دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
علم و فناوریعلوم کاربردی و نوظهور

روان‌گردان‌ها و رهایی از ترس مرگ

دانشمندان می‌گویند یک دوز سیلوسایبین می‌تواند نگرش بیماران بدحال به مرگ را دگرگون کند

تشخیص یک بیماری لاعلاج معمولاً با موجی از ترس‌ها همراه است؛ از نگرانی درباره درد و رنج و فشارهای مالی گرفته تا بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین هراس: مواجهه با مرگ خود. اما پژوهش‌های علمی روزافزون نشان می‌دهد که این «ترس وجودی» نه‌تنها قابل تسکین، بلکه در برخی موارد قابل درمان است؛ آن هم با چند جلسه روان‌درمانی و تنها یک دوز از یک داروی قدرتمند روان‌گردان.

این مقاله بر پایه مجموعه‌ای از پژوهش‌های علمی منتشرشده در مجلات معتبر و مطالعات دانشگاهی (از جمله تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins University) و مراکز تخصصی پزشکی) تهیه شده است و هدف آن افزایش آگاهی عمومی درباره یافته‌های نوین در حوزه سلامت روان، مراقبت تسکینی و پژوهش‌های بالینی مرتبط با روان‌گردان‌هاست.

اطلاعات ارائه‌شده صرفاً جنبه آموزشی و اطلاع‌رسانی دارد و به‌هیچ‌وجه توصیه پزشکی، تشخیص درمانی یا تشویق به مصرف خودسرانه مواد روان‌گردان محسوب نمی‌شود. استفاده از موادی مانند سیلوسایبین (Psilocybin) در حال حاضر تنها در چارچوب پژوهش‌های کنترل‌شده، با نظارت تیم درمانی متخصص و در برخی کشورها یا ایالت‌ها مجاز است. تصمیم‌گیری درباره هر نوع درمان باید صرفاً با مشورت پزشک متخصص و بر اساس شرایط فردی انجام شود.

سیلوسایبین؛ ماده‌ای که ترس مرگ را کاهش می‌دهد

مطالعات نشان داده‌اند که سیلوسایبین (Psilocybin)، ماده فعال در آنچه به «قارچ‌های جادویی» (Magic Mushrooms) معروف‌اند، می‌تواند به بیماران کمک کند با ترس از مرگ خود روبه‌رو شوند.

در یک مطالعه گسترده در سال ۲۰۲۲ که روی بیش از ۳۰۰۰ بزرگسال انجام شد، پژوهشگران دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins University) دریافتند مصرف سیلوسایبین در یک محیط درمانی کنترل‌شده، ترس از مرگ را به‌طور محسوسی کاهش می‌دهد؛ اثری که از جهاتی با تجربه نزدیک به مرگ قابل مقایسه است.

این پژوهش در ادامه مطالعات قبلی انجام شد که نشان داده بودند روان‌گردان‌ها می‌توانند افسردگی، اضطراب و احساس درماندگی را در بیماران مبتلا به سرطان کاهش دهند؛ آن هم به شکلی ماندگار، به‌طوری که بیماران گزارش کرده‌اند حتی بیش از چهار سال پس از تنها یک جلسه درمانی، همچنان اثرات مثبت آن را احساس می‌کنند.

«در روان‌پزشکی، این واقعاً نادر است»

دکتر پتروس پترییدیس (Petros Petridis, MD)، روان‌پزشک در مرکز پزشکی روان‌گردان دانشگاه نیویورک لانگون (NYU Langone Center for Psychedelic Medicine)، می‌گوید: «برای بیماران مبتلا به سرطان، در اغلب موارد این درمان فقط یک‌بار انجام می‌شود و تمام. این یکی از معدود موقعیت‌ها در روان‌پزشکی است که واقعاً این‌گونه عمل می‌کند.»

پترییدیس در پژوهش‌های خودش روی بیماران بسیار بدحال نشان داده که سیلوسایبین می‌تواند علائم روان‌پزشکی مانند اضطراب، خشم و نگرانی وسواسی درباره گزینه‌های درمانی، عوارض جانبی و حتی خودِ مرگ را کاهش دهد.

او توضیح می‌دهد: «این داروها تمایل دارند بیماران را با یک بُعد معنوی روبه‌رو کنند؛ و همین تجربه می‌تواند ترس از مرگ را از بین ببرد.»

بازتنظیم شبکه‌های مغزی و تجربه معنوی

به گفته پترییدیس، مولفه معنوی تجربه روان‌گردانی نتیجه نحوه اثر این داروها بر مدارهای عصبی مغز است؛ مدارهایی که به ما کمک می‌کنند خودمان را در جهان تعریف کنیم، مسیر زندگی را بفهمیم و تجربه آگاهی را شکل دهیم.

روان‌گردان‌ها این شبکه‌ها را عملاً «ریست» می‌کنند و با برهم زدن عمیق و ریشه‌ای برداشت فرد از زندگی و هویت خودش، می‌توانند اثری درمانی و گاه دگرگون‌کننده داشته باشند.

«احساس عشق فراگیر و پیوند با چیزی بزرگ‌تر»

دکتر استیسی فیشر (Stacy Fischer, MD)، متخصص مراقبت تسکینی (Palliative Care) در بیمارستان دانشگاه کلرادو (University of Colorado Hospital)، که رهبری یا هم‌رهبری چندین مطالعه درباره اثر روان‌گردان‌ها ــ از جمله سیلوسایبین و ال‌اس‌دی (LSD) ــ را بر عهده دارد، می‌گوید بیماران اغلب چنین تجربه‌هایی را توصیف می‌کنند: «احساس پیوند با چیزی بزرگ‌تر از خودشان و احساسی از عشق عمیق و فراگیر.»

فیشر شواهد رو‌به‌افزایش درباره تأثیر چشمگیر این داروها بر پیامدهای روانی بیماری‌های جدی را «بسیار امیدوارکننده» توصیف می‌کند، اما هم‌زمان هشدار می‌دهد که این درمان برای همه مناسب نیست.

او می‌گوید: «هر روز مصرف دارو یک تجربه عالی نیست که فرد چیزی فراتر را ببیند و همه‌چیز عالی باشد. گاهی این تجربه بسیار دشوار است و فرد با مسائل بسیار سخت زندگی‌اش روبه‌رو می‌شود.»

درمانی آگاهانه، نه یک قرص ساده

به همین دلیل است که پزشکان، صرفاً نسخه‌ای نمی‌نویسند و بیمار را راهی خانه نمی‌کنند. فیشر تأکید می‌کند: «این یک فرایند آگاهانه و هدفمند است. برای اینکه واقعاً سودمند باشد، فرد باید آمادگی نوعی تسلیم شدن را داشته باشد.»

در کارآزمایی‌های بالینی دکتر پترییدیس، مداخله درمانی در سه مرحله انجام می‌شود:

  1. مرحله آمادگی:
    در این مرحله، درمانگر بیمار را با آنچه قرار است در تجربه روان‌گردانی رخ دهد آشنا می‌کند و هم‌زمان درباره شرایط شخصی، نگرانی‌ها و نیت بیمار از درمان اطلاعات به‌دست می‌آورد.
  2. جلسه مصرف دارو:
    این جلسه حدود هشت ساعت طول می‌کشد. بیمار روی یک کاناپه در اتاقی آرام و راحت دراز می‌کشد، چشم‌بند می‌زند و به فهرستی از موسیقی از پیش توافق‌شده گوش می‌دهد. پترییدیس توضیح می‌دهد: «در تجربه‌های روان‌گردانی، حواس‌پرتی خیلی آسان است. این عناصر کمک می‌کنند توجه به درون معطوف شود.»
    در طول جلسه، دو درمانگر (معمولاً یک مرد و یک زن) حضور دارند و عمدتاً ساکت‌اند، مگر برای بررسی وضعیت بیمار یا کمک در صورت نیاز. برخی بیماران، به‌ویژه سالمندان، ممکن است افزایش ضربان قلب یا فشار خون را تجربه کنند و برخی دیگر دچار اضطراب یا بدگمانی شوند.
  3. مرحله یکپارچه‌سازی:
    در این جلسه نهایی، بیمار درباره بینش‌ها، دریافت‌ها و تجربه‌هایی که در طول مصرف دارو داشته صحبت می‌کند و همراه با درمانگر بررسی می‌کند چگونه می‌تواند آن‌ها را در زندگی روزمره یا عادت‌هایش به‌کار بگیرد؛ به‌گونه‌ای که با نیت اولیه درمان هم‌راستا باشد.

موانع قانونی و عملی

با وجود امیدواری پزشکانی مانند پترییدیس و فیشر به اینکه روزی این درمان در بیمارستان‌های سراسر آمریکا در دسترس قرار گیرد، موانع جدی همچنان پابرجاست.

از یک‌سو، روان‌گردان‌ها در سطح فدرال همچنان در فهرست «مواد رده یک» قرار دارند؛ یعنی استفاده، فروش یا نگهداری آن‌ها غیرقانونی است، هرچند برخی ایالت‌ها مصرف درمانی را جرم‌زدایی کرده‌اند.

از سوی دیگر، گسترش این نوع درمان از نظر اجرایی نیز دشوار است. اختصاص دادن دو متخصص به یک بیمار برای یک جلسه هشت‌ساعته، به گفته پترییدیس، بسیار پرهزینه است.

فراتر از بیماران لاعلاج

با این حال، شواهد درباره ظرفیت گسترده درمان روان‌گردانی همچنان در حال افزایش است. دکتر فیشر حتی به شواهد اولیه‌ای دست یافته که نشان می‌دهد این درمان می‌تواند برای بیمارانی که بهبود یافته‌اند نیز مفید باشد.

او در مطالعه‌ای روی زنانی که از سرطان پستان (Breast Cancer) و سرطان تخمدان (Ovarian Cancer) بهبود یافته‌اند، دریافت که سیلوسایبین می‌تواند اضطراب عمیق آن‌ها درباره بازگشت بیماری را کاهش دهد؛ اضطرابی که به گفته او «بی‌ارتباط با ترس از مرگ یا اضطراب مرگ نیست».

آزمایش‌های اولیه نشان می‌دهد این بیماران کاهش چشمگیر ترس از بازگشت سرطان و حتی افزایش رفاه معنوی را تجربه کرده‌اند.

در نهایت، آنچه این پژوهش‌ها نشان می‌دهد، فقط کاهش علائم روانی نیست؛ بلکه در برخی افراد، دگرگونی عمیق در نگاه به زندگی و مرگ رخ می‌دهد. برای برخی بیماران، یک تجربه هدایت‌شده با سیلوسایبین می‌تواند نه‌تنها پایان ترس از مرگ، بلکه آغازی تازه برای معنا، پذیرش و آرامش باشد؛ تجربه‌ای که علم مدرن تازه در حال درک عمق و ظرفیت آن است.

تذکر پایانی:
درمان‌های مبتنی بر روان‌گردان‌ها هنوز در مرحله پژوهش و توسعه بالینی قرار دارند و برای همه افراد مناسب نیستند. مصرف خودسرانه یا خارج از چارچوب‌های قانونی و پزشکی می‌تواند خطرات جسمی و روانی جدی به همراه داشته باشد. همواره پیش از هر تصمیم درمانی، باید با پزشک یا متخصص سلامت روان مشورت کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا