دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیون

جیسون پاتریک و احیای دوباره «After Dark, My Sweet»؛ فیلمی که مسیر حرفه‌ای او را تغییر داد

بازیگر «The Lost Boys» از تجربه ناامیدکننده نخستین نقش اصلی‌اش، دوستی عمیق با جیمز فولی و تریلر جنایی تحسین‌شده‌ای می‌گوید که پس از چند دهه سرانجام مخاطبان تازه‌ای پیدا کرده است

جیسون پاتریک در ۱۹ سالگی تا آستانه کناره‌گیری از بازیگری پیش رفت. نخستین نقش اصلی او در فیلمی پرهزینه و آشفته، چنان تجربه تلخی بود که دیگر مطمئن نبود بخواهد در سینما بماند. چند سال بعد اما همکاری با جیمز فولی در «After Dark, My Sweet» نه‌تنها نگاه او را به حرفه‌اش تغییر داد، بلکه فرصت انتخاب مجموعه‌ای از نقش‌های دشوار و ماندگار را برایش فراهم کرد.

این تریلر جنایی که هنگام اکران در سال ۱۹۹۰ شکست تجاری خورد، امروز جایگاه متفاوتی دارد. انتشار نسخه‌های باکیفیت خانگی، نمایش دوباره روی پرده و استقبال سینمادوستان نشان می‌دهد فیلمی که در زمان خود نادیده گرفته شد، آرام‌آرام به همان اعتباری دست می‌یابد که پاتریک و منتقدانی چون راجر ایبرت از ابتدا برایش قائل بودند.

«Solarbabies»؛ آغاز رؤیایی که به کابوس تبدیل شد

پاتریک در سال ۱۹۸۶ نخستین نقش اصلی سینمایی خود را به دست آورد. فیلم قرار بود توسط بروکس‌فیلمز، شرکت متعلق به مل بروکس، تولید شود؛ استودیویی مستقل که در آن مقطع کارنامه‌ای درخشان داشت. آثاری مانند «My Favorite Year»، «The Fly» ساخته دیوید کراننبرگ، «Frances»، «۸۴ Charing Cross Road» و «The Elephant Man» با نام این شرکت پیوند خورده بودند.

پاتریک با یادآوری جایگاه بروکس‌فیلمز می‌گوید: «در آن زمان، این بزرگ‌ترین و معتبرترین شرکت مستقل بود.»

پروژه‌ای که او پذیرفت، «Solarbabies» نام داشت؛ اثری نوجوانانه که عناصری از «Rollerball» و «Mad Max» را با یکدیگر ترکیب می‌کرد. اعتبار تهیه‌کننده و سابقه شرکت تولیدکننده نوید شروعی هیجان‌انگیز را می‌داد، اما واقعیت سر صحنه کاملاً متفاوت بود.

پاتریک پس از رسیدن به محل فیلم‌برداری در اسپانیا خیلی زود متوجه شد پروژه با مشکلات جدی روبه‌رو است: «به آنجا رسیدم و فقط با خودم گفتم: خدای من!»

این تجربه به اندازه‌ای ناامیدکننده بود که او پس از پایان فیلم‌برداری درباره ادامه مسیر حرفه‌ای‌اش تردید کرد: «من ۱۹ سال داشتم و تقریباً آماده بودم این حرفه را کنار بگذارم.»

«The Lost Boys» و ورود به مسیری تازه

فیلم بعدی پاتریک سرنوشت بهتری داشت. او در فیلم خون‌آشامی «The Lost Boys» به کارگردانی جوئل شوماخر بازی کرد؛ اثری که بعدها به یکی از فیلم‌های محبوب و کالت دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد.

پس از آن، پاتریک در «The Beast» به کارگردانی کوین رینولدز ظاهر شد؛ فیلمی جنگی و نامتعارف که استودیو حمایت چندانی از اکرانش نکرد و تنها شمار اندکی از تماشاگران فرصت دیدن آن را پیدا کردند. بااین‌حال، یکی از همان تماشاگران محدود، فیلم‌سازی بود که تأثیری عمیق بر زندگی و حرفه پاتریک گذاشت: جیمز فولی.

پاتریک درباره دیده‌شدن فیلم توسط فولی می‌گوید: «نمی‌دانم او چطور آن را دید، چون فیلم فقط یک هفته و در دو سالن نمایش داده شد.»

فولی برای صحبت درباره پروژه‌ای احتمالی با پاتریک قرار ملاقات گذاشت. آن دو دو یا سه ساعت با یکدیگر گفت‌وگو کردند، اما کارگردان هرگز موضوع پروژه را پیش نکشید؛ نه در آن جلسه و نه پس از آن. با وجود این، همان دیدار آغاز یک دوستی نزدیک بود. پاتریک می‌گوید: «از همان لحظه، تا جایی که ممکن بود به هم نزدیک شدیم.»

جیمز فولی؛ فیلم‌سازی مستعد اما کمتر شناخته‌شده

جیمز فولی در سال ۱۹۸۴ با «Reckless» نخستین فیلم بلند خود را ساخت. دو سال بعد، تریلر جنایی تحسین‌شده «At Close Range» را کارگردانی کرد؛ فیلمی با بازی شان پن و کریستوفر واکن که از آثار شاخص کارنامه او محسوب می‌شود.

فولی سپس مسیر متفاوتی در پیش گرفت و کمدی رمانتیک «Who’s That Girl» را با بازی مدونا و گریفین دان ساخت. فیلم با وجود بهره‌مندی از بخشی از جذابیت کمدی‌های اسکروبال، نه منتقدان را راضی کرد و نه در گیشه موفق شد. شکست پروژه‌ای با حضور یکی از مشهورترین ستاره‌های جهان باعث شد استودیوها تمایل خود را به همکاری با فولی از دست بدهند.

در همان مقطع، پاتریک نیز نقش‌هایی را که می‌خواست دریافت نمی‌کرد. او می‌دانست چه توانایی‌هایی دارد و چگونه می‌خواهد آن‌ها را به نمایش بگذارد، اما پیشنهاد مناسبی به دستش نمی‌رسید. این شرایط، فولی و پاتریک را به نقطه‌ای مشترک رساند: هر دو آماده بودند فیلمی شخصی و متفاوت بسازند.

اقتباس از رمان جنایی جیم تامپسون

فیلم‌نامه‌ای که توجه پاتریک را جلب کرد، اقتباسی از رمان جنایی «After Dark, My Sweet» نوشته جیم تامپسون بود. او فیلم‌نامه را خوب می‌دانست، اما معتقد بود رمان ظرفیت بسیار بیشتری دارد. وقتی جیمز فولی کتاب و فیلم‌نامه را خواند، با نظر پاتریک موافق بود.

هر دو این پروژه را فرصتی برای ساخت همان نوع سینمایی دیدند که مدت‌ها در جست‌وجویش بودند. پاتریک آن زمان تنها ۲۳ سال داشت، اما احساس می‌کرد با نقشی تعیین‌کننده روبه‌رو شده است.

او به فولی گفت اگر نتواند این شخصیت را درست بازی کند، بازیگری را کنار خواهد گذاشت. پاتریک توضیح می‌دهد: «می‌دانستم چنین فرصتی در تمام عمر فقط چند بار پیش می‌آید. به بازیگران محبوبتان نگاه کنید؛ فرقی ندارد ۴۰ سال فعالیت کرده باشند، در نهایت شاید فقط درباره شش فیلم آن‌ها صحبت کنید. وقتی یکی از آن فیلم‌ها از راه می‌رسد، خودتان می‌فهمید.»

شخصیت «کید» کالینز؛ مردی میان جنون و آسیب‌پذیری

پاتریک در «After Dark, My Sweet» نقش کوین «کید» کالینز را بازی می‌کند؛ بوکسوری سابق که بی‌هدف وارد شهری کوچک در دل صحرا می‌شود. او در آنجا گرفتار نقشه ربودن یک کودک می‌شود؛ توطئه‌ای که بیوه‌ای بدبین با بازی ریچل وارد و پلیسی سابق و غیرقابل‌اعتماد با بازی بروس درن طراحی کرده‌اند.

پاتریک برای نزدیک‌شدن به شخصیت، آموزش بوکس دید و زبان بدنی ویژه‌ای برای او پیدا کرد. حرکات کالینز باید گذشته آسیب‌دیده‌اش را نشان می‌داد، بدون آنکه ماهیت واقعی او را کاملاً آشکار کند. تماشاگر نباید به‌راحتی می‌فهمید با مردی دیوانه، ساده‌لوح، ترکیبی از هر دو یا شخصیتی به‌مراتب پیچیده‌تر روبه‌رو است.

همین ابهام به هسته اصلی بازی پاتریک تبدیل شد. مخاطب از ابتدا تا پایان در ذهن کالینز گرفتار می‌ماند و مانند خود او نمی‌تواند با اطمینان تشخیص دهد به چه کسی باید اعتماد کرد.

تحسین منتقدان و شکست در گیشه

«After Dark, My Sweet» پس از اکران با استقبال منتقدان روبه‌رو شد. راجر ایبرت آن را یکی از بهترین فیلم‌های سال ۱۹۹۰ دانست و جیمز فولی را در زمره کم‌قدر‌دیده‌ترین فیلم‌سازان نسل خود قرار داد.

با وجود این تحسین‌ها، فیلم از نظر مالی شکست خورد و نتوانست مخاطبان گسترده‌ای پیدا کند. ارزیابی ایبرت از جایگاه فولی نیز تا حد زیادی همچنان معتبر مانده است. این کارگردان بعدها اقتباس سینمایی نمایش‌نامه دیوید ممت با عنوان «Glengarry Glen Ross»، تریلر نوجوانانه «Fear» و قسمت‌های متعددی از سریال‌هایی مانند «House of Cards» و «Hannibal» را ساخت، اما نام او بیرون از محافل سینمادوستان و علاقه‌مندان آثار کالت چندان شناخته‌شده نیست.

این کم‌توجهی به‌ویژه از آن جهت عجیب به نظر می‌رسد که فیلم‌های فولی غالباً از اجرایی دقیق و کنترل‌شده برخوردارند. او بدون خودنمایی بصری، حرکت دوربین را به وضعیت روانی شخصیت‌ها و ضرباهنگ صحنه متصل می‌کرد؛ ویژگی‌ای که در «After Dark, My Sweet» نقشی اساسی دارد.

چرا تماشای فیلم روی پرده بزرگ اهمیت دارد؟

در سال‌های اخیر، موقعیت فیلم اندکی تغییر کرده است. دست‌کم دو نسخه فیزیکی باکیفیت از آن توسط کینو لوربر و ایمپرینت منتشر شده و نمایش‌های تازه نیز مخاطبان جدیدی را با اثر آشنا کرده‌اند.

جیسون پاتریک در ماه مه نسخه شخصی ۳۵ میلی‌متری خود از فیلم را در مجموعه ویدیوتس لس‌آنجلس نمایش داد. تمام بلیت‌های این برنامه فروخته شد؛ اتفاقی که او را هم غافلگیر و هم خوشحال کرد. این نمایش فرصتی بود تا پاتریک به فولی ادای احترام کند. او همچنین تصمیم دارد همان نسخه ۳۵ میلی‌متری را در ماه اوت، طی دو شب در راکسی سینما نیویورک به نمایش بگذارد.

پاتریک تأکید دارد که مخاطبان بهتر است «After Dark, My Sweet» را روی پرده بزرگ کشف کنند؛ جایی که ظرافت‌های کارگردانی فولی بهتر دیده می‌شود.

او درباره سبک بصری فیلم می‌گوید: «فیلم به شکلی زیبا فیلم‌برداری شده، اما متوجه پیچیدگی نماها نمی‌شوید. هیچ‌چیز خودنمایانه نیست؛ بااین‌حال، هر حرکت دوربین واقعاً به صحنه و بازیگر متصل است.»

این رویکرد برای فیلمی که کاملاً از زاویه دید شخصیت اصلی روایت می‌شود، ضروری بود. پاتریک تقریباً در تمام صحنه‌ها حضور دارد و تماشاگر نیز گام‌به‌گام در تجربه ذهنی او شریک می‌شود: «من در تمام صحنه‌ها هستم و بخشی از دشواری و لذت بازی در این نقش آن است که مخاطب در هر مرحله دقیقاً در همان قایقی قرار دارد که شخصیت من نشسته است.»

شکستی که آزادی حرفه‌ای به همراه آورد

«After Dark, My Sweet» در زمان اکران درآمد قابل‌توجهی نداشت، اما تحسین منتقدان اعتبار تازه‌ای برای جیسون پاتریک به وجود آورد. او می‌گوید: «فیلم از نظر مالی اصلاً موفق نبود، اما در میان منتقدان موفقیت بزرگی به دست آورد. در دو سال بعد از آن تقریباً می‌توانستم هر کاری را که می‌خواستم انجام دهم.»

این آزادی، پاتریک را به مجموعه‌ای از فیلم‌های جاه‌طلبانه رساند؛ آثاری که امروز بخش مهمی از کارنامه او محسوب می‌شوند. «Rush» ساخته لیلی فینی زانوک، «Geronimo: An American Legend» به کارگردانی والتر هیل، «Sleepers» ساخته بری لوینسون، «Your Friends & Neighbors» به کارگردانی نیل لابیت و «Narc» ساخته جو کارنهان از جمله این فیلم‌ها هستند.

بسیاری از این آثار نیز مانند «After Dark, My Sweet» در گذر زمان اعتبار بیشتری پیدا کردند. آن‌ها شاید هنگام اکران به موفقیت‌های بزرگ تجاری تبدیل نشدند، اما همان فیلم‌هایی بودند که پاتریک می‌خواست در آن‌ها بازی کند: داستان‌هایی جدی، پیچیده و گاه تلخ درباره شخصیت‌هایی آسیب‌دیده و خاکستری.

چرا جیسون پاتریک به بازیگری «تاریک» شهرت یافت؟

پاتریک می‌گوید انتخاب‌هایش باعث شد او را بازیگری متمایل به آثار تاریک معرفی کنند؛ برچسبی که از نگاه خودش چندان منصفانه نبود. او معتقد است نقش‌هایش تیره‌تر از کارهایی نبودند که آل پاچینو یا رابرت دنیرو در دهه ۱۹۷۰ بازی می‌کردند، بلکه فرهنگ و انتظار صنعت سینما تغییر کرده بود.

او توضیح می‌دهد: «همیشه من را به‌عنوان کسی معرفی می‌کردند که سراغ آثار تاریک می‌رود. من کاری تاریک‌تر از آنچه پاچینو یا دنیرو در دهه ۱۹۷۰ انجام می‌دادند نمی‌کردم؛ فقط فرهنگ تغییر کرده بود.»

پاتریک موفقیت کوتاه‌مدت را معیار اصلی انتخاب‌هایش قرار نداد. اگر فیلمی که به آن باور داشت در گیشه شکست می‌خورد، حاضر بود این نتیجه را بپذیرد: «من می‌خواستم آن فیلم‌ها را بسازم و اگر موفق نمی‌شدند، اشکالی نداشت. همیشه احساس می‌کردم فیلم‌ها باید ماندگار باشند. خوب است که بعدها، وقتی تمام زوائد کنار رفته‌اند، دوباره کشف شوند.»

فیلم‌هایی که زمان ارزش واقعی‌شان را آشکار می‌کند

سرگذشت «After Dark, My Sweet» نشان می‌دهد شکست تجاری همیشه پایان زندگی یک فیلم نیست. بعضی آثار در هیاهوی اکران گم می‌شوند، اما با فاصله‌گرفتن از فضای زمانه، شانس دوباره‌ای برای دیده‌شدن پیدا می‌کنند. نسخه‌های ترمیم‌شده، نمایش‌های ۳۵ میلی‌متری و سالن‌های مملو از تماشاگر اکنون فرصتی را فراهم کرده‌اند که فیلم فولی در سال ۱۹۹۰ از آن محروم بود.

برای جیسون پاتریک، این فیلم بیش از یک عنوان تحسین‌شده در کارنامه‌اش است. «After Dark, My Sweet» اثبات کرد تجربه تلخ «Solarbabies» قرار نیست سرنوشت حرفه‌ای او را تعیین کند. این اثر به او اجازه داد بازیگری باشد که خودش می‌خواست؛ هنرمندی متمایل به نقش‌های دشوار که ماندگاری را به موفقیت زودگذر ترجیح می‌دهد.

شاید حق با پاتریک باشد: حتی در کارنامه‌ای ۴۰ ساله، تنها چند فیلم باقی می‌مانند که مردم همچنان درباره‌شان صحبت می‌کنند. برای او، «After Dark, My Sweet» بی‌تردید یکی از همان فیلم‌هاست؛ اثری که دیر دیده شد، اما فراموش نشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا