پایان تکاندهنده قسمت ششم فصل سوم «Lioness»؛ جو در آستانه مرگ و اعتراف احساسی کروز
هشدار: ادامه این مطلب داستان قسمت ششم فصل سوم «Lioness» با عنوان «Sugar Land» را لو میدهد.

اتفاقات تازهترین قسمت «Lioness» رنگوبویی مرگبار پیدا میکند، اما نه آنطور که احتمالا انتظارش را دارید. قسمت با وعده جو، با بازی زویی سالدانا، به خانوادهاش آغاز میشود. او میگوید رنج و عذاب آنها بهزودی تمام خواهد شد؛ وعدهای نادرست که البته به نظر میرسد خودش در آن لحظه واقعا به آن باور دارد.
جو سپس با کیتلین، ادوین و بایرون، با بازی نیکول کیدمن، مورگان فریمن و مایکل کلی، دیدار میکند. آنها یکی از سناتورهای فعلی آمریکا را بهدلیل همکاری مخفیانه و پولی با یک قدرت خارجی تحت فشار قرار میدهند. درخواست رسمی این است که او استعفا دهد و دیگر هرگز مسئولیتی دولتی نپذیرد، اما جو پیشنهاد متفاوت و هولناکتری مطرح میکند: سناتور باید به زندگی خودش پایان دهد.
پس از تعقیبوگریزی پرسرعت در واشنگتن دیسی که تاکر و کروز، با بازی لامونیکا گرت و لایسلا د اولیویرا، در آن به دنبال سناتور هستند، دقیقا همین اتفاق رخ میدهد. او با سر به سمت یک کامیون میدود و کشته میشود.
با وجود خشونت و آشفتگی این صحنه، بازیگران گروه واکنش سریع از فیلمبرداری آن حسابی لذت بردهاند. لامونیکا گرت به تیوی اینسایدر گفت: «همیشه دلم میخواست در یک صحنه تعقیبوگریز بازی کنم. تا حالا چیزی شبیه این نداشتم. خودروهای سابربن مثل پورشه یا لامبورگینی کنترل نمیشوند. تیلور شریدان سرعت بالا میخواست و تاکید داشت لابهلای خودروها حرکت کنیم؛ ما هم دقیقا همین کار را کردیم. پایان این تعقیب و تصادف، افراد زیادی را درگیر کرد. شاید تولیدهای دیگر بهدلیل خشونت صحنه سراغ تصاویر کامپیوتری میرفتند، اما ما این کار را نکردیم. دیدن پیامد چنین تصادفی، امضای تیلور شریدان را دارد؛ واکنشی غریزی در شما ایجاد میکند که مجبور میشوید سرتان را برگردانید و نگاه نکنید. بااینحال، من و کروز به هم نگاه میکردیم و میگفتیم: خیلی خب، ما الان تلما و لوییز هستیم! داریم میتازیم و این مرد را میگیریم. فیلمبرداریاش خیلی خوش گذشت.»

لایسلا د اولیویرا نیز تجربه مشابهی داشت: «خیلی سرگرمکننده بود! من و تاکر اسمش را اسپینآف «Thelma & Louise» گذاشته بودیم. قبلا هرگز چنین فرصتی نداشتیم. دوست دارم که همه شخصیتها به ماموریتهای فرعی کوچک میروند و صحنههایی شکل میگیرد که فقط دو نفر در آن حضور دارند. گروه بازیگران ما واقعا بزرگ است. حضور همه کنار یکدیگر هیجانانگیز است، اما گاهی بازیگر احساس میکند دلش فرصت بیشتری میخواهد. برای همین خوب است که با یک نفر همگروه شوی و کمی خوش بگذرانی.»
مرگ سناتور اهمیت چندانی برای تیم ندارد. مشکل اصلی آنها تصمیمگیری درباره اولکساندرا، مامور تازه اوکراینی با بازی الیزاوتا نرتین، است. برخلاف انتظار، کایل با بازی تاد لاکینبیل به جدیترین حامی حفظ او در ساختار سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تبدیل میشود و حتی در برابر ادوین، مسئولیت مستقیم اولکساندرا را میپذیرد.
لاکینبیل درباره واکنش نسبتا احساسی کایل هنگام دفاع از اولکساندرا گفت: «صادقانه بگویم، این موضوع حتی خودم را بهعنوان بازیگر غافلگیر کرد. گاهی در رویکردم به بازیگری، همه تصمیمها را از قبل نمیگیرم. اجازه دادم این رابطه همزمان با خواندن فیلمنامهها و اجرای صحنهها شکل بگیرد. یادم هست روز فیلمبرداری آن صحنه، حسی شبیه این داشتم که خب، کایل مسئول بخش بزرگی از اتفاقاتی است که برای این دختر افتاده. نمیدانم چقدر میتوانم توضیح بدهم، اما مشخص است که او احساس مسئولیت میکند. همچنین وقتی خیلیها حرف اولکساندرا را باور نداشتند، کایل باورش کرد. شاید بخشی از خودش را در او میبیند؛ یعنی کسی که برای کشور و کارش هر کاری انجام میدهد. کایل هم همینطور است، نه؟ او همیشه با ۱۱۰ درصد توان و به هر قیمتی جلو میرود و فکر میکنم همین ویژگی را در اولکساندرا تحسین میکند.»
پس از ربوده شدن جو در زمان حال، این کایل است که به خانه او میرود و میخواهد بداند چه کسی میتواند پشت این آدمربایی باشد. اولکساندرا احتمال میدهد عملیات کار اخوان المسلمین، قطر یا ایران باشد و اطلاعاتی درباره چند خانه امن در اختیار کایل قرار میدهد، اما نگران است که شاید برای نجات جو خیلی دیر شده باشد. البته این پرسش نیز مطرح است که آیا در آن صورت، برای نجات خود اولکساندرا هم دیر خواهد شد؟
از اینجا تیم پراکنده میشود. درحالیکه واحد اطلاعات، حریم هوایی و فرودگاهها را زیر نظر دارد، کایل نخستین سرنخ مهم را پیدا میکند. او در محوطه فرودگاه به یک جت شخصی نزدیک میشود که خلبانش مدعی است به مقصد سن مارتن پرواز میکند، اما ناگهان اوضاع به هم میریزد. با نزدیک شدن گروهی از «خلبانها» به هواپیما، گریدی با بازی ایان بوهن متوجه میشود که آنها قصد محاصرهاش را دارند. او موضوع را گزارش میدهد و مهاجمان احتمالی از پا درمیآیند.

داخل جت، کایل همچنان خلبان را تحت فشار قرار میدهد، اما نمیتواند مانع شود که او برای فرار از بازداشت به سر خود شلیک کند. لاکینبیل درباره این اتفاق گفت: «فکر میکنم کایل از کاری که خلبان کرد غافلگیر شد، اما کمی هم ناراحت بود؛ چون او منبع مهمی بود و میتوانستیم اطلاعات زیادی از او بگیریم. نباید فراموش کرد که اگر نتوانیم جو را پیدا کنیم، چه اتفاقی میافتد و چقدر زمان اهمیت دارد. کایل هم از شیوه خودکشی او شوکه شده و هم از اینکه نتوانستیم زنده دستگیرش کنیم، عصبانی است.»
در همین فاصله، تیم زمینی تا یکقدمی یافتن خانه امنی میرسد که جو در آن زندانی شده، اما پیش از ورود و بازرسی، آنها را به ماموریت دیگری فرا میخوانند. همزمان کروز، بابی با بازی جیل واگنر و جوزی با بازی جنسیس رودریگز، درمانده داخل بالگرد منتظر ماندهاند.
کروز درحالیکه گریه میکند، فقط یک فرصت برای کمک به جو میخواهد. وقتی بابی میگوید: «فکر میکردم از او متنفری»، کروز پاسخ میدهد: «چطور میتوانم از او متنفر باشم؟ او من را ساخت.»
د اولیویرا درباره بار عاطفی این جمله توضیح داد: «این دیالوگ برایم خیلی مهم بود. یادم هست وقتی آن را خواندم، احساساتی شدم؛ چون تمام قلب کروز در این فصل همین است که میفهمد چه عشق عمیقی به جو دارد و از فصل اول تا امروز چقدر تغییر کرده است. همیشه میگویم کروز مدام متوجه میشود که همهچیز سیاه یا سفید نیست و آنها در منطقه خاکستری زندگی میکنند. اما درست در لحظهای که نمیداند جو بازمیگردد یا نه، میفهمد واقعا چه احساسی به او دارد، جایگاهش در تیم کجاست، قلبش کجاست و ستاره راهنمایش چه کسی است. این حس تا حدی شبیه احساس خودم درباره سریال و شغلم هم هست. آن لحظه نهفقط برای کروز، بلکه برای خود من نیز بسیار ویژه بود؛ انگار هنر داشت زندگی را بازتاب میداد.»
در پایان قسمت، هویت مردی که جو را اسیر کرده فاش میشود. او وعده مرگی دردناک را به جو میدهد و برای شروع شکنجه، انگشت کوچک پای او را قطع میکند. سپس آدمربایان بیآنکه شناسایی شوند، جو را از خانه مخفی خارج میکنند.
فصل سوم «Lioness» یکشنبهها از پارامونت پلاس (Paramount+) پخش میشود.





