
گاهی هنگام تماشای یک سریال تاریخی، دیدن یک عکس قدیمی، شنیدن موسیقی کلاسیک یا قدمزدن در محلهای با معماری کهن، احساسی عجیب در ما شکل میگیرد؛ حسی شبیه دلتنگی برای زمانی که هرگز در آن زندگی نکردهایم. انگار بخشی از وجودمان به قصرها، خیابانهای سنگفرش، لباسهای قدیمی یا جهانِ پیش از شتاب زندگی مدرن تعلق دارد.
این احساس در زبان انگلیسی با واژهای شاعرانه توصیف شده است: آنمویا / Anemoia؛ یعنی حس نوستالژی نسبت به دورهای که شخص هرگز تجربهاش نکرده است.
آنمویا چیست؟
آنمویا واژهای است که توسط جان کونیگ / John Koenig در پروژه معروف The Dictionary of Obscure Sorrows مطرح شد؛ مجموعهای از واژههای تازه برای توصیف احساسات پیچیده و کمتر نامگذاریشده انسانی.
البته باید توجه داشت که آنمویا یک اصطلاح رسمی و تشخیصی در روانشناسی بالینی نیست؛ یعنی در منابعی مانند DSM بهعنوان اختلال یا مفهوم درمانی رسمی تعریف نشده است. اما بهعنوان یک تعبیر فرهنگی و روانشناختی غیررسمی، بهخوبی احساسی را توصیف میکند که بسیاری از ما تجربه کردهایم: دلتنگی برای گذشتهای نزیسته.
چرا برای زمانی که تجربه نکردهایم دلتنگ میشویم؟
پاسخ ساده این است: ما همیشه دلتنگ «واقعیت تاریخی» نیستیم؛ گاهی دلتنگ تصویری هستیم که از آن زمان در ذهنمان ساختهایم.
وقتی یک سریال تاریخی میبینیم، معمولاً گذشته را نه با همه سختیهای واقعیاش، بلکه با نورپردازی زیبا، موسیقی احساسی، لباسهای چشمنواز و روایتهای عاشقانه تجربه میکنیم. ذهن ما از دل این تصاویر، نسخهای ایدهآل و گزینشی از گذشته میسازد؛ گذشتهای که شاید در واقعیت پر از بیماری، جنگ، تبعیض، فقر و محدودیت بوده، اما در قاب هنر، آرامتر و معنادارتر به نظر میرسد.
نوستالژی؛ احساسی قدیمیتر از آنچه فکر میکنیم
واژه نوستالژی / Nostalgia نخستینبار در سال ۱۶۸۸ توسط پزشک سوئیسی، یوهانس هوفر / Johannes Hofer، برای توصیف دلتنگی سربازان دور از وطن به کار رفت. در آن زمان، نوستالژی حتی نوعی بیماری تلقی میشد. اما پژوهشهای جدید نشان میدهند که نوستالژی لزوماً احساس منفی نیست.
مطالعات روانشناسانی مانند تیم وایلدشات / Tim Wildschut و کنستانتین سدیکیدس / Constantine Sedikides نشان دادهاند که نوستالژی میتواند حس پیوستگی هویت، معنا، گرمای عاطفی و ارتباط اجتماعی را تقویت کند. یعنی انسان با یادآوری یا تصور گذشته، گاهی تلاش میکند در برابر بیثباتی امروز، حس ثبات و معنا پیدا کند.
آنمویا را میتوان شکل خاصی از همین سازوکار دانست؛ با این تفاوت که در آن، ما نه به خاطرات شخصی خود، بلکه به یک گذشته جمعی، خیالی یا فرهنگی واکنش نشان میدهیم.
شاید دلتنگ گذشته نیستیم، دلتنگ معنا هستیم
وقتی میگوییم «کاش در آن دوران زندگی میکردم»، شاید واقعاً منظورمان این نباشد که میخواهیم بدون امکانات پزشکی، اینترنت، آزادیهای امروزی یا امنیت مدرن زندگی کنیم. شاید منظور عمیقتر این باشد که دلتنگ چیزهایی هستیم که آن دوره در ذهن ما نمایندگی میکند:
- زندگی کندتر و کمشتابتر
- روابط انسانی نزدیکتر
- زیبایی در معماری و پوشش
- حس آیین، تشریفات و معنا
- دوری از آشفتگی دیجیتال
- تعلق به یک جهان منظمتر و شاعرانهتر
به همین دلیل، آنمویا بیش از آنکه درباره تاریخ باشد، درباره نیازهای روانی امروز ماست.
نقش سینما و سریالهای تاریخی در شکلگیری آنمویا
آثار تاریخی، مخصوصاً سریالها و فیلمهایی با طراحی صحنه قوی، میتوانند آنمویا را تشدید کنند. وقتی با دقت بالا لباسها، خانهها، خیابانها، موسیقی و زبان یک دوره بازسازی میشود، مخاطب احساس میکند برای مدتی وارد جهانی دیگر شده است.
سریالهایی مانند Downton Abbey، The Crown، Pride and Prejudice، The Gilded Age یا حتی آثار تاریخی شرقی و عثمانی، فقط داستان روایت نمیکنند؛ آنها نوعی «حس زمان» میسازند. همین حس زمان است که میتواند مخاطب را به دورهای وابسته کند که هیچوقت واقعاً در آن نبوده است.
آنمویا و میل به فرار از زمان حال
در جهان امروز، سرعت زندگی، اخبار پیدرپی، فشار اقتصادی، شبکههای اجتماعی و فرسودگی ذهنی باعث شده بسیاری از افراد به گذشته پناه ببرند؛ حتی گذشتهای که شخصاً تجربه نکردهاند. این پناه بردن همیشه نشانه ضعف نیست. گاهی ذهن برای استراحت، به جهانی خیالی و آرامتر سفر میکند.
اما اگر این حس به شکل افراطی باعث نارضایتی دائمی از زندگی امروز شود، بهتر است به آن توجه کنیم. گذشته، مخصوصاً گذشتهای که نزیستهایم، همیشه از دور زیباتر دیده میشود.
در نهایت، بله، ممکن است دلتنگ زمانی باشیم که هرگز در آن زندگی نکردهایم. این احساس را میتوان با واژه آنمویا توصیف کرد؛ نوعی دلتنگی شاعرانه برای گذشتهای نزیسته. اما شاید آنچه دلتنگش هستیم، خودِ گذشته نباشد؛ بلکه آرامش، زیبایی، معنا، تعلق یا سادگیای باشد که آن دوره در ذهن ما زنده میکند.
شاید انسان گاهی نه برای یک زمان واقعی، بلکه برای احساسی گمشده دلتنگ میشود؛ احساسی شبیه خانه، حتی اگر هرگز آنجا نبوده باشد.





