
داستان ربودن پرسفون (Persephone) توسط هادس (Hades)، یکی از شناختهشدهترین روایتهای اساطیر یونان باستان است. با این حال، آنچه اغلب فراموش میشود این است که پرسفون، با وجود ضربه روحی اولیهی ربودهشدن، در نهایت به نقشی قدرتمند و حتی رضایتبخش دست یافت: او هر سال بخشی از زمان را بهعنوان ملکه جهان زیرین (Queen of the Underworld) سپری میکرد.
اسطورهشناسی یونانی پر از خدایان المپنشین (Olympian Gods) است که روابط خانوادگی پیچیدهای دارند و اغلب با یکدیگر ازدواج میکنند. پرسفون دختر دِمِتِر (Demeter)، الهه کشاورزی و باروری است. خشم دِمتر قابلدرک بود، چرا که پرسفون با هادس ازدواج کرد؛ هادس هم برادر دِمتر بود و هم عموی پرسفون. البته ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که بدانیم دِمتر، پرسفون را با زئوس (Zeus)، برادر دیگرش، به دنیا آورده بود.
اگر کمی گیج شدهاید، طبیعی است! برای روشنتر شدن این اسطوره، از ریچارد پی. مارتین (Richard P. Martin)، استاد برجسته مطالعات کلاسیک دانشگاه استنفورد (Stanford University) کمک گرفته شده است.
۱. مادر و دختر؛ «دو الهه» محبوب یونانیان

دِمتر و پرسفون در میان یونانیان باستان از محبوبیت ویژهای برخوردار بودند و اغلب بهعنوان یک مجموعه جدانشدنی در نظر گرفته میشدند.
به گفته مارتین، پرسفون آنقدر برای زنان یونانی آشنا و نزدیک بود که اغلب فقط «کوره» (Kore)، یعنی «دختر»، نامیده میشد. او و مادرش با هم «دو الهه» («The Two Goddesses») خوانده میشدند و زنان میتوانستند سوگندهای خود را «به نام دو الهه» ادا کنند. آیینها و مراسمی مخصوص زنان، تنها در ستایش این دو برگزار میشد.
شاخصترین این آیینها، «اسرار الئوسیسی» (Eleusinian Mysteries) بود؛ مجموعهای از مناسک رمزآلود که هر سال در شهر الئوسیس (Eleusis) برگزار میشد. در این آیینها، فرو رفتن پرسفون به جهان زیرین و بازگشت دوبارهاش به زمین، بهصورت نمادین اجرا میشد تا زایش دوباره بهار را بازآفرینی کند. شرکتکنندگان باور داشتند که از این طریق به سرچشمه زندگی جاودانه متصل میشوند.
۲. از دختر الهه برداشت تا ملکه مردگان

پرسفون دل هادس را ربود و او پرسفون را با ارابهاش به جهان زیرین برد. با این حال، همانطور که مارتین توضیح میدهد، پرسفون تصویری شیطانی یا ترسناک ندارد؛ او الههای جوان و زیباست که به همسری شاه جهان مردگان درآمد.
خلاصه داستان چنین است: هادس روزی پرسفون را هنگام چیدن گلها دید، شیفتهاش شد و او را ربود. دِمتر، الهه کشاورزی، زمین را زیر پا گذاشت تا دخترش را بیابد. در برخی روایتها، زئوس که پدر پرسفون است، خودش در تحویل دادن دختر به هادس نقش داشت.
غیبت پرسفون موجب اندوه عمیق دِمتر شد و او از رسیدگی به زمین و محصولات کشاورزی دست کشید. نتیجه آن، قحطی گستردهای بود که جهان انسانها و خدایان را تهدید میکرد.
۳. «حضانت مشترک» میان زمین و جهان زیرین

در نهایت، زئوس دستور داد هادس پرسفون را آزاد کند، اما مشکلی وجود داشت. هادس پرسفون را فریب داد تا چند دانه انار بخورد. در اساطیر یونان، هرکسی که غذای جهان زیرین را بچشد، محکوم است به آنجا بازگردد.

توافقی میان خدایان شکل گرفت: پرسفون یکسوم سال (چهار ماه) را در کنار هادس و دوسوم دیگر (هشت ماه) را روی زمین با مادرش سپری کند. یونانیان باستان ظاهراً به سه فصل اعتقاد داشتند، نه چهار فصل.
در روایتهای بعدی، این زمان به نصف سال با هادس و نصف سال با دِمتر تغییر یافت. از اینرو، پرسفون بهعنوان الهه بهار شناخته شد؛ زمانی که او به زمین بازمیگردد، طبیعت زنده میشود، و با بازگشتش به جهان زیرین، زمین به خواب زمستانی فرو میرود.
۴. تلاش برای قابلتحملتر کردن ربایش پرسفون

از همان آغاز، شنوندگان و روایتگران اساطیر یونانی با جنبههای خشن این داستان مشکل داشتند؛ بهویژه این واقعیت که زئوس اجازه میدهد برادرش هادس دخترش را بدزدد یا حتی مورد تجاوز قرار دهد.
برای حل این تناقضها، یونانیان به تفسیر نمادین یا تمثیلی روی آوردند. پرسفون نماد بهار و رشد محصولات شد و دِمتر نماد غله و کشاورزی (که نام لاتینیاش سرِس (Ceres) ریشه واژه «غلات» یا «Cereal» است). ناپدید شدن پرسفون معادل مرگ طبیعت در زمستان تلقی شد. در برخی نسخهها حتی زمان ناپدید شدن او را به پاییز منتقل کردند تا روایت با چرخه طبیعت همخوانتر شود.
در «سرود به دِمتر» («Hymn to Demeter»)، بازگشت پرسفون نتیجه اعتصاب غذایی دِمتر است؛ او آنقدر محصولات را نابود میکند که بدون غله، حتی قربانی برای خدایان هم ممکن نیست، و آنها ناچار به مداخله میشوند.
۵. پرسفون در هنر و معناهای فراتر از فصلها

به گفته مارتین، در هنر باستانی دو تصویر اصلی از پرسفون دیده میشود:
- صحنه ربودهشدن توسط هادس، که او از دل زمین با ارابه بیرون میآید و پرسفون را میرباید، در حالی که پریان و دوشیزگان دیگر تلاش میکنند مانع شوند. یکی از مشهورترین نمونهها، نقاشی دیواری قرن چهارم پیش از میلاد است که در ورجینا در منطقه مقدونیه یونان کشف شده است.
- تصویر پرسفون در جهان زیرین، نشسته در کنار همسرش هادس، در حال داوری بر ارواح یا اعطای لطف به شخصیتهایی مانند اورفئوس (Orpheus) برای بازگرداندن همسرش.
اما اهمیت پرسفون فقط به فصلها محدود نمیشود. این اسطوره سه مفهوم ماندگار را منتقل میکند:
- «مرگ اجتماعی»: جدایی مادر و دختر به سبب ازدواج و تشکیل خانواده جدید
- انتقال دانش کشاورزی و نظم اجتماعی
- وعده خوشبختی پنهان پس از مرگ، که در آیینهای سری الئوسیسی تجسم مییافت
نکته جالب

در آتن، پرسفون اغلب با نام «فرهفَتا» (Pherephatta) شناخته میشد. نه این نام و نه «پرسفون» ریشه یونانی روشنی ندارند. حتی افلاطون در کتاب «کراتیلوس» (Cratylus) درباره معنای آن گمانهزنی کرده است. بهاحتمال زیاد، نام پرسفون واژهای پیشایونانی بوده که بعدها وارد زبان یونانی شده است.
داستان پرسفون، با وجود قدمت هزارانسالهاش، همچنان زنده است؛ روایتی از فقدان، بلوغ، قدرت زنانه و امید به بازگشت و زندگی دوباره.





