دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

چرا وسترن فراموش‌شده پل نیومن هنوز ارزش تماشا دارد؟

جان هیوستن، فیلم‌ساز افسانه‌ای، در سال ۱۹۷۲ دو فیلم اکران کرد. «Fat City» درامی تلخ و صمیمی درباره دو بوکسور با بازی استیسی کیچ و جف بریجز بود که در دو سوی متفاوت مسیر حرفه‌ای خود به هم می‌رسند. این فیلم را می‌توان نقطه مقابل «Rocky» و یکی از آثار مهم سینمای هالیوود نو دانست.

هیوستن در ادامه همان سال «The Life and Times of Judge Roy Bean» را روی پرده برد؛ فیلمی پرهزینه و حیثیتی که با برداشتی آزاد از ماجراهای عجیب روی بین ساخته شده بود. بین خود را قاضی صلح معرفی کرده و در شهرستان وال ورده تگزاس، هم‌زمان نقش قاضی، هیئت منصفه و جلاد را برعهده گرفته بود. این وسترن همچنین ویترینی برای پل نیومن به شمار می‌رفت؛ ستاره‌ای که پیش‌تر با نقش یک یاغی غرب وحشی در «Butch Cassidy and the Sundance Kid» به موفقیت تجاری رسیده بود.

«The Life and Times of Judge Roy Bean» حدود ۵۴ سال پیش در گیشه موفق شد و عمدتا نقدهای مثبتی دریافت کرد، اما این روزها کمتر کسی درباره‌اش حرف می‌زند. دلیل این فراموشی چیست؟

شاید رفتارهای خودسرانه و فراتر از قانون بین که هیوستن و جان میلیوس، فیلم‌نامه‌نویس اثر، با هیاهو و شور فراوان به تصویر کشیده‌اند، در دوران افزایش نگرانی‌ها درباره زیاده‌روی ماموران اجرای قانون دیگر چندان سرگرم‌کننده نباشد. سبک بصری فیلم نیز کاملا متعلق به دوران خود است و شباهت زیادی به «Butch Cassidy and the Sundance Kid» دارد.

اگر بخش موزیکال «Raindrops Keep Fallin’ on My Head» در آن فیلم برایتان آزاردهنده است، احتمالا هنگام تماشای پیک‌نیک پل نیومن و ویکتوریا پرینسیپال با یک خرس مهربان به نام زکری تیلور هم حسابی غر خواهید زد؛ به‌خصوص که ترانه «Marmalade, Molasses and Honey» با صدای اندی ویلیامز این صحنه را همراهی می‌کند.

آیا فیلم هنوز هم جواب می‌دهد؟ برخلاف انتظار، بله؛ بخش مهمی از این موفقیت به کاریزمای خالص و ستاره‌وار نیومن برمی‌گردد. مجموعه‌ای از بازیگران دوست‌داشتنی نیز نقش شخصیت‌های عجیب‌وغریب داستان را ایفا می‌کنند. بنابراین اگر فیلم را محصول زمانه خودش بدانید، همچنان جذابیت‌هایی برای کشف دارد. ضمن اینکه می‌توان آن را در یوتیوب (YouTube) تماشا کرد. البته بهتر است نظر جان میلیوس را درباره نتیجه نهایی نپرسید!

میلیوس محافظه‌کار عبوس هالیوود نو بود. او می‌توانست نویسنده‌ای درخشان باشد و آثاری مانند «Big Wednesday»، «Conan the Barbarian» و «The Wind and the Lion» این توانایی را نشان می‌دهند، اما هنگام کار سفارشی اغلب با فیلم‌سازان به اختلاف می‌خورد. بااین‌حال، نمی‌توان او را به‌خاطر تجربه ناخوشایند همکاری با هیوستن کاملا سرزنش کرد؛ کارگردانی که رفتار نامناسبش با ری بردبری هنگام ساخت «Moby Dick» شهرت داشت.

همکاری میلیوس با هیوستن نیز دشوار بود. او برداشت بسیار مشخصی از روی بین داشت و معتقد بود هیوستن فیلم‌نامه‌اش را به یک «وسترن بورلی هیلزی» تبدیل کرده است. میلیوس سال ۱۹۷۳ به لس‌آنجلس تایمز گفت:

«روی بین مردی وسواسی است. او شبیه لورنس عربستان است؛ آنجا در دل بیابان نشسته و تصویری بزرگ از قانون، نظم و تمدن در سر دارد. آدم می‌کشد و به نام پیشرفت دست به هر کاری می‌زند. من عاشق چنین آدم‌هایی هستم! همین افراد این کشور را ساختند؛ این همان روح آمریکایی است! اما آن‌ها گفتند: شخصیتی که ساخته‌ای نفرت‌انگیز است و باید خیلی دوست‌داشتنی‌ترش کنیم.»

البته مشخص نیست کشتن مرد مستی که در یک کافه به پوستر خواننده محبوب شما شلیک کرده، چطور می‌تواند مصداق «پیشرفت» باشد. میلیوس از حامیان سرسخت دونالد ترامپ است، بنابراین شاید تعریف او از این واژه با بسیاری از مخاطبان تفاوت داشته باشد.

با تمام این اوصاف، استعداد میلیوس در نوشتن دیالوگ‌های پررنگ‌ولعاب به کمک بازی پل نیومن، ند بیتی، آنتونی پرکینز، استیسی کیچ و خود هیوستن در نقش گریزلی آدامز، جلوه خوبی پیدا کرده است. مشخص نیست فیلم‌نامه اصلی او نیز مانند نسخه هیوستن، با حضور کوتاه اوا گاردنر، پایانی اندوه‌بار داشت یا نه؛ اما میلیوس گفته بود روایت خودش بسیار طنزآمیزتر بوده است. تصور نسخه‌ای خنده‌دارتر از «The Life and Times of Judge Roy Bean» واقعا آسان نیست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا