دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «مراقب بویونا باشید» (Beware Boiúna)؛ خشم سبز آمازون در چنگال هیولای اساطیری

ژانر هیولایی و آثار متمرکز بر حمله جانوران در سینما معمولا استاندارد سخت‌گیرانه‌ای برای سرگرم کردن مخاطب ندارند؛ بیننده به سالن می‌آید تا با دیدن یک موجود غول‌پیکر، مقداری هیجان پاپ‌کورنی و ترشح آدرنالین را تجربه کند و حتی اگر فیلم اثر درخشانی از آب درنیاید، دست‌کم سرگرم‌کننده باقی می‌ماند. اما ماجرا همیشه به این سادگی پیش نمی‌رود. فیلم «مراقب بویونا باشید» (Beware Boiúna) به کارگردانی مایک پی نلسون، سازنده آثاری چون بازسازی «پیچ اشتباه» و بخش‌هایی از مجموعه «وی/اچ/اس»، دست روی سوژه‌ای گذاشته که از زمان موفقیت تجاری فیلم خاطره‌انگیز «آناکوندا» در اواخر دهه نود میلادی تا امروز، کمتر فیلم‌سازی توانسته بود با رویکردی کاملا جدی و خونین به سراغش برود. نلسون با همکاری الن بی مک‌الروی و تونی گیگلیو در مقام نویسنده، این بار فرمول‌های مسخره استودیوهای کم‌خرج را کنار گذاشته و تلاش کرده تا وحشت حاکم بر طبیعت بکر و تسخیرناپذیر را به قلب پرده نقره‌ای بیاورد.

روایت Beware Boiúna با یک مقدمه نفس‌گیر و با تکنیک ویدئوی پیدا شده آغاز می‌شود؛ جایی که بومیان منطقه آمازون درگیر نبردی مرگبار با معدن‌کاوان غیرقانونی طلا هستند. درست در لحظه‌ای که درگیری مسلحانه به پایان می‌رسد، بدنه پولک‌دار و عظیم موجودی افسانه‌ای از آب‌های تیره بیرون می‌جهد و یکی از متجاوزان را به درون جنگل می‌کشد. پس از این افتتاحیه کوبنده، قصه اصلی روی یک ماموریت بشردوستانه پزشکی به رهبری دکتر میگل با بازی خوان پابلو شوک متمرکز می‌شود. آنها همراه با الی، پزشک جوان و آرمان‌گرایی با هنرنمایی جسیکا روث، و کالوم سوار بر قایقی به نام هرمس راهی اعماق رودخانه می‌شوند تا به قبایل محروم کمک‌رسانی درمانی کنند. در این مسیر، لنا با بازی درخشان کیانا مادیرا به عنوان مکانیک قایق و راهنمای بومی به گروه ملحق می‌شود؛ زنی سرسخت که برای فرار از خطرات رودخانه فنون فنی آموخته و حالا در جستجوی برادر گمشده‌اش به زادگاه خود بازگشته است.

یکی از نکات ستودنی فیلم، تصمیم سازندگان برای فیلم‌برداری واقعی در دل جنگل‌های بارانی کلمبیا، به‌ویژه در مناطقی مثل لتسیا و ژیاردوت است. بر خلاف فیلم‌های کامپیوتری بی‌روح، در «مراقب بویونا باشید» بوی رطوبت، قطرات عرق روی چهره بازیگران و سیاهی گل‌ولای کاملا زیر پوست تماشاگر نفوذ می‌کند. این اتمسفر سنگین زمانی هولناک‌تر می‌شود که خطرات محیطی خودنمایی می‌کنند؛ از حمله وحشیانه یک تمساح کایمان که توهم امن بودن محیط را برای الی در هم می‌شکند تا آگاهی تدریجی از افسانه کهن بویونا، همان مار سیاه غول‌پیکری که در باور فولکلور منطقه نگهبان توازن طبیعت است و ترحمی به متجاوزان خاک آمازون نشان نمی‌دهد.

با این حال، نلسون در نیمه ابتدایی اثر ترجیح می‌دهد هیولای اصلی را در تاریکی نگه دارد و بار درام را روی دوش تعارضات انسانی بگذارد. ورود برنان مالوی با بازی لوگان مارشال-گرین و همراهانش که برای مقاصد صنعتی و غارت منابع به آنجا آمده‌اند، تنش را به اوج می‌رساند. تصمیم‌های احساسی و خام‌دستانه الی، از جمله باز کردن طناب قایق افراد برنان، به یک درگیری فیزیکی مرگبار ختم می‌شود و همین اتفاق، آتشی از انتقام را روشن می‌کند. این بازی موش و گربه میان انسان‌ها هرچند به شکلی غیرمستقیم نقد اکوتوریسم، مداخله بیگانگان و استعمار در جنوب جهانی را مطرح می‌کند، اما گاهی به قیمت کاهش حضور خزنده افسانه‌ای در میانه فیلم تمام می‌شود؛ تا جایی که بیننده برای دیدن دوباره مار اساطیری باید بیش از چهل دقیقه در تعلیقی طاقت‌فرسا منتظر بماند.

رویکرد نلسون در نمایش قطره‌چکانی هیولا شباهت غیرقابل‌انکاری به شاهکار «آرواره‌ها» دارد. او آگاهانه از نمایش کامل مار در هر صحنه پرهیز می‌کند؛ گاهی تنها توده‌ای عظیم از پولک‌های لغزنده را در میان شاخ‌وبرگ‌ها می‌بینیم و در سکانسی دلهره‌آور، تنه مار از کنار کاراکتری که در باتلاق گرفتار شده می‌گذرد بدون آنکه تمام پیکرش در یک قاب بگنجد. این پنهان‌کاری هوشمندانه وقتی به ثمر می‌نشیند که بویونا سرانجام با تمام هیبتش ظاهر می‌شود؛ هیولایی هولناک و ویرانگر که با ترکیبی از جلوه‌های ویژه بصری تمیز و ترفندهای خشن عروسکی ساخته شده و گوشت و استخوان قربانیانش را زیر فشار خردکننده خود له می‌کند. خشونت فیلم بی‌پردگی بی‌رحمانه‌ای دارد و مرگ با بلعیده شدن یا شکستن اسکلت در این اثر، هیچ شباهتی به خنده‌دار بودن نسخه‌های پیشین این خرده‌ژانر ندارد.

با این وجود، Beware Boiúna عاری از لغزش نیست. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های فیلم، لحن بیش از حد جدی و عبوس آن است. برخلاف فیلم کلاسیک جان ویت در دهه نود که از ماهیت کمدی ناخواسته و مفرح خود خجالت نمی‌کشید، فیلم مایک پی نلسون چنان با وقار و تاریک با موضوع یک مار غول‌آسا برخورد می‌کند که فرصت هرگونه شوخ‌طبعی از بین رفته است. همچنین شخصیت‌های منفی داستان، فراتر از چهره عبوس لوگان مارشال-گرین، پرداخت شخصیتی عمیقی پیدا نمی‌کنند و برخی دیالوگ‌های نمایشی برای تشریح پیشینه کاراکترها تصنعی جلوه می‌کنند. دوربین روی دست فیلم‌بردار، نیک یانکرزفلد، نیز در صحنه‌های درگیری پرشتاب گاه چنان تکان‌های تندی به خود می‌گیرد که تفکیک جزئیات وحشتناک صحنه‌ها برای چشم بیننده دشوار می‌شود.

بازی متعهدانه بازیگران اصلی، به ویژه سرسختی کیانا مادیرا در هیبت یک دختر نجات‌یافته و کشمکش اخلاقی جسیکا روث، توانسته ساختار فیلم را سرپا نگه دارد. این اثر صد و چهار دقیقه‌ای که نخستین بار در فستیوال فنتستیک فست سال ۲۰۲۶ رونمایی شد و اکران سینمایی آن توسط لاینزگیت برنامه‌ریزی شده، شاید بی‌نقص نباشد و ریتم روایی آن در بخش میانی کند شود، اما بی‌تردید خونین‌ترین، تاریک‌ترین و پرتنش‌ترین فیلم درباره مارهای غول‌پیکر در سال‌های اخیر است. «مراقب بویونا باشید» به مخاطب یادآوری می‌کند که طبیعت اساطیری هیچ پیمان دوستی با غرور بشر نبسته است و هر کس توازن این سرزمین سبز را برهم بزند، در کام هیولای سیاه آمازون هضم خواهد شد.

امتیاز

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا