«Heysel 85» در جشنواره توکیو؛ بازگشت به فاجعهای که بلژیک فراموش نکرده است
تئودورا آنا میهای در آستانه اکران فیلم تازهاش، از بازخوانی فاجعه ورزشگاه هیسل، انتخاب فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری و پروژه بعدی خود درباره سوگ و مادری میگوید.

در فاجعه ورزشگاه هیسل، پیش از آنکه فینال جام باشگاههای اروپا میان لیورپول و یوونتوس آغاز شود، ۳۹ نفر جان باختند. «Heysel 85»، ساخته تازه تئودورا آنا میهای، به آن روز در سال ۱۹۸۵ بازمیگردد؛ اما بیش از بازسازی خشونت روی سکوها، به تصمیمها و کاستیهای ساختاری میپردازد که وقوع چنین فاجعهای را ممکن کردند. فیلم حالا، نزدیک به هشت ماه پس از نخستین نمایش خبرسازش در برلین، با نمایش آسیایی در جشنواره فیلم توکیو وارد مرحله تازهای از معرفی بینالمللی شده است.
میهای، فیلمساز رومانیاییـبلژیکی، برای توضیح عمق اثر این حادثه بر حافظه عمومی بلژیک، آن را با شوک حملات ۱۱ سپتامبر در آمریکا مقایسه میکند: «این یکی از آن لحظهها در تاریخ بلژیک است که میشود آن را با ۱۱ سپتامبر در آمریکا مقایسه کرد. اتفاق بسیار بزرگی بود و مردم شوکه شده بودند.»
او میگوید این خاطره تلخ از شکافهای زبانی و اجتماعی کشورش عبور کرده است: «بلژیک از خیلی جهات چندپاره است. جوامعی داریم که به زبانهای متفاوت حرف میزنند. اما همه بر سر یک چیز اتفاقنظر دارند: آنچه آنجا رخ داد، نباید اتفاق میافتاد. این شوک مشترک است و هنوز هم زنده مانده.»
فیلمنامه «Heysel 85» را میهای همراه با لوده دسمت و ایزابل داراس نوشته است. داستان از مسیر دو شخصیت پیش میرود: ماری، دختر شهردار با بازی ویولت براکمن، و لوکا، خبرنگاری ایتالیاییتبار با بازی ماتئو سیمونی که برای پوشش مسابقه در تلویزیون ایتالیا به ورزشگاه آمده و خانوادهاش نیز همراه او هستند.
با آغاز خشونت هواداران آشوبگر پیش از مسابقه، ورزشگاه در هرجومرج فرو میرود. لوکا ناچار است هم گزارش بدهد و هم به دنبال خانوادهاش بگردد. در سوی دیگر، ماری باید جای پدرش را بگیرد؛ شهرداری که در روایت فیلم، بهدلیل مستی و آشفتگی دیگر قادر به اداره بحران نیست. در میان این وضعیت، سیاستمداران و پلیس با پرسشی روبهرو میشوند که در مرکز درام قرار دارد: مسابقه لغو شود یا ادامه پیدا کند؟
ایده پرداختن به هیسل ابتدا از سوی هانس اورارت، تهیهکننده فیلم، مطرح شد. او از میهای خواست اسنادی درباره فاجعه را بررسی کند، اما کارگردان بلافاصله پیشنهاد را نپذیرفت: «با خودم فکر کردم آیا من آدم مناسبی برای روایت این داستان هستم؟ دلایل زیادی وجود داشت که سراغش نروم. اما شاید دقیقاً چون بیرون از محدوده امنم بود، باید انجامش میدادم. شاید میتوانستم چیزی از دلش بیرون بیاورم که مردم انتظارش را نداشتند؛ و این همیشه چیز بدی نیست.»
آنچه میهای را جذب کرد، فقط خود حادثه نبود. او فوتبال را دارای «ظرفیت استعاری» میداند؛ بستری مناسب برای طرح پرسشهایی درباره زندگی و موقعیت انسان. این نگاه، جهت فیلم را نیز تعیین کرده است: زمان کمتری صرف بازسازی لحظات مرگبار میشود و توجه بیشتری به سازوکارهایی معطوف است که در حفاظت از جان تماشاگران ناکام ماندند. به این ترتیب، پرسش فیلم فقط این نیست که چه اتفاقی افتاد، بلکه این است که مسئولیت در لحظه بحران چگونه پذیرفته یا واگذار میشود.
برای پیوند تصاویر واقعی فاجعه با صحنههای بازسازیشده، میهای به پیشنهاد ماریوس پاندورو، مدیر فیلمبرداریاش، سراغ نگاتیو ۱۶ میلیمتری رفت. او پاندورو را یکی از بهترین فیلمبرداران رومانی توصیف میکند و درباره توصیهاش میگوید: «از همان اول گفت اگر میخواهی تصاویر آرشیوی تا جای ممکن به چیزی که فیلمبرداری میکنیم نزدیک باشند، راهش ۱۶ میلیمتری است. فیلترها را فراموش کن؛ میشود نزدیک شد، اما هیچوقت همان نمیشود.»
این انتخاب، بهای تولیدی هم داشت. هزینه استفاده از نگاتیو باعث شد میهای برای حفظ بودجه، تعداد روزهای فیلمبرداری را کاهش دهد. به گفته او، گروه فرصت زیادی نداشت و بخشی از کار با تصمیمگیریهای سریع پیش رفت، اما همراهی عوامل این محدودیت را جبران کرد: «واقعاً فکر میکنم کیفیتی که روی پرده میبینیم، از بودجهای که در اختیار داشتیم بالاتر است. همه با تمام توان پای کار بودند.»
«Heysel 85» سومین همکاری میهای و پاندورو است و آنها اکنون برای همکاری چهارم آماده میشوند. میهای میگوید وقتی همکاری خوب پیش میرود، ترجیح میدهد گروه نزدیک خود را حفظ کند. از آثار پیشین او میتوان به «Waiting for August» محصول ۲۰۱۴ و «Traffic» محصول ۲۰۲۴ اشاره کرد.
فیلم تازه قرار است ۱۸ نوامبر با پخش کینهپولیس در بلژیک و ۲۰ نوامبر با پخش آیکون در بریتانیا اکران شود. میهای با وجود بازتابهای مثبت اولیه، درباره واکنش مخاطبان محتاط است: «صحبتهای مثبت زیادی درباره فیلم شده، اما تا اکران نشود، هیچوقت نمیتوان مطمئن بود.»
فاصله طولانی میان نمایش برلین و اکران پاییزی نیز تصمیم پخشکننده بوده است. میهای با لحنی شوخ توضیح میدهد که مردم بلژیک در تابستان ترجیح میدهند از همان آفتاب اندکی که نصیبشان میشود استفاده کنند، نه اینکه در سالن سینما بنشینند؛ به همین دلیل، پاییز زمان مناسبتری برای عرضه فیلم تشخیص داده شده است.
در همین فاصله، او کار روی پروژه بعدیاش با عنوان فعلی «Two Lives» را آغاز کرده؛ درامی با دامنهای محدودتر درباره دو برادر و خانوادههایشان. داستان با تعطیلات تابستانی خوشی شروع میشود که هر سال تکرار میکنند، اما مرگ یکی از برادران مسیر آن را تغییر میدهد.
از آن نقطه، فیلم بر همسر مرد درگذشته متمرکز میشود؛ زنی که زیر فشار سوگ از هر سو فرو میریزد، اما باید همچنان از دو پسر نوجوانش مراقبت کند. میهای میگوید: «همه از این زن انتظار دارند همچنان زندگی را اداره کند، چون مادر بودن دکمه توقف ندارد.»
او پروژه تازه را اثری میداند که مواجهه با آن آسان نخواهد بود: «خیلی دوستش دارم. امیدوارم مردم را به فکر بیندازد. همیشه آینهای را که سینما و هنر مقابل ما میگیرند دوست داشتهام و امیدوارم این فیلم هم یکی از همان آینهها باشد.»
جشنواره فیلم توکیو تا ۴ نوامبر ادامه دارد. از بحران عمومی در «Heysel 85» تا سوگ خانوادگی در «Two Lives»، پرسشی مشترک در توضیحات میهای دیده میشود: وقتی زندگی از نظم همیشگی خارج میشود، چه کسی باید همچنان بار مسئولیت را به دوش بکشد؟ سینمای او میخواهد درست در همان لحظه مکث کند؛ جایی که ادامهدادن، دیگر امری ساده و بدیهی نیست.





