دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «عقل و احساس» (Sense and Sensibility) محصول ۲۰۲۶

دست زدن به ادبیات جین آستن شبیه قدم گذاشتن روی شیشه‌های بلوری و صیقلی است؛ هر حرکت ناشیانه‌ای می‌تواند ظرافت شوخ‌طبعانه و هوش سرشار متن او را بشکند. اقتباس سینمایی جدید از رمان نام‌آشنای او با عنوان «عقل و احساس» (Sense and Sensibility) درست در میانه‌ای از جاه‌طلبی و احتیاط به روی پرده آمده است.

جورجیا اوکلی، کارگردانی که پیش‌تر با درام مستقل و تحسین‌شده «بلو جین» نشان داده بود چطور می‌توان تنهایی و فشار ساختارهای سفت‌وسخت اجتماعی بر روان آدم‌ها را در تصاویری آرام و پرحس بازتاب داد، حالا در همکاری با فیلم‌نامه‌ای از دایانا رید، مسئولیت جان‌بخشی دوباره به خواهران دَشوود را به دوش کشیده است؛ آن هم در سایه سنگین نسخه‌ای درخشان و جاودانه از انگ لی که در سال هزار و نهصد و نود و پنج با حضور کینه‌توزانه و هم‌زمان مهربان اما تامپسون، کیت وینسلت، هیو گرانت و آلن ریکمن، در حافظه جمعی عاشقان سینما حک شده بود.

داستان در نگاه اول همان چهارچوب آشنا را حفظ می‌کند: با درگذشت آقای دشوود، املاک و ثروت خانواده به جان دشوود، پسرش از ازدواج نخست، و همسر حسابگر او، فانی، می‌رسد. بیوه دشوود به همراه سه دخترش، الینورِ خویشتن‌دار، ماریانِ آتشین و سرکش، و مارگارتِ نوجوان، ناچار به ترک خانه و اقامت در کلبه‌ای محقر در دورست می‌شوند. نقطه تمایز کار جورجیا اوکلی دقیقا در شیوه مواجهه با این محرومیت مالی و عاطفی است. فیلم به جای آن‌که به یک نمایش پرزرق‌وبرق تاریخی و کارت‌پستالی از بریتانیای عصر ریجنسی تبدیل شود، لنز دوربین را به اضطراب‌های اقتصادی و درونی زنان طبقه متوسط متصل می‌کند.

دیزی ادگار-جونز در نقش الینور ستون فقرات عاطفی فیلم است؛ زنی که یاد گرفته عشق و دلدادگی‌اش به ادوارد فرارز را پشت نقاب صبوری پنهان کند تا بار خانواده فرو نریزد. بازی ادگار-جونز برخلاف برخی اجراهای تخت مرسوم در این سبک، سرشار از ضربان‌های پنهان، لرزش‌های نامحسوس نگاه و سکوت‌هایی سنگین است که به شخصیت وقاری دلنشین می‌بخشد. در نقطه مقابل، ازمی کرید-مایلز در قالب ماریان طوفانی از غلیان احساسات است؛ شخصیتی که دلبستگی سوزانش به جان ویلوبی زیبا اما ریاکار را بدون پرده‌پوشی فریاد می‌زند و بعدتر در غرقاب نامیدی و رسوایی فرو می‌رود. بده‌بستان این دو خواهر روح زنده قصه است؛ نوعی پیوند ناگسستنی که یادآوری می‌کند عقل بدون احساس کور است و احساس بدون عقل بی‌پناه.

حضور بازیگران مرد نیز لایه‌های پررنگی به درام افزوده است. جرج مک‌کی تصویری نامعمول، خجول و تا حدی گیج از ادوارد فرارز ارائه می‌دهد؛ مردی ناتوان در ابراز صریح عشق، اسیر قیود خانوادگی و نامزدی پنهان با لوسی استیل. این آشفتگی درونی مک‌کی باعث شده تا او از کاریکاتور نجیب‌زاده‌های اتوکشیده فاصله بگیرد. در سوی دیگر، هربرت نوردروم در نقش کلنل براندون با نگاهی آرام، شکیبا و لحنی خسته، تنهایی مردی را به تصویر می‌کشد که خاکستر احساسات گذشته‌اش با مشاهده بی‌پروایی ماریان دوباره شعله‌ور می‌شود. فرانک دیلین نیز توانسته فریبندگی خطرناک و گریزپای جان ویلوبی را چنان ایفا کند که شیفتگی ناگهانی ماریان کاملا باورپذیر و ویرانگر به نظر آید. تیم مکمل با حضور فیونا شاو در نقش خانم جنینگز، کاتریونا بلف در قالب خانم دشوود، استیسی مارتین، تام بروک و بادهی ری برتناک، فضا را از لحنی ایستا به محیطی پرطراوت بدل کرده است.

با این حال، فیلم Sense and Sensibility از برخی نوسانات ریتمیک بی‌گزند نمانده است. جورجیا اوکلی در تلاش برای پرهیز از لحن اغراق‌آمیز، گاه تمپوی روایت را بیش از اندازه کُند می‌کند. بخش‌هایی از پرده میانی، به ویژه سکانس‌های اقامت در لندن و مکالمات طولانی پیرامون قراردادهای ازدواج و حرف‌های درگوشی درباری، تا حدی طراوت ابتدای کار را می‌گیرد و لحن گزنده طنزهای اجتماعی آستن زیر آوار ملودرام محو می‌شود. فیلم‌برداری اثر ترجیح داده به جای دشت‌های آفتابی و سبز، از تنالیته‌های سرد، مه‌آلود و بارانی سواحل دورست بهره بگیرد؛ تصمیمی که از نظر انتقال حس تنهایی دختران کارکرد بالایی دارد اما شاید برای مخاطبی که به گرمای کلاسیک‌های پیشین خو گرفته، کمی خشک و بی‌روح بنماید.

اگر نگاهی به واکنش‌ها و بازخوردهای ابتدایی بیندازیم، تفاوت دیدگاه‌ها آشکار است. هواداران سینمای اوکلی از جسارت او در کندوکاو لایه‌های روانی زنان و قرائت معاصر از دغدغه‌های اقتصادی طبقاتی تمجید کرده‌اند، در حالی که گروهی از دوستداران دوآتشه متن کلاسیک بر این باورند که فیلم از شور و درخشش کمدیِ زیرپوستی جین آستن فاصله گرفته است. با تمام این مباحث، این بازخوانی نشان می‌دهد که مسئله بقا در جامعه‌ای که ارزش زن را با جهیزیه و پیوندهای طبقاتی می‌سنجد، هنوز هم بستری قدرتمند برای داستان‌گویی است.

«عقل و احساس» اثری شایسته تماشا، باوقار و بازیگری‌محور است که هرچند نمی‌تواند جایگاه اسطوره‌ای اقتباس سی سال قبل را متزلزل کند، اما به عنوان روایتی مدرن‌تر، ژرف و اندوه‌زده از تقابل خویشتن‌داری و تمنا، هویت مستقل خود را در سینمای دوره حاضر تثبیت می‌کند. فیلم بدون باج دادن به جلوه‌های مدرن تحمیلی، اجازه می‌دهد روح سرگشته دو خواهر در گذر از باد و باران، معنای حقیقی آرامش را میان کشمکش ذهن و دل پیدا کند؛ مسیری که در آن تماشاگر هم‌گام با الینور دردهایش را مهار می‌کند و همراه با ماریان یاد می‌گیرد که برای زنده ماندن، باید گاهی احساسات را در آغوش عقل مهار کرد. همین پیوند ظریف و متعهدانه به هسته انسانی قصه است که نسخه جدید Sense and Sensibility را به اثری ماندگار و دیدنی در سینمای اقتباسی تبدیل می‌سازد.

امتیاز - ۶٫۹

۶٫۹

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا