دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانبررسیفستیوال برلین

«No Good Men»؛ کمدی رمانتیکی که در قلب کابل به کابوسی سیاسی بدل می‌شود

پیدا کردن یک دلِ خوب این روزها کار ساده‌ای نیست؛ چه برسد به دلِ یک منطقه جنگی. فیلم «No Good Men» (مردان خوب وجود ندارند) به نویسندگی و کارگردانی شهـربانو سادات، فیلم‌ساز افغان که خود نیز در نقش اصلی بازی می‌کند، با ظاهری فریبنده و لحنی سبک آغاز می‌شود؛ یک کمدی رمانتیک کم‌خرج با رگه‌هایی از طنز سیاه گزنده. اما همین فیلم، به شکلی غافلگیرکننده، در ۲۰ دقیقه پایانی به بیانیه‌ای سیاسی و ویران‌کننده تبدیل می‌شود که معنای تازه‌ای به عنوان به‌ظاهر شوخ‌طبعانه‌اش می‌دهد.

نکته درخشان فیلم، تلفیق هوشمندانه کلیشه‌های رام‌کام غربی با داستانی است که درست در آستانه سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ روایت می‌شود. آنچه در ابتدا به‌نظر یک بازی روایی بامزه می‌آید، ناگهان با تصعید خشونت و آشوب واقعی به یک «طعمه‌گذاری روایی» بدل می‌شود که تماشاگر را شوکه می‌کند.

فیلم با موسیقی پاپ افغان و تصاویری روشن از کاکتوس‌های گل‌داده شروع می‌شود؛ گل‌ها موتیف مهمی در فیلم‌اند، اما نه همیشه خوش‌یمن. وقتی با قهرمان داستان، نارو (با بازی شهربانو سادات) آشنا می‌شویم، او فیلم‌بردار یک برنامه تلفنی سطحی روزانه است؛ جایی که یک «کارشناس» خودخوانده با لحنی تحقیرآمیز ادعا می‌کند زنان با هر بارداری «یک گلبرگ از دست می‌دهند» و نسخه پزشکی‌اش هم این است: «آرایش غلیظ کنید!»

نارو که با والدین و پسر خردسالش زندگی می‌کند و از همسر خیانتکارش جدا شده، به‌دنبال تغییر است. این تغییر زمانی از راه می‌رسد که قدرت قادری (با بازی انور هاشمی)، گزارشگر مشهور کابل، درست پیش از مصاحبه با یکی از چهره‌های طالبان، فیلم‌بردارش را از دست می‌دهد. مصاحبه به‌هم می‌ریزد؛ وقتی روسری نارو می‌افتد، مصاحبه‌شونده با انزجار جلسه را ترک می‌کند: «با این زن در یک اتاق نمی‌نشینم.»

قادری برای تنبیه نارو، او را وسط کابل رها می‌کند تا درباره ولنتاین نظر مردم را بپرسد. اما سوال نارو خیلی زود عمیق‌تر می‌شود: «آیا مردِ خوبی در افغانستان وجود دارد؟»

پاسخ‌ها سیل‌آسا و دردناک‌اند. زنی می‌گوید: «هرگز مردی ندیده‌ام که قدر همسرش را بداند؛ فقط کتک، توهین، کار خانه و نگهداری بچه‌ها.»

این گزارش‌ها شبکه تلویزیونی را شگفت‌زده می‌کند؛ آن‌قدر که رئیس شبکه از نارو می‌خواهد… فیلم عروسی‌اش را هم ضبط کند.

برای مدتی، «No Good Men» شبیه بیانی صریح اما ساده از جنسیت‌زدگی سیستماتیک به نظر می‌رسد. اما مسیر تغییر می‌کند؛ قادری پس از افشای یک تجاوز گروهی هولناک، برای همکاری نارو در مصاحبه با شاهدان زن از او قدردانی می‌کند و حتی عذرخواهی. نارو شگفت‌زده به دوستانش می‌گوید: «تا حالا مردی را ندیده بودم این‌قدر محترمانه رفتار کند.»

میان آن‌ها شیمی واقعی شکل می‌گیرد؛ با این‌که قادری مسن‌تر است و اصلاً شبیه شوالیه‌ای درخشان نیست. مانع بزرگ اما روشن است: قادری سال‌ها پیش وارد ازدواجی اجباری شده و نارو تصمیم می‌گیرد فاصله بگیرد.

درست وقتی فیلم وانمود می‌کند با یک «می‌خواهند/نمی‌خواهند» ساده طرفیم، بذرهای خشونت که از ابتدا کاشته شده بودند، بازمی‌گردند؛ و این‌بار با شدتی ویرانگر. لحن شوخ‌طبعانه‌ای که ناتوانی طالبان و دولت را دست می‌انداخت، به شکلی تیره فرو می‌ریزد. اوج فیلم، کابوسی خونین است؛ انگار «Lost in Translation» از فیلتر تخیل دانته آلیگیری عبور کرده باشد.

ولنتاین معمولاً در بازه زمانی جشنواره فیلم برلین قرار می‌گیرد، اما این نخستین بار است که برلیناله با چنین ولنتاین خونینی افتتاح می‌شود؛ فیلمی جمع‌وجور اما به‌شدت هوشمند که بسیار فراتر از اندازه‌اش گام‌ برمی‌دارد.

«No Good Men» نه‌فقط یک تجربه سینمایی جسورانه، که هشداری تکان‌دهنده درباره عشق، قدرت و خشونت در آستانه فروپاشی یک شهر است؛ فیلمی که با لبخند شروع می‌شود و با حقیقتی عریان به پایان می‌رسد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا