دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیفرهنگ و گردشگری

زیر ایستگاه حیدرپاشا چه پنهان است؟

ایستگاه تاریخی حیدرپاشا / Haydarpaşa Garı یکی از نمادین‌ترین بناهای استانبول است؛ ساختمانی باشکوه در ساحل آسیایی شهر، درست در نقطه‌ای که کادیکوی به بسفر و دریای مرمره می‌رسد. اما راز جذاب این بنا فقط در نمای سنگی، برج‌های بلند و معماری اروپایی آن نیست؛ بخش مهمی از داستان حیدرپاشا زیر پای ما پنهان شده است.

این ساختمان عظیم، برخلاف تصور بسیاری، روی یک زمین طبیعی و محکم ساخته نشده؛ بلکه بخشی از آن روی بستری دریایی و سازه‌ای متکی بر شمع‌های چوبی قرار دارد. به بیان ساده‌تر، زیر این بنای سنگی سنگین، شبکه‌ای از تیرهای چوبی در دل آب و گل بستر دریا فرو رفته است؛ چیزی شبیه یک «جنگل پنهان» که بیش از یک قرن وزن ایستگاه را تحمل کرده است.

چرا حیدرپاشا روی دریا ساخته شد؟

در آغاز قرن بیستم، امپراتوری عثمانی به دنبال ساخت یک ایستگاه بزرگ و باشکوه برای مسیرهای ریلی مهم خود بود. حیدرپاشا قرار بود یکی از نقاط کلیدی پروژه راه‌آهن آناتولی و ارتباطات ریلی گسترده‌تر، از جمله مسیر مشهور برلین ـ بغداد باشد؛ پروژه‌ای که در آن سرمایه و مهندسی آلمانی نقش مهمی داشت.

ساخت ایستگاه در سال ۱۹۰۶، در دوره سلطنت عبدالحمید دوم آغاز شد و بنا در سال ۱۹۰۸ افتتاح شد. طراحی آن را دو معمار آلمانی، اوتو ریتر / Otto Ritter و هلموت کونو / Helmut Cuno، انجام دادند. سبک معماری ساختمان معمولاً با تأثیرات نئوکلاسیک آلمانی و معماری اروپایی اوایل قرن بیستم توضیح داده می‌شود.

اما یک مشکل اساسی وجود داشت: در ساحل حیدرپاشا زمین کافی و مناسب برای چنین بنای عظیمی وجود نداشت. راه‌حل مهندسان، ساخت سکویی روی دریا و تقویت آن با شمع‌های چوبی بود.

جنگلی از چوب زیر بنای سنگی

برای تثبیت سازه، شمع‌های چوبی بلند با استفاده از تجهیزات سنگین آن دوره، از جمله چکش‌های بخار، در بستر دریا کوبیده شدند. در منابع مختلف، تعداد این شمع‌ها معمولاً حدود ۱۱۰۰ عدد ذکر می‌شود؛ برخی روایت‌ها نیز عددهای بالاتری مانند ۱۷۰۰ شمع را مطرح کرده‌اند. طول هرکدام از این شمع‌ها حدود ۲۰ تا ۲۱ متر بوده است.

این روش در معماری ساحلی و بندری ناشناخته نبود. وقتی چوب در محیط کم‌اکسیژن زیر آب قرار بگیرد، می‌تواند برای مدت بسیار طولانی دوام بیاورد؛ چون نبود اکسیژن، روند پوسیدگی را کند می‌کند. نمونه‌های مشهور چنین مهندسی‌ای را می‌توان در شهرهایی مانند ونیز نیز دید.

به همین دلیل، وقتی امروز روی سنگ‌فرش‌ها و اسکله اطراف حیدرپاشا قدم می‌زنید، در واقع بالای سازه‌ای حرکت می‌کنید که بخشی از آن بر پایه چوب‌های پنهان در بستر دریا ایستاده است.

ایستگاهی که دروازه ورود به استانبول بود

حیدرپاشا فقط یک ساختمان زیبا نبود؛ برای دهه‌ها، یکی از مهم‌ترین دروازه‌های ورود به استانبول محسوب می‌شد. میلیون‌ها مسافر که از آناتولی و شهرهای شرقی‌تر با قطار به استانبول می‌رسیدند، نخستین تصویرشان از شهر را از همین ایستگاه و منظره بسفر می‌دیدند.

این ایستگاه برای بسیاری از مردم ترکیه، فقط یک نقطه حمل‌ونقل نبود؛ بخشی از خاطره جمعی بود. خداحافظی‌ها، بازگشت‌ها، مهاجرت‌ها، سفرهای دانشجویی، اعزام‌ها و شروع زندگی‌های تازه، همه در فضای حیدرپاشا ثبت شده‌اند.

انفجار و آتش‌سوزی سال ۱۹۱۷

تنها چند سال پس از افتتاح، حیدرپاشا با یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ خود روبه‌رو شد. در ۶ سپتامبر ۱۹۱۷، در دوران جنگ جهانی اول، انفجار بزرگی در محدوده ایستگاه رخ داد. در آن زمان، از بخشی از محوطه برای نگهداری مهمات و تجهیزات نظامی استفاده می‌شد و انفجار مهمات، آتش‌سوزی گسترده‌ای به دنبال داشت.

درباره علت این حادثه روایت‌های مختلفی وجود دارد. برخی منابع از احتمال خرابکاری یا عملیات اطلاعاتی خارجی سخن گفته‌اند، اما عامل قطعی و نهایی انفجار هرگز به‌طور کامل روشن نشد. آنچه مسلم است، این حادثه آسیب سنگینی به ایستگاه وارد کرد و بخشی از سقف و فضای داخلی آن از بین رفت.

بعدها ساختمان مرمت شد، اما همان حادثه به یکی از فصل‌های مهم و تلخ در تاریخ حیدرپاشا تبدیل شد.

آتش‌سوزی دیگری در سال ۲۰۱۰

حیدرپاشا در تاریخ معاصر هم دوباره با آتش روبه‌رو شد. در سال ۲۰۱۰، هنگام عملیات تعمیرات سقف، آتش‌سوزی بزرگی رخ داد و سقف تاریخی ساختمان آسیب دید. این حادثه بحث‌های زیادی درباره حفاظت از بناهای تاریخی استانبول، نحوه مرمت و آینده کاربری ایستگاه ایجاد کرد.

از سال‌های بعد، پروژه‌های مرمت و بازسازی گسترده‌تری در این بنا و محوطه اطراف آن آغاز شد.

کشف شهر باستانی در محوطه حیدرپاشا

داستان زیرِ حیدرپاشا فقط به شمع‌های چوبی ختم نمی‌شود. در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی که از حدود سال ۲۰۱۸ در محدوده ایستگاه و اطراف آن شدت گرفت، بقایای تاریخی مهمی کشف شد؛ آثاری که به گذشته بسیار دور منطقه کادیکوی مربوط می‌شود.

کادیکوی امروزی در دوران باستان با نام کالکدون / Chalcedon شناخته می‌شد. این شهر یونانی‌نشین در حدود قرن هفتم پیش از میلاد، احتمالاً حوالی ۶۸۵ پیش از میلاد، توسط مهاجرانی از مگارا پایه‌گذاری شد. کالکدون در منابع باستانی به نام «سرزمین نابینایان» نیز شهرت داشت؛ زیرا طبق روایت معروف، ساکنان آن سوی آسیایی بسفر را انتخاب کردند، در حالی که موقعیت استراتژیک بهتر در سوی اروپایی، یعنی محل شکل‌گیری بیزانتیوم و بعدها قسطنطنیه، پیش رویشان بود.

در کاوش‌های محوطه حیدرپاشا، بقایایی از ساختارهای معماری، قبرها، سکه‌ها، ظروف سفالی و آثار مربوط به دوره‌های مختلف تاریخی کشف شد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که منطقه حیدرپاشا و کادیکوی فقط یک نقطه مدرن حمل‌ونقل نیست، بلکه لایه‌هایی از تاریخ باستان، بیزانسی، عثمانی و معاصر را در خود نگه داشته است.

آیا واقعاً زیر ایستگاه یک شهر خوابیده است؟

اگر دقیق بگوییم، بقایای کالکدون و آثار باستانی بیشتر در محوطه ایستگاه، اطراف خطوط، سکوها و محدوده‌های کاوش‌شده پیدا شده‌اند، نه اینکه الزاماً تمام شهر باستانی درست زیر ساختمان اصلی ایستگاه قرار داشته باشد. اما از نظر تاریخی و جغرافیایی، این منطقه بخشی از پهنه باستانی کالکدون بوده و به همین دلیل، تعبیر «شهری زیر حیدرپاشا» از نظر روایی جذاب و تا حد زیادی قابل فهم است.

در واقع، زیر و اطراف حیدرپاشا دو لایه شگفت‌انگیز وجود دارد: یکی لایه مهندسی مدرن اوایل قرن بیستم، یعنی شمع‌های چوبی فرو رفته در بستر دریا؛ و دیگری لایه باستانی کادیکوی، یعنی ردپای شهری که بیش از دو هزار سال پیش در همین محدوده زندگی می‌کرد.

در نهایت، ایستگاه حیدرپاشا فقط یک بنای زیبا در ساحل استانبول نیست؛ ترکیبی است از مهندسی جسورانه، تاریخ راه‌آهن، خاطره جمعی و باستان‌شناسی شهری. این ساختمان روی پایه‌هایی چوبی بنا شده که در دل آب پنهان‌اند و در اطراف آن، آثار شهری باستانی کشف شده که روزگاری کالکدون نام داشت.

دفعه بعد که از کادیکوی عبور کردید و نمای باشکوه حیدرپاشا را دیدید، به این فکر کنید: زیر این ساختمان، فقط سنگ و خاک نیست؛ هم یک جنگل چوبی پنهان شده و هم ردپای شهری کهن در خواب تاریخ مانده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا