برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیبررسی

قسمت اول فصل سوم «St. Denis Medical»؛ کنایه به «The Pitt» و دلتنگی برای دکتر بدعنق

بیمارستان «St. Denis Medical» شاید برای رسیدگی به بیماران بودجه و نیروی کافی نداشته باشد، اما برای ساختن بحران‌های شخصی همیشه آماده است. قسمت اول فصل سوم با عنوان «He Ain’t Noah Wyle» دوباره ما را میان کارکنانی می‌برد که مهارتشان در مراقبت از دیگران، لزوما به معنای توانایی مدیریت احساسات خودشان نیست. ورود یک پزشک بیش‌ازحد خوش‌برخورد، رابطه‌ای عاشقانه که هنوز اسم مشخصی ندارد و مدیری که برای گرفتن جایزه دست به تبلیغات می‌زند، مواد اولیه شروعی آشنا و سرگرم‌کننده‌اند. بااین‌حال، قلب این قسمت جای دیگری می‌تپد: در ترس از اینکه آدمی مهم از جمع برود و تازه آن وقت بفهمیم چقدر به حضورش عادت کرده‌ایم. ادامه مطلب، داستان قسمت اول فصل سوم را فاش می‌کند.

کمدی شبه‌مستند جاستین اسپیتزر و اریک لدگین در آغاز فصل تازه، پیامدهای پایان فصل دوم را دنبال می‌کند. ران، با بازی دیوید آلن گریر، پس از جراحی بای‌پس سه‌گانه قلب دوران نقاهت را می‌گذراند و دکتر هایلند، با بازی دیمون وینز، موقتا جای او را گرفته است. حضور وینز در کنار همکار قدیمی‌اش در «In Living Color» جذابیت ویژه‌ای دارد، اما قسمت به این دیدار دوباره متکی نمی‌ماند؛ هایلند را به ابزاری برای آشکار کردن شکاف‌های قدیمی در روابط کارکنان تبدیل می‌کند.

در نگاه اول، جانشین ران تقریبا همه ویژگی‌هایی را دارد که باید از یک پزشک خوشایند انتظار داشت: پرانرژی است، با دیگران گرم می‌گیرد، حوصله نشان می‌دهد و مدام می‌کوشد روحیه جمع را بالا ببرد. برای بیشتر کارکنان، این تغییر خوشایند است. برای الکس، با بازی الیسون تولمن، همین اشتیاق بی‌وقفه کافی است تا زنگ خطر به صدا دربیاید. او در رفتار هایلند نوعی اجرای نمایشی می‌بیند؛ انگار پزشک تازه بیشتر از آنکه بخواهد کارش را انجام دهد، می‌خواهد شبیه پزشکان محبوب تلویزیون به نظر برسد.

عنوان قسمت و اشاره‌های الکس به نوآ وایل، بازیگر «ER» و «The Pitt»، شوخی را روشن می‌کنند. «St. Denis Medical» با تصویر پزشک کاریزماتیکی بازی می‌کند که حضورش قرار است به محیط درمان معنا و انسجام بدهد. اینجا همان شور و اطمینان، از چشم یک پرستار خسته می‌تواند تصنعی و آزاردهنده به نظر برسد. کنایه وقتی بهتر عمل می‌کند که از ارجاع صرف فراتر می‌رود و به تفاوت میان ظاهر حمایتگر یک همکار و رفتار واقعی او می‌رسد.

البته مقاومت الکس فقط به شخصیت هایلند مربوط نیست. او سال‌ها کنار ران کار کرده و بدخلقی، صراحت و حتی عیب‌هایش بخشی از نظم آشنای بیمارستان شده‌اند. وقتی وال و سرینا احتمال می‌دهند که مشکل از خود الکس باشد، او تصمیم می‌گیرد رابطه بهتری با پزشک تازه بسازد. همین تلاش، وضعیت را خراب‌تر می‌کند. الکس تصور می‌کند گلایه مشترک از جویس، میانشان صمیمیت ایجاد کرده، اما هایلند حرف‌های او را به مدیر بیمارستان منتقل می‌کند.

این چرخش، هم سوءظن اولیه الکس را تا حدی تایید می‌کند و هم ضعف همیشگی خودش را نشان می‌دهد: او نمی‌تواند به‌سادگی بپذیرد که قرار نیست با همه رابطه خوبی داشته باشد. میل به درست کردن هر وضعیت، گاهی برایش دردسر تازه می‌سازد. تولمن این تناقض را خوب نگه می‌دارد؛ الکس هم پرستاری توانا و دلسوز است و هم کسی که تلاش مضطربانه‌اش برای کنترل روابط، می‌تواند او را در موقعیتی خجالت‌آور قرار دهد.

در سوی دیگر، بروس اجازه نمی‌دهد ران دوران نقاهتش را کاملا دور از بیمارستان بگذراند. برخورد آن‌ها در فیزیوتراپی، به بازدید ران از محل کار می‌انجامد؛ جایی که مواجهه با هایلند چندان خوشایند نیست. پزشک تازه او را با بیمار اشتباه می‌گیرد و همان برخورد پرشور و از بالا به پایینش را نثار او می‌کند. ران که ظاهرا باید از مرخصی لذت ببرد، حالا با این احتمال روبه‌رو می‌شود که زندگی بیمارستان بدون او هم ادامه دارد.

فکر بازنگشتن ران، زمینه بهترین صحنه قسمت را فراهم می‌کند. الکس در پارکینگ سراغش می‌رود و به‌جای سخنرانی مرتب و احساساتی، با گلایه و شمردن خصوصیات ناخوشایند او نشان می‌دهد که چقدر جایش خالی است. این بیان نامتعارف محبت، کاملا به رابطه آن‌ها می‌خورد. الکس نمی‌خواهد ران را به آدم دیگری تبدیل کند؛ دلش برای همین همکار بدعنق تنگ شده است.

صحنه پارکینگ به این دلیل تاثیر می‌گذارد که عاطفه از دل همان زبان شوخی و اصطکاک همیشگی بیرون می‌آید. سریال برای جدی شدن، شخصیت‌هایش را کنار نمی‌گذارد. گریر و تولمن نیز اجازه می‌دهند زیر گلایه‌ها، ترس الکس از دست دادن یک رابطه مهم دیده شود. موافقت ران با بازگشت، پایان رضایت‌بخشی برای این خط داستانی است، هرچند مشکل خصوصی دیگری هنوز منتظر اوست: گروه مستندساز تصاویری از دوران به‌هوش آمدنش دارد که در آن می‌پرسد «جویس من کجاست؟»

همچنین بخوانید...
فصل دوم «St. Denis Medical» با حضور مهمانان سرشناس؛ از کریستن شال تا لورن لپکاس

این جمله، تعلیق پایان فصل دوم را دوباره فعال می‌کند، بدون آنکه هنوز معنای قطعی آن را تعیین کند. ران ممکن است ترجیح بدهد همه‌چیز به اثر داروها نسبت داده شود، اما دوربین چیزی را ثبت کرده که به‌راحتی نمی‌توان از کنارش گذشت. این استفاده از قالب شبه‌مستند، بخشی از جذابیت سریال است: شخصیت‌ها می‌توانند توضیح بدهند یا انکار کنند، ولی تصاویر همیشه با روایت دلخواهشان همراه نیستند.

مت و سرینا هم با فاصله میان احساس واقعی و چیزی که حاضرند به زبان بیاورند درگیرند. رابطه آن‌ها پس از پایان فصل دوم آغاز شده، اما سرینا هنوز تمایلی ندارد مت را دوست‌پسرش بنامد. مت، با بازی مکی لیپر، همان سادگی و بی‌خبری دلنشینش را حفظ کرده است؛ از موجودی دویست‌دلاری حسابش تا اشاره گذرا به اینکه هیچ‌وقت روی ترامپولین نرفته، جزئیات کوچک همچنان شخصیت او را بامزه‌تر از شوخی‌های بزرگ می‌کنند.

در مقابل، سرینا با بازی کاهیون کیم می‌کوشد خونسرد و بی‌نیاز به نظر برسد. حضور هالی این ظاهر را به هم می‌زند. رفتن مت به کلیسا همراه او، ابتدا شاید فعالیتی بی‌حاشیه به نظر برسد، اما وقتی معلوم می‌شود برنامه یکشنبه‌ها شامل صرف غذا با خانواده هالی هم هست، نگرانی سرینا قابل‌فهم‌تر می‌شود. ناگهان نام‌گذاری رابطه دیگر چندان ناخوشایند نیست.

حسادت، سرینا را وادار می‌کند مت را دوست‌پسر خود بداند و بخواهد به این رفت‌وآمدها پایان دهد. شوخی از تضاد میان موضع قبلی و واکنش فعلی او می‌آید، نه از پیچیده کردن بی‌دلیل یک سوءتفاهم. البته علاقه هالی به مت نشان می‌دهد که ماجرا ممکن است همین‌جا تمام نشود. جذابیت این زوج فعلا در تفاوت ریتم احساسی آن‌هاست: مت برای روشن شدن رابطه آماده است و سرینا تازه دارد می‌پذیرد که بیشتر از آنچه نشان می‌دهد، درگیر شده است.

جویس هم درگیر نوع دیگری از تایید گرفتن است. موفقیت مرکز زایمان، پس از افتتاح پرحاشیه‌اش، خبر خوبی برای اوست، اما کافی نیست. نامزدی برای عنوان بهترین مدیر بیمارستان در اورگن، او را وارد کارزاری می‌کند که کارکنان ناخواسته مخاطبان و رای‌دهندگانش هستند. از اصرار به نصب برنامه تا برچسب‌های اعلام رای دادن، تلاش او برای کسب اعتبار حرفه‌ای به نمایشی از نیازش به توجه تبدیل می‌شود.

وندی مک‌لندن کاوی در نمایش این ترکیب اعتمادبه‌نفس و شکنندگی همچنان موثر است. جویس می‌تواند با سماجتش همه را خسته کند، اما وقتی شکست می‌خورد و از اهمیت مراقبت و احساس تعلق کارکنان حرف می‌زند، وجه صمیمی‌تری از او دیده می‌شود. اینکه کارکنان با وجود گلایه‌هایشان به او رای داده‌اند، رابطه آن‌ها را از تقابل ساده یک مدیر آزاردهنده و زیردستان ناراضی فراتر می‌برد. شوخی‌های برندن و مداخله‌های وال نیز کمک می‌کنند این داستان فرصتی برای درخشش گروه باشد، نه فقط تک‌گویی جویس.

شروع فصل سوم «St. Denis Medical» بیش از آنکه در پی تغییر فرمول باشد، نشان می‌دهد چرا همان فرمول هنوز کار می‌کند. هایلند ورود سرگرم‌کننده‌ای دارد، اما ماندگارترین لحظه‌ها از روابطی می‌آیند که طی دو فصل شکل گرفته‌اند. حتی بغل کردن ران توسط مت، درحالی‌که نمونه‌های ادرار را در دست دارد، خلاصه کوچکی از لحن سریال است: محبت واقعی، در موقعیتی که اجازه نمی‌دهد زیادی احساساتی شویم.

قسمت اول فصل سوم که دوم نوامبر ۲۰۲۶ از شبکه ان‌بی‌سی (NBC) پخش شد، برای ادامه فصل چند مسیر روشن می‌گذارد: بازگشت ران، ابهام رابطه‌اش با جویس و جدی‌تر شدن ارتباط مت و سرینا. اما دستاورد مهم‌ترش یادآوری این نکته است که بیمارستان برای این آدم‌ها فقط محل کار نیست. آن‌ها از یکدیگر کلافه می‌شوند، پشت سر هم حرف می‌زنند و گاهی مرزها را رعایت نمی‌کنند؛ بااین‌حال، غیبت یک نفر کافی است تا معلوم شود این جمع نامنظم، چقدر به هم وابسته شده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا