آدام وینگارد از «Onslaught» گفت؛ بازگشت به اکشن خشن دهه ۸۰

آدام وینگارد، کارگردان «Godzilla x Kong: The New Empire»، با فیلم تازهاش «Onslaught» به سینمای مستقل و پرانرژی ریشههایش بازگشته است؛ یک اکشنتریلر با حالوهوای دهه ۸۰ که آدریا آرجونا (Adria Arjona) در نقش یک کهنهسرباز، برای نجات دخترش مقابل گروهی از ابرسربازهای تقویتشده دولتی قرار میگیرد. وینگارد میگوید آ۲۴ (A24) در ساخت این فیلم درجهسنی بزرگسال، آزادی کمسابقهای به او داده؛ هرچند خودش یک حسرت دارد: کاش خشونت تصویری فیلم حتی بیشتر بود.
داستان «Onslaught» در یک پارک خانههای تریلری میگذرد؛ جایی که شخصیت آرجونا باید از دخترش با بازی بلیک کندی (Blake Kennedy) در برابر سه سرباز فوقالعاده خطرناک دفاع کند. وینگارد این فیلم را ادای دینی فشرده و خشن به اکشنهای دیوانهوار دوران طلایی کنن فیلمز میداند، اما معتقد است فیلم در نمایش خشونت، آنقدر که ممکن است به نظر برسد، افراطی نیست.
او گفت: «فکر میکنم تنها کاری که احتمالاً انجام میدادم، اضافه کردن خشونت گرافیکی حتی بیشتر بود.» وینگارد در ادامه توضیح داد: «از نظر چیزهایی که واقعاً میبینید، فیلم نسبتاً مهارشده است. چند لحظه خونین وجود دارد که معمولاً آنقدر اغراقشده هستند که آزاردهنده نشوند. خشونت ناراحتکننده در فیلم زیاد است، اما معمولاً بیدلیل و افراطی نیست.»
کارگردان «Onslaught» بهویژه تصور میکرد صحنه کشتار در توقفگاه کامیونها با مخالفت تهیهکنندگان روبهرو شود، اما چنین اتفاقی نیفتاد: «مطمئن بودم بابت آن صحنه با مقاومت مواجه میشویم. حتی انتظار داشتم آ۲۴ مخالفت کند، اما هیچوقت مجبور نشدیم چیزی را در فیلم سانسور کنیم. شاید دلیلش لحن فیلم باشد؛ چون فیلم میتواند روی مرز میان سرگرمی و خشونت ناراحتکننده حرکت کند، اما به سمت شکنجهنمایی نمیرود.»
وینگارد پس از یک دهه حضور در سیستم استودیویی و ساخت پروژههای بزرگ، از جمله «Godzilla vs. Kong» و «Godzilla x Kong: The New Empire»، ساخت «Onslaught» را نوعی بازگشت به هویت شخصیاش میداند. او پیش از ورود به جهان بلاکباسترها، با فیلمهای مستقل «You’re Next» و «The Guest» شناخته شد و سپس سراغ اقتباسهایی چون «Blair Witch» و «Death Note» رفت.
او گفت: «بعد از اینکه یک دهه در سیستم استودیویی کار کردم و با دو فیلم آخر “Godzilla” به نقطهای رسیدم که برایش تلاش میکردم، حس کردم منتظر این لحظه بودهام که بتوانم مسیر خودم را بنویسم و دوباره فیلمهایی بسازم که بیشتر از هر چیز نماینده من بهعنوان فیلمساز هستند.» به گفته وینگارد، از همان ابتدا میخواست پروژه تازهاش به شکلی یک سهگانه غیررسمی را در کنار «You’re Next» و «The Guest» کامل کند.
هر سه فیلم با فیلمنامههایی از سایمون بارت (Simon Barrett)، همکار قدیمی وینگارد، ساخته شدهاند و به گفته کارگردان، از نظر حالوهوا نیز پیوندی روشن میان آنها وجود دارد. او توضیح داد: «“You’re Next” اساساً یک فیلم محاصرهای است که عمدتاً در یک شب رخ میدهد و “The Guest” بیشتر برداشتی از “Terminator”، “Halloween” و فیلمهای اسلشر است. ما شروع کردیم به فکر کردن که چطور میتوانیم پایانبندیای برای این سهگانه سست و غیررسمی بسازیم.»
وینگارد پیشتر گفته بود که «The Guest» و «Onslaught» در یک جهان مشترک میگذرند، اما این بار تأکید کرد که مضمون مشترک این آثار برایش مهمتر است. در عین حال، پدر شدن او هنگام توسعه «Onslaught» باعث شد خط عاطفی مهمی نیز وارد فیلم شود. او گفت: «وقتی مشغول ساخت آخرین فیلم “Godzilla” بودم، شریک زندگیام باردار شد. ناگهان پدر شدم و این دنیای کاملاً تازهای برایم بود. میدانستم فیلم بعدیام قرار است درباره پدر یا مادری باشد که یاد میگیرد والد بودن یعنی چه.»
او افزود که تجربه پدر شدن، به فضای اغراقشده و دیوانهوار دهه هشتادی فیلم، یک تکیهگاه احساسی داده است: «میدانستم این لنگر عاطفی را دارم و حالا میتوانم سراغ همه آن ایدههای عجیبوغریب بروم و آنها را به جهانهایی که پیشتر ساخته بودیم پیوند بزنم.»
از جمله بخشهای غیرمنتظره «Onslaught»، رابطهای نامتعارف میان دن استیونز (Dan Stevens) و ربکا هال (Rebecca Hall) است. استیونز که با گریم و کلاهگیس در نقش دانشمندی سالخورده و آلمانی ظاهر شده، رابطهای سلطهپذیر با شخصیت ربکا هال دارد؛ جزئیاتی که به گفته وینگارد، از پیشنهاد خود بازیگر شکل گرفت.
وینگارد گفت: «دن نقش را خواند؛ این سومین همکاری ماست. تنها یادداشتی که درباره این دانشمند شرور داشت، این بود که حس میکنم چیزی در او کم است؛ باید به شکلی مطیع همسرش باشد. گفتم: “اوه، فهمیدم با این صحنه چهکار باید بکنم.” بعد از آن، ناگهان خیلی چیزها در فیلم تغییر کرد.»

به گفته او، این ایده به فیلم کمک کرد تا فقط درباره بقا در یک پارک تریلری یا چالشهای والد بودن نباشد. وینگارد با اشاره به یکی از دیالوگهای مایکل بین (Michael Biehn) گفت: «همهچیز در جمله او خلاصه میشود: “ببینیم جوخه منحرفهایت چه از آب درمیآیند.” اینها همان جوخه منحرفها هستند و ما قرار است وارد دنیایشان شویم؛ درباره آن گروه منحرفِ شبیه ایلومیناتی بیشتر بدانیم.»
«Onslaught» در کنار اکشن و کمدی سیاه خود، به موضوعاتی مانند اختلال استرس پس از سانحه، سازوکارهای پنهان مجتمع نظامی ـ صنعتی، برنامههای محرمانه و رقابت تسلیحاتی بر سر هوش مصنوعی و پهپادها نیز نزدیک میشود. وینگارد گفت گرچه قصد نداشته فیلم بهطور مستقیم درباره رخدادهای روز باشد، این دغدغهها به شکل طبیعی وارد روایت شدهاند.
او توضیح داد: «میدانستیم میخواهیم داستانی درباره اختلال استرس پس از سانحه روایت کنیم و ارتش برای نشان دادن آن یک راه میانبر قابلفهم است؛ چون همه میدانیم چنین محیطهایی میتوانند به این وضعیت منجر شوند. البته انواع مختلفی از این اختلال وجود دارد، اما ما این مفهوم را طوری وارد فیلم کردیم که در دل داستان معنا پیدا کند.»
این فیلمساز همچنین گفت نگاه شخصیاش به ساختارهای پنهانی قدرت و تاریخ نظامی آمریکا در شکلگیری «Onslaught» مؤثر بوده است: «بخش زیادی از فیلم، نسخهای اغراقشده از جهانبینی واقعی من است؛ بهخصوص درباره سازوکارهای زیرزمینی مجتمع نظامی ـ صنعتی، برنامههای محرمانه و این مسائل. حتی انتقال دانشمندان نازی به آمریکا در قالب پروژه پیپرکلیپ پس از جنگ جهانی دوم؛ اینها چیزهایی هستند که واقعیت داشتهاند و من به آنها باور دارم. فیلم نوعی کاوش در همین موضوعات بود.»
وینگارد در دوران پستولید متوجه شد تصاویر ابرسربازهای نقابپوش فیلمش، ناخواسته با برخی تصاویر خبری از مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، یا آیس (ICE)، شباهت پیدا کردهاند. او گفت: «وقتی فیلم را میساختیم، وضعیت آیس هنوز به شکلی که شش یا هفت ماه بعد شد، نبود. در دوران پستولید مدتی مدام خبرهای مربوط به آیس را میدیدم. یادم هست عکسی از چهار مأمور دیدم که با ماسک و تجهیزات کامل مقابل یک خودرو ایستاده بودند و نور چراغها پشت سرشان بود. با خودم گفتم: “خدای من، این دقیقاً شبیه نمای قاتلهای ما جلوی کامیون در فیلم است.”»
به باور وینگارد، فیلمهای ترسناک و اکشن زمانی در سطحی عمیقتر اثر میگذارند که با اضطرابهای فرهنگی دوران خود ارتباط داشته باشند: «فیلمهای ترسناک برای اینکه واقعاً جواب بدهند، باید حتی در سطح ناخودآگاه هم معنای فرهنگی داشته باشند. ما فقط با حالوهوای زمانه همفرکانس شده بودیم.»





