دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجی

قسمت ۵ فصل دوم MobLand؛ «سرزمین اوباش» در آستانه یک اتحاد خونین

جنگ هریگن‌ها شعله‌ورتر می‌شود

در امپراتوری هریگن‌ها دیگر هیچ راز کوچکی وجود ندارد؛ هر دروغ می‌تواند ماشه یک اعدام باشد و هر سکوت، راه را برای دشمنی تازه باز کند. حالا جنگ از سایه‌ها بیرون آمده و به قلب خانواده رسیده است.

قسمت چهارم فصل دوم سریال «سرزمین اوباش» (MobLand) با امتیاز ۸.۱ از ۱۰ پخش شد؛ اپیزودی پرتنش و سنگین که در آن هری تلاش کرد رد انفجار بارانداز را پاک کند، اما هر تصمیم تازه، خانواده را یک قدم بیشتر به سمت فروپاشی برد. حالا طرفداران در انتظار تماشای قسمت پنجم با نام «سرزمین پرندگان» (Birdland) هستند. این قسمت به نویسندگی جز باترورث و استر واتسون در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۴ مهر ۱۴۰۵) از شبکه پارامونت پخش خواهد شد. قسمت جدید طبق برنامه پخش بین‌المللی احتمالا در ساعات بامداد منتشر می‌شود و با احتساب اختلاف زمانی تهران، مخاطبان ایرانی ممکن است با چند ساعت تاخیر و پس از آماده شدن نسخه ترجمه‌شده، به آن دسترسی پیدا کنند؛ انتظاری که با توجه به وعده آغاز یک جنگ تمام‌عیار، حال‌وهوایی بسیار هیجان‌انگیز خواهد داشت. تیزر در دسترس را می‌توانید از این لینک تماشا کنید.

«سرزمین پرندگان»؛ وقتی خانواده برای زنده ماندن مجبور به اتحاد می‌شود

هشدار اسپویل: در ادامه، بخش‌هایی از داستان قسمت چهارم و جزئیات تیزر قسمت پنجم فاش می‌شود.

قسمت پنجم در شرایطی آغاز خواهد شد که کانرد عملا علیه فرانکی اعلام جنگ کرده است. پس از حمله به بارانداز هریگن‌ها و انفجاری که ساختار قدرت خانواده را لرزاند، کانرد دیگر قصد ندارد منتظر تصمیم هری یا واکنش دشمن بماند. به نظر می‌رسد کاتس‌وولدز به قلعه‌ای برای هریگن‌ها تبدیل می‌شود؛ پایگاهی که خانواده در آن نیرو جمع می‌کند و برای پاسخ دادن به فرانکی آماده می‌شود. با این حال، تبدیل شدن خانه و قلمرو هریگن‌ها به دژ جنگی، بیشتر از آنکه نشانه قدرت باشد، می‌تواند علامت محاصره شدن خانواده باشد.

تیزر قسمت پنجم نشان می‌دهد تنها راه شکست دادن کت مک‌آلیستر، متحد شدن اعضای خانواده است. این اتحاد در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما در میان هریگن‌ها هیچ‌کس اعتماد کامل به دیگری ندارد. هری به سرافینا مشکوک است، کوین همچنان از کانرد نفرت دارد، میو نقشه‌های خودش را دنبال می‌کند و کانرد نیز با تصمیم‌های عجولانه و خشونت‌بار، کنترل اوضاع را دشوارتر از قبل کرده است. بنابراین اگر خانواده قرار باشد متحد شود، این اتحاد احتمالا از دل اجبار و ترس شکل می‌گیرد، نه اعتماد.

در سوی دیگر، میو ادی را به ماموریتی تازه می‌فرستد؛ ماموریتی که هنوز جزئیات آن روشن نیست، اما می‌تواند او را بیش از پیش در مرکز بازی‌های خطرناک خانواده قرار دهد. ادی در قسمت‌های اخیر میان جینا، فشار میو و تهدیدهای پلیس گرفتار شده است. حالا پرسش اصلی این است که آیا او برای نخستین بار علیه خواسته‌های بزرگ‌ترهای خانواده می‌ایستد یا همچنان اجازه می‌دهد دیگران از او به عنوان مهره‌ای قابل‌کنترل استفاده کنند.

تیزر همچنین نشان می‌دهد که جینا احتمالا اطلاعاتی مهم یا نقشی تعیین‌کننده در تحولات بعدی دارد. ارتباط او با ادی، نقشه‌های میو و نزدیکی‌اش به رازهای خانواده می‌تواند او را به یکی از کلیدهای اصلی این جنگ تبدیل کند. شاید جینا چیزی دیده یا فهمیده باشد که دیگران از آن بی‌خبرند؛ موضوعی که اگر فاش شود، می‌تواند تعادل میان جناح‌های مختلف را به هم بزند.

پایان تیزر با دعوت به حمله‌ای سخت و هماهنگ همراه است؛ گویی هریگن‌ها قرار است همان شب ضربه‌ای جدی به دشمن وارد کنند. جمله‌هایی درباره اینکه باید «محکم ضربه بزنند» و پشت یکدیگر بایستند، نشان می‌دهد قسمت پنجم احتمالا ریتمی جنگی‌تر و مستقیم‌تر خواهد داشت. با این حال، سبک روایت رونان بنت و جز باترورث معمولا اجازه نمی‌دهد یک عملیات ساده، فقط به یک درگیری خیابانی محدود بماند. پشت هر حمله، معامله‌ای پنهان و پشت هر پیروزی، خیانتی تازه در کمین است.

با توجه به مسیر داستان و الگوی گای ریچی، می‌توان انتظار داشت «سرزمین پرندگان» میان طنز سیاه، خشونت ناگهانی و فروپاشی روانی شخصیت‌ها تعادل برقرار کند. عنوان قسمت نیز می‌تواند معنایی نمادین داشته باشد؛ شاید اشاره‌ای به تلاش هریگن‌ها برای رهایی از قفس، یا تصویری از خانواده‌ای باشد که از بالا همچنان قدرتمند به نظر می‌رسد، اما در درون، هر عضو آن در حال پرواز به سمتی جداگانه است.

قسمت چهارم | «پرده خالی»؛ هری، مردی که باید خرابی‌های یک خاندان را پنهان کند

هشدار اسپویل شدید: این بخش داستان قسمت چهارم را به طور کامل مرور و بررسی می‌کند.

قسمت چهارم با پیامدهای انفجار بارانداز هریگن‌ها آغاز شد؛ حمله‌ای که فرانکی با پنهان کردن بمب در کلاه ایمنی خود انجام داد و در پایان قسمت سوم، داگ را به کشتن داد و مقر عملیاتی خانواده را ویران کرد. پس از این حادثه، مهم‌ترین وظیفه هری پاک کردن ردپاها و جلوگیری از تبدیل شدن انفجار به پرونده‌ای مستقیم علیه هریگن‌ها بود. او باید برای پلیس توضیحی قابل‌قبول می‌ساخت و هم‌زمان مطمئن می‌شد که نیروهای خود خانواده نیز از کنترل خارج نمی‌شوند.

فینچ، کارآگاه فاسد پلیس، یکی از مهره‌های مهم این نقشه بود. هری می‌خواست بفهمد آیا فینچ هنوز به اطلاعات پلیس دسترسی دارد یا نه و آیا می‌تواند از مسیرهای داخلی تحقیقات را منحرف کند. اما آزمایش هری نتیجه‌ای ناامیدکننده داشت: فینچ دیگر آن نفوذ سابق را نداشت و از حلقه اطلاعاتی کنار گذاشته شده بود. این یعنی هری نمی‌توانست به او برای پوشاندن حادثه اعتماد کند.

در نهایت، هری فینچ را کشت و مرگ او را به شکل خودکشی و حلق‌آویز شدن صحنه‌سازی کرد. این تصمیم، یکی از سردترین و حساب‌شده‌ترین اقدامات هری در فصل دوم بود. او می‌دانست اگر فینچ زنده بماند، می‌تواند به تهدیدی برای خانواده تبدیل شود، اما کشتن یک پلیس فاسد نیز خطرهای خودش را دارد. تحقیقات کاوانا درباره دستکاری شواهد پلیس ادامه دارد و احتمال دارد مرگ فینچ، به جای بستن پرونده، مسیر تازه‌ای برای رسیدن پلیس به هریگن‌ها باز کند.

نقطه قوت این بخش، نمایش توانایی هری در مدیریت بحران بود. او مانند گذشته فقط یک نیروی اجرایی نیست؛ هری در این قسمت به مردی تبدیل می‌شود که باید هم‌زمان دروغ بسازد، آدم‌ها را آزمایش کند و پیش از رسیدن دشمن به حقیقت، چند قدم جلوتر حرکت کند. تام هاردی در این لحظات با بازی کم‌حرف و کنترل‌شده‌اش نشان می‌دهد هری بیش از هر زمان دیگری خسته شده، اما هنوز اجازه نمی‌دهد این خستگی تصمیم‌هایش را آشکارا تحت تاثیر قرار دهد.

همچنین بخوانید...
تام هاردی در لندن مشغول فیلم‌برداری فصل دوم «MobLand»؛ ادامه جنگ خونین خانواده‌های مافیایی

در جبهه خانوادگی، شکاف میان کانرد و هری عمیق‌تر شد. کانرد بیش از گذشته به هری بدگمان است و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی او، حتی نزدیک‌ترین افرادش را نگران کرده است. کانرد دیگر هری را صرفا به عنوان نیروی وفادار خانواده نمی‌بیند؛ گویی در ذهن او این احتمال شکل گرفته که هری بخشی از کنترل امپراتوری را از دست رهبران قدیمی خارج کرده است. این بی‌اعتمادی، برای خانواده‌ای که در میانه جنگ قرار دارد، بسیار خطرناک است.

در همین حال، ماجرای بطری نیمه‌مصرف‌شده ضدیخ، یکی از مهم‌ترین رازهای قسمت بود. کانرد بطری را پیدا کرد و میو را درباره آن تحت فشار گذاشت، اما اپیزود به شکل عمدی مشخص نکرد که میو قصد داشته چه کسی را مسموم کند. سرافینا یکی از گزینه‌های محتمل است، زیرا میو بارها دشمنی خود با او را نشان داده، اما جینا و حتی خود کانرد نیز می‌توانند در فهرست قربانیان احتمالی قرار داشته باشند. این ابهام به خوبی با شخصیت میو هماهنگ است؛ زنی که همیشه بخشی از نقشه‌اش را پنهان نگه می‌دارد و حتی نزدیک‌ترین افرادش نمی‌دانند ضربه بعدی را به کدام سمت وارد خواهد کرد.

میو در ادامه ادی و جینا را به شهرستان کری در ایرلند فرستاد. او درباره ماموریت این دو توضیح روشنی نداد و همین سکوت، تردیدها را بیشتر کرد. فرستادن ادی به خارج از لندن می‌تواند برای دور نگه داشتن او از تحقیقات پلیس باشد، اما احتمال دیگری نیز وجود دارد: میو شاید بخواهد ادی را به مهره‌ای مستقل در نقشه خودش تبدیل کند. حضور جینا نیز این سفر را پیچیده‌تر می‌کند، زیرا میو پیش‌تر نشان داده بود که از رابطه این دو خشنود نیست و ممکن است بخواهد آن‌ها را هم‌زمان کنترل یا از یکدیگر جدا کند.

هری در این قسمت با سرافینا نیز روبه‌رو شد و درباره ارتباط پنهانی او با کت مک‌آلیستر سوال کرد. سرافینا تلاش کرد خود را از اتهام خیانت دور نگه دارد، اما هری بیش از آنکه به حرف‌هایش توجه کند، واکنش‌ها و سکوت‌های او را زیر نظر داشت. در نهایت، هری تصمیم گرفت سرافینا را به عنوان یک خبرچین دوطرفه به کار بگیرد. این تصمیم نشان می‌دهد که او هنوز به طور کامل باور ندارد سرافینا دشمن خانواده است؛ شاید هری می‌خواهد از ارتباط او با کت استفاده کند تا اطلاعاتی درباره نقشه دشمن به دست بیاورد.

اما این انتخاب خطرناک است. سرافینا ممکن است وانمود کند که با هری همکاری می‌کند، در حالی که اطلاعات را به کت منتقل می‌کند. از سوی دیگر، اگر کت متوجه شود سرافینا به عنوان خبرچین هری فعالیت دارد، سرنوشت او می‌تواند بسیار تاریک باشد. قسمت چهارم با قرار دادن سرافینا میان چند جبهه، او را از یک عضو ناراضی خانواده به بازیگری مستقل و بالقوه خطرناک تبدیل می‌کند.

یکی از ضربه‌های احساسی قسمت زمانی وارد شد که فرانکی ویدیویی خصوصی از جن و جیمی را برای هری فرستاد. جیمی که در ظاهر با نام دونی وارد زندگی جن شده بود، ارتباط خود را با عملیات کت مک‌آلیستر نشان داد. این ویدیو فقط وسیله‌ای برای تحقیر هری نبود؛ فرانکی با فرستادن آن می‌خواست ثابت کند که به عمیق‌ترین لایه‌های زندگی شخصی هری نفوذ کرده است. خانواده، تجارت و زندگی زناشویی هری اکنون همگی در دسترس دشمن قرار گرفته‌اند.

هری در واکنش به این ضربه، به جای فروپاشی، بار دیگر تلاش کرد شرایط را مدیریت کند. اما ویدیوی جن و جیمی نشان داد که او دیگر نمی‌تواند میان کار و زندگی شخصی مرزی روشن باقی بگذارد. دشمنان هری فهمیده‌اند که برای شکست دادن او لزوما نباید خودش را هدف بگیرند؛ کافی است اطرافیانش را به مهره‌ای علیه او تبدیل کنند.

در سوی دیگر، کانرد بدون هماهنگی با هری به محوطه فرانکی حمله کرد. این حمله، دقیقا همان چیزی بود که هری تلاش می‌کرد از آن جلوگیری کند. کانرد می‌خواست قدرت خود را ثابت کند و نشان دهد هنوز فرمانده واقعی خاندان است، اما این اقدام می‌توانست جنگ را گسترده‌تر کند و فرصت تازه‌ای در اختیار فرانکی و کت بگذارد. هرچه هری برای کنترل اوضاع نقشه می‌کشد، کانرد بیشتر با تصمیم‌های ناگهانی، مسیر جنگ را به سمت آشوب می‌برد.

قسمت چهارم از نظر داستانی، اپیزودی درباره مدیریت خسارت بود؛ هری باید آثار یک انفجار را پاک می‌کرد، میو مهره‌هایش را جابه‌جا می‌کرد، سرافینا برای بقا به دنبال متحد می‌گشت و کانرد می‌کوشید اقتدار از دست رفته‌اش را دوباره به دست آورد. همین چند خط داستانی باعث شد قسمت، پر از تنش و حرکت باشد و در عین حال، چند پرسش تازه نیز ایجاد کند.

امتیاز ۸.۱ از ۱۰ نشان می‌دهد قسمت چهارم همچنان توانسته رضایت مخاطبان را حفظ کند. نقطه قوت اصلی آن، بازی قدرتمند تام هاردی در نقش هری و افزایش فشار روانی بر همه شخصیت‌هاست. داستان همچنین با قرار دادن مرگ فینچ، راز ضدیخ، ویدیوی جن و حمله کانرد به فرانکی، پایه‌های قسمت‌های آینده را محکم‌تر کرد. در عین حال، ابهام درباره نقشه میو و سرنوشت واقعی بعضی شخصیت‌ها ممکن است برای بخشی از مخاطبان پرسش‌برانگیز باشد، اما همین ابهام، فضای رازآلود و غیرقابل‌اعتماد سریال را زنده نگه می‌دارد.

نگاهی کلی به «سرزمین اوباش» تا اینجای فصل دوم

«سرزمین اوباش» از فصل اول تا امروز، داستان خاندان هریگن را از یک امپراتوری جنایی قدرتمند به خانواده‌ای گرفتار در بحران اعتماد تبدیل کرده است. فصل دوم با ورود فرانکی کوپر، کت مک‌آلیستر و بازی‌های پیچیده تاترسال، دامنه تهدید را گسترده‌تر کرده و نشان داده دشمن اصلی فقط در خیابان‌های لندن حضور ندارد؛ دشمن می‌تواند در پلیس، خانواده، روابط عاطفی و حتی ذهن خود اعضای خاندان پنهان شده باشد. امتیازهای ۸.۲ برای قسمت اول، ۸.۱ برای قسمت دوم، ۸.۴ برای قسمت سوم و ۸.۱ برای قسمت چهارم از ادامه جذاب مسیر سریال خبر می‌دهند. حالا قسمت پنجم می‌تواند لحظه‌ای تعیین‌کننده باشد؛ جایی که هریگن‌ها یا برای نخستین بار واقعا کنار هم می‌ایستند، یا زیر فشار جنگ، خیانت و جاه‌طلبی‌های فردی، آخرین بقایای امپراتوری‌شان نیز فرو می‌ریزد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا