دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی فیلم «به هر وسیله‌ای» (By Any Means)؛ زمانیکه قانون کور است، مشت حرف می‌زند

تصور کنید وارد سالن سینما شده‌اید و اولین نمای رسمی فیلم، تنومندیِ خشن مارک والبرگ را نشان می‌دهد که با یک چوب بیسبال بالای سر مردی بسته به صندلی ایستاده است. فریادهای مرد در فضای خالی انبار می‌پیچد و والبرگ بدون کوچک‌ترین تردیدی ضرباتش را محکم‌تر فرود می‌آورد. در نگاه اول، این صحنه شبیه به هزاران فیلم گانگستری و تریلر پلیسی دیگر به نظر می‌رسد؛ اما فیلم تازه الگنس براتون، یعنی «به هر وسیله‌ای» (By Any Means)، پیش از این سکانس شکنجه، با یک پیش‌درآمد مستندگونه و تکان‌دهنده آغاز شده است: تصاویر آرشیوی و سیاه‌وسفید از ناپدید شدن سه فعال حقوق مدنی در میسیسیپی سال ۱۹۶۴. اینجا است که متوجه می‌شویم ماجرا یک تسویه‌حساب معمولی میان گروه‌های تبهکاری نیست؛ بلکه پای تلاش برای یافتن محل دفن پیکر قربانیان در میان است.

ایده اولیه فیلم‌نامه ساشا پن بی‌نهایت وسوسه‌کننده و جذاب است. در ژانویه ۱۹۶۶، اعضای گروه نژادپرست کو کلاکس کلان خانه ورنون دالمر را با بمب‌های آتش‌زا به آتش می‌کشند. دالمر، با بازی درخشان اما کوتاه جانکارلو اسپوزیتو، قهرمانی مدنی در هاتیسبورگ میسیسیپی بود که هزینه مالیات ناعادلانه ثبت‌نام رای‌دهندگان سیاه‌پوست را تقبل می‌کرد تا حق رای آنها پایمال نشود. ترور وحشیانه او و سوختنش در آتش، لیندون جانسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا را به خشم می‌آورد. فشار کاخ سفید بر اف‌بی‌آی باعث می‌شود روی، رئیس محلی دفتر میسیسیپی با بازی دیوید استراترن، سراغ «گزینه غیررسمی» برود. این گزینه کسی نیست جز گرگوری اسکارپا، آدم‌کش بی‌رحم خانواده مافیایی کلمبو در بروکلین که بیش از شصت قتل در پرونده دارد و حالا خبرچین اداره شده است. او به جنوب فرستاده می‌شود تا کارهایی را انجام دهد که قانون دست و پای ماموران را برای انجامش بسته است. در این میان، مامور وین استریدر با بازی مقتدرانه یحیی عبدالمتین دوم، به عنوان مسئول مستقیم او تعیین می‌شود. استریدر شخصیتی است با اصول آهنین؛ او با وجود نگاه تحقیرآمیز همکاران سفیدپوستش در سیستم، قلباً باور دارد که راه نجات جامعه سیاه‌پوستان از دل نهادهای قانونی و اداری می‌گذرد.

پویایی میان این دو شخصیت، By Any Means را به روایتی معکوس از درام‌های آشنایی مانند «کتاب سبز» تبدیل می‌کند. اگر در فیلم‌های کلاسیک هالیوودی معمولاً یک شخصیت سیاه‌پوست فرهیخته به مردی سفیدپوست درس اخلاق و انسانیت می‌داد، در اینجا یک تبهکار بی‌رحم ایتالیایی‌تبار به مامور قانون‌مدار سیاه‌پوست می‌آموزد که در برابر خشونت افسارگسیخته، چاره‌ای جز بازی کثیف وجود ندارد. تضاد باورهای این دو در جزئیات رفتاری‌شان هویدا است؛ استریدر در داشبورد خودروی خود کتاب «چرا نمی‌توانیم صبر کنیم» مارتین لوتر کینگ را نگهداری می‌کند، در حالی که اسکارپا بدون هیچ درک سیاسی از آرمان‌های برابری‌خواهی، تنها شیفته جمله جسورانه مالکوم ایکس یعنی لزوم رسیدن به هدف «به هر وسیله‌ای» شده است.

تماشای تبدیل شدن این دوگانگی به یک فیلم زوج‌پلیسی در «به هر وسیله‌ای»، اگرچه از منظر روان‌شناختی کمی فانتزی و ساده‌انگارانه جلوه می‌کند، اما از نظر سینمای انتقام، رضایتی تاریک و تلخ به مخاطب می‌بخشد. دیدن پلیس‌های فاسد و نژادپرستی که بدون محاکمه در خیابان تقاص پس می‌دهند، یا دیدن عضو نقاب‌دار کو کلاکس کلان با بازی معذب‌کننده ایتن امبری که خودش از ترس آویزان شدن التماس می‌کند، هیجانی عریان تولید می‌کند. الگنس براتون این خشونت‌ها را در دل تصاویری بسیار شاداب، سرسبز و غرق در آفتاب میسیسیپی قاب گرفته است؛ انتخابی بصری که در تضاد با لحن چرک فیلم قبلی او یعنی «بازرسی» قرار دارد و جلوه‌ای چشم‌نواز به جغرافیای خونین اثر بخشیده است. موسیقی جاز ترنس بلنچارد نیز با ریتمی دودزده، اتمسفر تنش‌آلود دهه شصت را تقویت می‌کند.

با این وجود، بازی دو ستاره اصلی فیلم کیفیتی کاملاً نامتوازن دارد. یحیی عبدالمتین دوم در نقش استریدر یک شاهکار تمام‌عیار ارائه می‌دهد؛ او در هر نگاه و سکوتش، رنج و تناقض درونی مردی را به تصویر می‌کشد که میان باور به عدالت اداری و واقعیت خشن جامعه گیر افتاده است. اما در مقابل، مارک والبرگ کار دشواری برای فرار از کهن‌الگوهای همیشگی خود دارد. والبرگ اساساً همان پرسونای آشنا و خشن بوستونی آثاری مثل «رفتگان» را با یک گریم بینی پیاده کرده است که برای یک گانگستر اهل بروکلین چندان اصیل به نظر نمی‌رسد. شخصیت همسر استریدر با بازی نیکول بهاری نیز پتانسیل پرداخت بسیار بیشتری داشت که متاسفانه زیر سایه فضای پر از تستوسترون تعقیب و گریزها به حاشیه رانده می‌شود.

براتون در کارگردانی By Any Means گاهی دست به تصمیم‌های عجیبی می‌زند؛ مثلاً تغییر ناگهانی زاویه دوربین به سبک بازی‌های ویدئویی تیراندازی اول‌شخص در میان درگیری‌ها، یکدستی روایی فیلم را مخدوش می‌کند. همچنین پایان‌بندی شتاب‌زده فیلم که نمی‌تواند سرنوشت تمام سران فرقه را به سرانجام برساند، یادآور این حقیقت است که این داستان شاید ظرفیت تبدیل شدن به یک سریال پرکشش چندفصلی شبیه به «در گرمای شب» را بهتر از یک فیلم دو ساعته داشت.

«به هر وسیله‌ای» بین دو جایگاه مردد می‌ماند: آیا اثری عمیق در نقد ریشه‌های تاریخی نژادپرستی‌ست یا یک تریلر عامه‌پسند انتقام‌محور هالیوودی؟ براتون تاریخ را دستمایه قرار داده تا درباره وضعیت امروز جامعه هشدار دهد، حتی اگر این کار به قیمت فدا کردن بخش‌هایی از واقعیت مستند تمام شده باشد. نتیجه کار تماشایی، خشن و نفس‌گیر است؛ اثری که شاید به اوج شاهکارهای سینمای ضدتبعیض نرسد، اما با شوک‌های پی‌درپی و مشت‌های کوبنده‌اش، تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند.

امتیاز - ۶

۶

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا