
امروز وقتی نام استانبول یا همان قسطنطنیه تاریخی به میان میآید، ذهن بیشتر ما مستقیم به سال ۱۴۵۳ میلادی و نام سلطان محمد فاتح میرود؛ فرمانروایی که سرانجام پایتخت هزارساله بیزانس را فتح کرد و مسیر تاریخ را تغییر داد. اما واقعیت این است که قسطنطنیه قرنها پیش از عثمانیان هم بارها محاصره شده بود؛ شهری که دیوارهایش فقط از سنگ نبود، از اسطوره، سیاست، دین و قدرت ساخته شده بود.
در میان حکومتهایی که پیش از فتح نهایی برای تصرف این شهر تلاش کردند، امویان یکی از جدیترین و پیگیرترین قدرتها بودند. آنها نه یکبار، بلکه در چند مرحله برای رسیدن به دیوارهای قسطنطنیه جنگیدند و هزینه سنگینی پرداختند.
چرا قسطنطنیه اینقدر مهم بود؟
قسطنطنیه فقط یک شهر نبود؛ قلب امپراتوری بیزانس و یکی از مهمترین مراکز سیاسی، نظامی و تجاری جهان آن روز به شمار میرفت. این شهر در نقطهای قرار داشت که اروپا و آسیا را به هم وصل میکرد و کنترل آن، یعنی تسلط بر مسیرهای تجاری دریای سیاه، مدیترانه و شرق اروپا.
از طرف دیگر، برای مسلمانان نیز فتح قسطنطنیه معنایی فراتر از یک پیروزی نظامی داشت. در منابع اسلامی، حدیثی مشهور نقل شده است:
«قسطنطنیه حتماً فتح خواهد شد؛ چه فرمانده خوبی است آن فرمانده و چه سپاه خوبی است آن سپاه.»
همین روایت، در طول قرنها برای بسیاری از فرمانروایان مسلمان الهامبخش بود. البته مورخان امروز تأکید میکنند که انگیزه حملهها فقط اعتقادی نبود؛ سیاست، تجارت، امنیت مرزها و رقابت با بیزانس هم نقش بسیار مهمی داشتند.
نخستین تلاش بزرگ امویان؛ محاصره سالهای ۶۷۴ تا ۶۷۸
در دوران خلافت معاویه بن ابیسفیان، امویان به یکی از بزرگترین قدرتهای دنیای آن روز تبدیل شده بودند. پس از گسترش نفوذ در شام، مصر و شمال آفریقا، نگاه آنها به سمت بزرگترین رقیبشان، یعنی بیزانس، دوخته شد.
بر اساس روایتهای تاریخی سنتی، از سال ۶۷۴ میلادی، سپاه و ناوگان اموی چند سال پیاپی قسطنطنیه را تحت فشار قرار دادند. این محاصره معمولاً در منابع با عنوان محاصره سالهای ۶۷۴ تا ۶۷۸ شناخته میشود. امویان از پایگاههایی در اطراف دریای مرمره، بهویژه حوالی کیزیکوس، برای حملههای فصلی استفاده میکردند.
نقشه ساده نبود؛ آنها میخواستند شهر را هم از دریا و هم از خشکی تحت فشار بگذارند. اما قسطنطنیه شهری نبود که بهراحتی تسلیم شود.
دیوارهای تئودوسیوس؛ کابوس مهاجمان
یکی از دلایل اصلی دوام قسطنطنیه، دیوارهای تئودوسیوس بود؛ استحکاماتی عظیم که در قرن پنجم میلادی ساخته شده بودند و از قدرتمندترین سیستمهای دفاع شهری در جهان باستان و قرون وسطی به شمار میرفتند.
این دیوارها چند لایه داشتند و همراه با خندقها، برجها و موقعیت جغرافیایی شهر، قسطنطنیه را به دژی تقریباً نفوذناپذیر تبدیل کرده بودند. بسیاری از ارتشها تا پشت همین دیوارها آمدند، اما همانجا فرسوده شدند.
آتش یونانی؛ سلاحی که دریا را به جهنم تبدیل کرد
اما ضربه اصلی به امویان از جایی آمد که شاید انتظارش را کمتر داشتند: دریا.
بیزانسیها سلاحی مرموز و وحشتناک در اختیار داشتند که بعدها به نام آتش یونانی مشهور شد. این ماده آتشزا روی آب هم میسوخت و میتوانست کشتیهای دشمن را به تودهای از آتش تبدیل کند. گفته میشود این فناوری در قرن هفتم میلادی و احتمالاً با نقشآفرینی فردی به نام کالینیکوس توسعه یافت.
برای ناوگان اموی، آتش یونانی فاجعهبار بود. کشتیهایی که قرار بود قسطنطنیه را محاصره کنند، خودشان هدف شعلههایی شدند که خاموش کردنشان تقریباً غیرممکن بود. دریا، که باید راه نفوذ میشد، به میدان مرگ تبدیل شد.
عقبنشینی امویان و پایان رویای اول
پس از چند سال فشار، جنگ، سرمای زمستان، مشکلات تدارکاتی و تلفات سنگین، امویان ناچار به عقبنشینی شدند. بیزانس دوام آورد و قسطنطنیه سقوط نکرد.
این شکست فقط یک ناکامی نظامی نبود؛ نشان داد که فتح این شهر به چیزی بیشتر از لشکر بزرگ و انگیزه باورمندانه نیاز دارد. قسطنطنیه شهری بود که برای گرفتنش باید همزمان دیوار، دریا، آبوهوا، تدارکات و سیاست را شکست میدادند.
تلاش دوم امویان؛ محاصره بزرگ ۷۱۷ تا ۷۱۸
اما امویان دست از این رویا نکشیدند. چند دهه بعد، در سالهای ۷۱۷ تا ۷۱۸ میلادی، حمله بزرگ دیگری به قسطنطنیه انجام شد. این بار فرماندهی سپاه به مسلمه بن عبدالملک نسبت داده میشود؛ یکی از چهرههای مهم نظامی اموی.
این محاصره نیز با شکست روبهرو شد. سرمای شدید، کمبود آذوقه، بیماری، مقاومت بیزانس، استفاده دوباره از آتش یونانی و حتی دخالت بلغارها علیه نیروهای محاصرهکننده، همه دست به دست هم دادند تا امویان بار دیگر پشت دیوارهای قسطنطنیه ناکام بمانند.
بسیاری از مورخان، شکست امویان در این محاصره را یکی از نقاط مهم تاریخ اروپا و خاورمیانه میدانند؛ چون اگر قسطنطنیه در قرن هشتم سقوط میکرد، نقشه سیاسی و اعتقادی منطقه شاید کاملاً متفاوت میشد.
از امویان تا عثمانیان؛ رویایی که قرنها زنده ماند
پس از امویان، حکومتهای دیگری هم به قسطنطنیه چشم داشتند. عباسیان، بلغارها، روسها، صلیبیها و بعدها عثمانیان هرکدام به شکلی با این شهر درگیر شدند. حتی خود عثمانیان هم پیش از فتح نهایی، چند بار برای گرفتن آن تلاش کردند؛ از جمله در دوران بایزید اول و مراد دوم.
اما سرانجام این سلطان محمد دوم بود که در سال ۱۴۵۳ میلادی با توپهای عظیم، سازماندهی دقیق و محاصرهای حسابشده، کاری را انجام داد که قرنها بسیاری آرزویش را داشتند. از آن پس، او در تاریخ با عنوان محمد فاتح شناخته شد.
اگر فتح نهایی استانبول را کنار بگذاریم و به تلاشهای بزرگ پیش از عثمانیان نگاه کنیم، امویان از جدیترین حکومتهایی بودند که برای تصرف قسطنطنیه تلاش کردند. آنها چندین سال پای دیوارهای شهر ماندند، ناوگان فرستادند، سپاه عظیم آماده کردند و بارها با بیزانس جنگیدند؛ اما دیوارهای قدرتمند شهر، آتش یونانی و مشکلات تدارکاتی مانع پیروزیشان شد.
قسطنطنیه قرنها در برابر مهاجمان ایستاد؛ تا روزی که سرانجام در ۱۴۵۳، رؤیایی قدیمی به دست عثمانیان تحقق پیدا کرد.





