
مطالعهای جدید به سرپرستی پروفسور توره نیلسن از دانشگاه مونترال نشان میدهد که عادات غذایی، حساسیتهای فردی به مواد غذایی و زمان خوردن غذا میتوانند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت خواب و کابوس دیدن داشته باشند. این تحقیق بر روی بیش از هزار دانشجو در کانادا انجام شده و نتایج آن در مجله «مرزهای روانشناسی» (Frontiers in Psychology) منتشر شده است.
حدود ۲۵ درصد از شرکتکنندگان گزارش دادند که مصرف برخی غذاها پیش از خواب، کیفیت خواب آنها را بدتر میکند. همچنین بیش از ۲۰ درصد اعتقاد داشتند که بعضی غذاها خواب آنها را بهبود میبخشند. از میان افرادی که گفتند پس از خوردن برخی غذاها بیشتر کابوس میبینند، ۳۱ درصد مصرف دسرها و خوراکیهای شیرین، ۲۲ درصد لبنیات مانند پنیر، ۱۶ درصد گوشت و ۱۳ درصد غذاهای تند را به عنوان عوامل کابوس دیدن معرفی کردند.

مشکل عدم تحمل لاکتوز به عنوان شایعترین وضعیت پزشکی مرتبط با کیفیت خواب شناسایی شد. از افرادی که احساس میکردند رژیم غذاییشان باعث کابوس دیدن میشود، ۳۰ درصد دچار مشکل عدم تحمل لاکتوز بودند. نیلسن در بیانیهای گفت که کابوسها در افرادی که مشکل تحمل لاکتوز داشتند یا علائم گوارشی شدید داشتند، بدتر بود و این منطقی است، زیرا سایر حسها نیز میتوانند بر رویا تأثیر بگذارند.
پژوهشگران همچنین اشاره کردند که کابوسهای مرتبط با غذا ممکن است با افسردگی و اضطراب نیز ارتباط داشته باشند. علائمی مانند نفخ و دلپیچه ناشی از عدم تحمل لاکتوز میتواند بر روحیه فرد تأثیر بگذارد و به خواب بد منجر شود.

این مطالعه به پژوهشی از نیلسن در سال ۲۰۰۵ نیز اشاره میکند که نشان داد گرفتگیهای شکمی شدید، به ویژه در دوران قاعدگی، منجر به رویاهای شدیدتر و با تعارض بیشتر میشود. همچنین برخی مطالعات قبلی نشان دادهاند که شام دیروقت یا ریزهخواری قبل از خواب، به کابوس دیدن مرتبط است.
برخی غذاها نیز ممکن است خواب را بهبود بخشند. تقریباً ۱۸ درصد از افرادی که بهطور منظم میوه میخورند، از خواب بهتر خبر دادند. ۱۲ درصد از کسانی که سبزیجات مصرف میکردند و ۱۳ درصد از افرادی که دمنوشهای گیاهی مینوشیدند، نیز به خواب بهتر اشاره کردند.
با این حال، نیلسن و همکارانش تأکید کردند که این پژوهش رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکند و ممکن است کابوسها خود به عادات غذایی ناسالم منجر شوند. نیلسن معتقد است که برای درک بهتر این موضوع، نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد و از جمله پیشنهاد کرده است که باید افراد بیشتری از سنین و اقشار مختلف مورد مطالعه قرار گیرند.





