
در ونیز، آب درست تا پای خانهها میآید؛ قایقها از میان محلهها میگذرند و ساختمانهای چندصدساله، انگار بیهیچ نگرانی کنار کانالها ایستادهاند. اما پشت این منظره رویایی، یک پرسش ساده پنهان است: چطور چنین شهری روی زمین نرم و باتلاقی دوام آورده است؟
پاسخ زیر پای رهگذران قرار دارد؛ جایی دور از چشم، میان گلولای تالاب. بخش بزرگی از ساختمانهای تاریخی ونیز بر مجموعهای از شمعهای چوبی بنا شدهاند؛ پایههایی که قرنها پیش در زمین کوبیده شدند تا بار بناها را تحمل کنند. بااینحال، ماجرا نه به «شناور بودن شهر» مربوط است و نه به چوبهایی که جادویی به سنگ تبدیل شدهاند.
جنگلی پنهان زیر ساختمانهای ونیز

سازندگان ونیز برای ساختوساز روی رسوبات نرم تالاب، شمعهای چوبی را با فاصله کم در زمین میکوبیدند. روی این شمعها، بسته به شیوه ساخت، لایههایی از چوب و مصالح سنگی قرار میگرفت و سپس دیوارهای ساختمان بالا میرفت.
این شبکه متراکم به توزیع بار و کاهش نشست کمک میکرد. شمعها از طریق اصطکاک با خاک اطراف و، در بعضی محلها، اتکا به لایههای مقاومتر، وزن سازه را به زمین منتقل میکردند. کوبیدن آنها نیز میتوانست خاک اطراف را متراکمتر کند.
البته پی همه ساختمانهای ونیز یکسان نیست. نوع زمین، زمان ساخت و وزن بنا در انتخاب روش پیسازی نقش داشتهاند. بنابراین تعبیر «جنگلی از چوب زیر ونیز» تصویر جذابی است، اما نباید آن را شرح دقیق پی تمام ساختمانهای شهر دانست.
چرا پایههای چوبی نپوسیدهاند؟
معمولاً چوب خیس را با پوسیدگی مرتبط میدانیم؛ اما برای تخریب سریع چوب، رطوبت بهتنهایی کافی نیست. بسیاری از قارچهای پوسیدگیزا به اکسیژن هم نیاز دارند.
بخش مدفون شمعهای ونیز در محیطی اشباع از آب و کماکسیژن قرار گرفته است. این شرایط، فعالیت بسیاری از عوامل تخریبکننده را محدود میکند و باعث میشود چوب بسیار کندتر از حالتی فرسوده شود که مرتب در معرض آب و هوا قرار دارد.
راز دوام این پایهها، بیشتر در شرایط محیطی آنهاست تا در ویژگی خارقالعاده چوب. همان مادهای که در یک محیط مرطوب و پراکسیژن ممکن است آسیب ببیند، در رسوبات کماکسیژن میتواند مدت بسیار طولانیتری باقی بماند.
آیا چوبهای ونیز به سنگ تبدیل شدهاند؟

این یکی از روایتهای محبوب درباره ونیز است، اما توضیح دقیقی نیست.
مواد معدنی ممکن است در چوبهای مدفون رسوب کنند یا وارد منافذ آنها شوند؛ بااینحال، این اتفاق به معنای سنگشدن کامل چوب یا افزایش تضمینشده مقاومت آن نیست. عامل اصلی حفاظت از شمعها، محدودبودن اکسیژن و شرایط پایدار محیط مدفون است.
ضمن اینکه کمبود اکسیژن، تخریب را کاملاً متوقف نمیکند. برخی باکتریها میتوانند در چنین محیطهایی نیز بهآرامی ساختار چوب را تخریب کنند. پژوهشهای مربوط به شمعهای تاریخی ونیز، وجود همین فرایندهای آهسته را بررسی کردهاند. به همین دلیل، قدمت زیاد یک پایه لزوماً به معنای سالمبودن کامل آن نیست.
پس ونیز واقعاً غرق نمیشود؟

اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: ایستایی ساختمانها و آبگرفتگی یا فرونشست شهر.
پایههای چوبی به تحمل وزن بناها کمک میکنند، اما جلوی بالا آمدن آب دریا را نمیگیرند. ونیز همچنان با فرونشست زمین، افزایش سطح دریا و رخدادهای آبگرفتگی موسوم به «آکوا آلتا» روبهروست. در گذشته، برداشت آب زیرزمینی نیز در تشدید فرونشست نقش داشت.
برای کاهش خطر سیلاب، سامانه موزه (MOSE) در ورودیهای تالاب ساخته شده است. موانع متحرک این سامانه هنگام بالا آمدن خطرناک آب، مسیر ورود آب دریا به تالاب را محدود میکنند. نخستین استفاده عملیاتی آن برای محافظت از شهر در برابر آبگرفتگی، در ۳ اکتبر ۲۰۲۰ انجام شد.
اما موزه درمان همه مشکلات ونیز نیست؛ نه فرونشست را متوقف میکند و نه جایگزین نگهداری پیها و مرمت ساختمانها میشود.
این شهر چند قرن دیگر دوام میآورد؟

پاسخ مطمئنی برای این پرسش وجود ندارد. آینده ونیز به وضعیت هر ساختمان، نگهداری زیرساختها، شرایط رسوبات، سرعت افزایش سطح دریا و مدیریت تالاب بستگی دارد.
آنچه امروز میبینیم، فقط یادگار مهارت سازندگان قدیمی نیست؛ حاصل مراقبت و مرمت در طول نسلها نیز هست. ونیز روی آب شناور نیست؛ روی دانشی ایستاده که قرنها پیش شکل گرفت و هنوز به مراقبت نیاز دارد.
شاید شگفتی واقعی شهر همین باشد: زیر آن همه کاخ و پل و میدان، چوبهایی پنهاناند که بیسروصدا بار تاریخ را تحمل میکنند.





