رازهای تصویری عصر طلایی (The Gilded Age): از شکوه بالها تا ضربان احساسات، پشت دوربین فصل سوم سریال

در سریال «عصر طلایی» (The Gilded Age) تنها مهمانیهای اشرافی نیوپورت نیستند که باید بینقص و با تم مشخص برگزار شوند؛ بلکه خود سریال نیز با ماهها برنامهریزی دقیق، طراحی هنری پرجزئیات و حتی کیلومترها سنگ مرمر مصنوعی، به صحنهای از شکوه و تجمل بدل شده است. اما زبان بصری این سریال در سه فصل اخیر آرامآرام گستردهتر و پویاتر شده و حالا مخاطب را بیش از پیش به دل دنیای قرن نوزدهم آمریکا میبرد.
مانوئل بیلتر، فیلمبردار اصلی سریال از فصل اول تا کنون، میگوید راز جذابیت تصویری سریال در گسترش همزمان چشمانداز بیرونی و درونی شخصیتهاست. او در فصل اول با انتخاب نوع لنزها، مرز بین خانواده «پول قدیمی» ون راین و خانواده «پول جدید» راسل را برجسته میکرد:
سکانسهای مربوط به ون راینها، غالباً با لنزهای آنامورفیک گرفته میشد تا حس نوستالژی و اصالت را تداعی کند. اما صحنههای قدرتنمایی برتا راسل (کری کوون) با لنزهای کروی، مدرنتر و شفافتر به تصویر درمیآمدند تا حال و هوای جدید و نوآورانه را القا کنند.
با ورود به فصل سوم، تیم فیلمبرداری به سراغ دوربینهای ALEXA Mini Large Format رفت تا عظمت طراحی صحنههای باب شاو و لباسهای خیرهکننده کاسیا والیکا مایمون را بهتر نشان دهند. زبان تصویری سریال حالا پرجنبوجوشتر، پویاتر و بازتر به حرکت و تغییرات اجتماعی عصر زرین نگاه میکند.
برای مثال، اپیزود دهم فصل سوم با شتاب و آشوب آغاز میشود؛ کالسکهای جرج راسل (مورگان اسپکتور) را پس از تیراندازی به خانه میآورد و دوربین با انرژی و اضطراب همراه او حرکت میکند. در اپیزود نهم هم، دوربین با همان سرعتی که شایعهها در شهر میچرخند، کتاب خاطرات وارد مکآلیستر (ناتان لین) را از خانهای به خانه دیگر دنبال میکند. در این فصل، دوربین به اندازه شایعهها و احساسات شخصیتها تند و تیز حرکت میکند و حتی با استفاده از نورپردازی برقی، نماد مدرنیته را وارد داستان میکند.

بیلتر درباره یکی از صحنههای مهم فصل سوم گفته:
برای صحنه مهم راسل در بال، برای اولین بار از لامپهای الکترونیکی استفاده کردیم. البته در فصل اول هم هنگام روشن شدن ساختمان نیویورک تایمز این نور را داشتیم، اما حالا میخواستیم یکی از سالنهای رقص را با برق روشن کنیم و از آن نمایش باشکوهی بسازیم.
از نظر بیلتر، راز به تصویر کشیدن شکوه و عظمت عصر طلایی، استفاده هوشمندانه از لنزهای باز و قابهای گسترده است. او میگوید:
لنز باز بهتر از لنزهای بسته میتواند داستان تجمل و شکوه را روایت کند. نماهای باز، شاتهای هوایی و حرکتهای دوربین فراگیر، زیبایی و وسعت فضای سریال را به بیننده منتقل میکنند.
تیم فیلمبرداری سریال به اصل قدیمی فرد آستر هم پایبند است: «یا باید بازیگر برقصد یا دوربین!» در فینال فصل سوم، حرکتهای نرم و هنرمندانه دوربین دو بال مهم سریال را ـ یکی در میان اشراف سفیدپوست و دیگری در میان جامعه سیاهپوستان ـ به هم پیوند میدهد؛ شادی پگی (دنی بنتون) و دکتر کرکلند (جردن دونیکا) با شروعی سرد برای ماریان (لوییزا جاکوبسن) و لری (هری ریچاردسون) و قلب شکسته برتا ترکیب میشود.
بیلتر تأکید میکند که حرکتهای خیرهکننده دوربین و طراحی بصری پرزرقوبرق، اگر با نماهای سادهتر و تمرکز بر احساسات شخصیتها ترکیب نشود، معنای خود را از دست میدهد:
دوست دارم هر صحنه را تا حد ممکن شخصی و ذهنی بسازم. با ابزارهای ساده میتوان به حقیقت داستان رسید.
او به خصوص از کلوزآپهای احساسی فصل سوم، مانند صحنههای غمگین تایسا فارمیگا در کالسکه، تمجید میکند:
برخی از نماهای مورد علاقهام در این فصل همین کلوزآپها بودند؛ در همان فضای بسته کالسکه، احساسات شخصیت بسیار پررنگتر از هر دکور یا رنگآمیزی جلوه میکند. البته هر دو لازماند، اما این نماها برایم خاصتر بودند.
دنبال کردن سوژه و بیان احساسات شخصیتها به بیلتر و همکارش کریستوفر لاوسور اجازه داده تا سریال را به دنیایی تیرهتر و رنگیتر ببرد؛ از انگلستان گرفته تا مرزهای غرب وحشی آمریکا.
بیلتر میگوید:
فضایی که در صحنهها خلق میکنیم، نورپردازی و اتمسفر، تأثیر عمیقی بر مخاطب دارد. همیشه به این فکر میکنم که این صحنه درباره چیست؟ ضربانهای احساسی کجاست؟ و چطور میتوانم محیطی بسازم که حق مطلب را ادا کند.
در مجموع، فصل سوم عصر طلایی با ترکیب شکوه بصری، حرکتهای دوربین خلاقانه و عمق احساسات، نه تنها تجمل قرن نوزدهم را به تصویر میکشد، بلکه قلب شخصیتها را نیز به مخاطب نزدیکتر میکند.





