؛ از فیلم کمدیدهشده اما جسورانه «Nightbitch» که در آن نقش مادری جوان و درگیر با بحران هویت را ایفا کرد، گرفته تا نسخه سینمایی «Hillbilly Elegy» که در آن نقش مادر شدیداً معتاد جیدی ونس را بازی کرد و برای آن نامزد جایزه انجمن بازیگران آمریکا (SAG) شد. آدامز از همان ابتدای مسیر حرفهایاش، از فیلم «Junebug» که نخستین نامزدی اسکار از مجموع شش نامزدیاش را برایش به ارمغان آورد، همواره به بازیهای صادقانه و بدون تزلزل شناخته شده است.
اما در «At the Sea» حتی بازی او هم نمیتواند ضعفهای ساختاری فیلم را جبران کند. باورپذیر کردن گذشته لورا بهعنوان یک رقصنده تراز اول چندان آسان نیست. خودِ آدامز در نوجوانی آرزوی بالرین شدن را داشت؛ رویایی که هرگز محقق نشد، هرچند مدت کوتاهی عضو یک گروه رقص بود. صحنه کلیدی پایانی فیلم که در آن لورا و جوسی روی ساحل رقص تفسیری اجرا میکنند ــ قرار است لحظهای تطهیرکننده و آشتیدهنده میان مادر و دختر باشد ــ اما بیش از حد طراحیشده و مصنوعی به نظر میرسد. مگ استوارت بهعنوان طراح رقص فیلم فعالیت داشته، ولی نتیجه نهایی چنان حسابشده است که گویی آدامز بیش از حد تلاش کرده تا حرکات را دقیق اجرا کند؛ مشکلی که درباره کل فیلم هم صدق میکند.
در بخش بازیگران فرعی، فیلم شامل نقشهای کوتاه و غیرضروری با حضور دن لوی، رین ویلسون، جنی اسلیت و یک صحنه با برت گلدستاین است. مشکل اینجاست که بیشتر این بازیگران به خاطر نقشهای کمدیشان شناخته شدهاند و دیدن آنها در دل یک درام تلخ و سنگین، نهتنها کمکی به فیلم نمیکند، بلکه حواس مخاطب را پرت میکند. جسیکا کلی و ربکا دیلی، مسئولان انتخاب بازیگر، در این پروژه تصمیمات عجیبی گرفتهاند. این بازیگران بااستعداد عملاً هدر رفتهاند.
در مقابل، موری بارتلت تا جایی که امکان داشته نقش شوهر ناامید و سرخورده را خوب بازی کرده و کلویی ایست هم در نقش جوسی تلاش قابلتحسینی از خود نشان میدهد، حتی اگر مجبور شده در یک صحنه عجیب، خشمش نسبت به مادر را از طریق یک رقص بالهِ خشونتآمیز و بداهه بیان کند.
این آخرین ساخته انگلیسیزبان موندروتسو متأسفانه یک شکست هنری محسوب میشود؛ ناامیدیای مضاعف برای کسانی که نهتنها «Pieces of a Woman» بلکه بهویژه شاهکار او، «White God» (برنده جایزه جشنواره کن)، را تحسین کرده بودند. این بار حتی با حضور استعدادی مثل امی آدامز در نقش اصلی، کارگردان نتوانسته از دام ملودرامی آشنا رهایی یابد؛ ملودرامی که هالیوود دهه ۱۹۵۰ بسیار بهتر از این روایتش میکرد.
تهیهکنندگان فیلم الکساندر رودنیانسکی، آرون رایدر، اندرو سوئت، استوارت مانشیل، خود موندروتسو و الکس لبوویچی هستند و ۳۱ نفر دیگر نیز بهعنوان تهیهکننده اجرایی در تیتراژ حضور دارند.





