بیشتر انسانهای قرن بیستویکم تقریباً هیچ توجهی به «قلم» خود ندارند. اگر هم لازم باشد چیزی بنویسند، معمولاً اولین خودکاری را که دم دست باشد برمیدارند؛ شاید همان خودکار تبلیغاتی بانک یا هتلی که آخرین بار در آن اقامت داشتهاند. البته هنوز هم افرادی هستند که «قلم محبوب» دارند، در دفترچههای خاص مینویسند یا حتی طرفدار قلمهای خودنویس هستند.
اما بهندرت کسی را میبینید که شیفته «قلمپر» (Quill Pen) باشد. با این حال، توماس جفرسون (Thomas Jefferson) دقیقاً چنین فردی بود؛ آنقدر علاقهمند به قلمپر که در املاک شخصیاش در مونتیچلو (Monticello) غازهای سفید پرورش میداد، فقط برای اینکه پرِ موردنیاز قلمهایش تأمین شود.
جفرسون در طول زندگی خود حدود ۲۰ هزار نامه نوشت. با چنین حجم عظیمی از نوشتن، منطقی بود که گلهای از غازها داشته باشد تا همیشه ابزار نوشتن در دسترسش باشد. اما این پرسش پیش میآید: اگر قلمپر تا این حد رایج و کاربردی بود، چرا امروز دیگر کسی با پر غاز نمینویسد؟
قلمپر چگونه ساخته میشد؟
نخستین مرحله، تهیه پر از پرنده است. بهترین گزینه برای قلمپر، غازهای سفید اهلی (Domesticated White Geese) بودند؛ چون پرهایشان به اندازه کافی بزرگ است، بهراحتی در دست قرار میگیرد و میتواند مقدار قابلتوجهی جوهر را در خود نگه دارد.
البته پر کلاغ (Crow) و زاغ (Raven) هم برای نوشتنهای ظریف و ریز استفاده میشد و حتی پر طاووس (Peacock) هم میتوانست جایگزین پر غاز شود. اما واقعبین باشیم: اگر کسی غاز نداشت، احتمالاً طاووس هم در حیاط خانهاش پرسه نمیزد!
پر پرندگان بزرگ دیگر مانند عقاب (Eagle) یا بوقلمون (Turkey) نیز قابل استفاده بودند. با این حال، عقاب سرسفید (Bald Eagle) و عقاب طلایی تحت حفاظت قانون «حفاظت از عقابهای سرسفید و طلایی» (Bald and Golden Eagle Protection Act) هستند و کندن پر آنها جرم محسوب میشود؛ پس این گزینه از اساس منتفی است.
چند قلمپر از یک غاز به دست میآمد؟
معمولاً پنج پر بزرگِ بال هر غاز، سالی یکبار و آن هم در فصل بهار برای ساخت قلمپر چیده میشد. این پرها مطابق با انحنای بال رشد میکنند و همین انحنا باعث میشود هنگام نوشتن، قلم بهطور طبیعی در دست قرار بگیرد.
افراد راستدست معمولاً پرهای بال راست غاز را ترجیح میدادند و پرهای بال چپ برای چپدستها مناسبتر بود. بنابراین، هر غاز در مجموع ۱۰ قلمپر بالقوه فراهم میکرد.
در نگاه اول، این تعداد خوب به نظر میرسد؛ اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: قلمپرها عمر کوتاهی داشتند و معمولاً فقط حدود یک هفته دوام میآوردند. از سوی دیگر، در دوران رواج قلمپر، چپدستی رفتاری ناپسند یا دستکم نامعمول تلقی میشد؛ بنابراین پرهای بال چپ اغلب بلااستفاده میماندند. به این ترتیب، نیمی از پرهای هر غاز عملاً هدر میرفت.
چرا قلمپرها کنار گذاشته شدند؟
در زمان توماس جفرسون، قلمهای خودنویس و قلمهای دواتی وجود داشتند، اما آنها هم بینقص نبودند. جوهرهای آن دوران بسیار خورنده بودند و نوکهای فلزی قلمها بهمرور توسط جوهر خورده میشدند.
جفرسون متوجه شده بود که نوکهای طلایی (Gold Nibs) مقاومت بیشتری در برابر این خوردگی دارند؛ اما طلا در آن زمان ــ و البته امروز هم ــ فلزی بسیار گرانقیمت بود. به همین دلیل، قلمپرِ ساختهشده از پر غاز همچنان گزینهای مقرونبهصرفه و در دسترس به شمار میرفت.
با پیشرفت فناوری، جوهرهای ملایمتر و نوکهای فلزی مقاومتر ساخته شد و در نهایت، خودکارهای ساچمهای (Ballpoint Pens) آمدند و قلمپرها را برای همیشه به حاشیه راندند.
نکته جالب: هنوز هم میشود قلمپر ساخت!
ساختن یک قلمپر آنقدرها هم دشوار نیست. اگر پر بزرگی پیدا کنید (هرچه بزرگتر، بهتر)، با یک چاقوی ظریف، مقداری جوهر و صبر فراوان میتوانید قلمپر خودتان را بسازید. فقط باید یادتان باشد که با فشار کم بنویسید؛ چون نوک قلمپر بسیار ظریفتر از حتی ارزانترین خودکارهای امروزی است.
در نهایت، غازهای مونتیچلو فقط پرنده نبودند؛ آنها بخشی از زیرساخت فکری مردی بودند که با هزاران نامه و سند، مسیر تاریخ آمریکا را شکل داد.
پرسشهای رایج درباره توماس جفرسون
توماس جفرسون بیشتر به چه چیزی معروف است؟
او یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا (United States)، نویسنده اصلی «اعلامیه استقلال» (Declaration of Independence) و سومین رئیسجمهور این کشور بود.
توماس جفرسون چه زمانی و چگونه درگذشت؟
او در ۴ ژوئیه ۱۸۲۶ (July 4, 1826) به دلایل نامشخص درگذشت.
آیا جفرسون پس از مرگ همسرش دوباره ازدواج کرد؟
خیر. او هنگام مرگ همسرش قول داد هرگز دوباره ازدواج نکند و به این وعده پایبند ماند.
آیا جان آدامز (John Adams) و توماس جفرسون در یک روز درگذشتند؟
بله. این دو رئیسجمهور پیشین آمریکا در یک روز، یعنی ۴ ژوئیه ۱۸۲۶، و با فاصلهای حدود پنج ساعت از یکدیگر درگذشتند.
توماس جفرسون چند برده داشت؟
در طول زندگیاش، بیش از ۶۰۰ انسان را به بردگی گرفته بود؛ واقعیتی تاریک و بحثبرانگیز در زندگی او.





