دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره ها

زلاتان ابراهیموویچ؛ مردی که اول ادعا می‌کرد، بعد در زمین ثابتش می‌کرد

بعضی فوتبالیست‌ها اول جام می‌برند، رکورد می‌زنند و بعد با احتیاط درباره بزرگی‌شان حرف می‌زنند. زلاتان ابراهیموویچ اما از همان اول مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ اول جمله‌ای می‌گفت که همه را شوکه می‌کرد، بعد وارد زمین می‌شد و طوری بازی می‌کرد که همان جمله، کمتر شبیه غرور و بیشتر شبیه پیش‌بینی به نظر برسد.

زلاتان فقط یک مهاجم بزرگ نبود؛ یک شخصیت بود. کسی که فوتبالش، زبان بدنش، مصاحبه‌هایش و حتی سکوت‌هایش هم نمایش داشت. اما پشت آن اعتمادبه‌نفس اغراق‌آمیز، داستان پسری بود که از حاشیه آمده بود و برای دیده شدن، باید بلندتر از بقیه حرف می‌زد.

از روزنگارد تا فوتبال اروپا

زلاتان ابراهیموویچ در سال ۱۹۸۱ در مالمو سوئد به دنیا آمد. او در محله مهاجرنشین روزنگارد بزرگ شد؛ جایی که فقر، تبعیض و حس بیرون‌ماندن از مرکز جامعه، بخشی از زندگی روزمره بود. پدرش ریشه بوسنیایی داشت و مادرش کروات بود. همین پیشینه مهاجرتی باعث می‌شد زلاتان از کودکی حس کند با بقیه فرق دارد؛ هم در اسم، هم در ظاهر، هم در لحن حرف زدن.

شاید به همین دلیل، اعتمادبه‌نفس برای او فقط یک ژست رسانه‌ای نبود؛ نوعی زره بود. زلاتان یاد گرفته بود اگر دنیا قرار نیست به‌سادگی به او جا بدهد، خودش باید جا باز کند.

وقتی زلاتان تست نداد

یکی از معروف‌ترین روایت‌های دوران نوجوانی او مربوط به آرسنال است. زمانی که زلاتان هنوز ستاره‌ای جهانی نبود، آرسن ونگر او را به لندن دعوت کرد. طبق روایت مشهور، آرسنال می‌خواست عملکردش را از نزدیک ببیند، اما زلاتان بعدها گفت جمله معروفش را همان‌جا گفته است: «زلاتان تست نمی‌دهد.»

ممکن است جزئیات این روایت در نقل‌قول‌های مختلف کمی متفاوت باشد، اما معنای آن کاملاً با شخصیت زلاتان جور درمی‌آید؛ بازیکنی که از همان نوجوانی خودش را نه به‌عنوان یک گزینه آزمایشی، بلکه به‌عنوان آینده‌ای قطعی می‌دید.

«شاهزاده؟ نه؛ خدای منچستر»

وقتی زلاتان در سال ۲۰۱۶ به منچستریونایتد پیوست، ۳۴ ساله بود؛ سنی که خیلی‌ها برای یک مهاجم، دوران افول می‌دانند. اما او هنوز همان زبان تند و همان اعتمادبه‌نفس همیشگی را داشت.

وقتی از او درباره تبدیل شدن به «شاهزاده منچستر» پرسیدند، پاسخ معروفش را داد: «من شاهزاده منچستر نمی‌شوم؛ من خدای منچستر می‌شوم.»

این جمله می‌توانست برای هر بازیکن دیگری دردسرساز شود، اما زلاتان در همان فصل اول با یونایتد ۲۸ گل در تمام رقابت‌ها زد و با این تیم قهرمان لیگ اروپا و جام اتحادیه انگلیس شد. باز هم همان الگو تکرار شد: اول حرف بزرگ، بعد امضا در زمین.

«فقط خدا می‌داند»؛ و بعد خودش را معرفی کرد

یکی دیگر از لحظات ماندگار زلاتان، پاسخ او به خبرنگاری بود که درباره حضورش در جام جهانی پرسید. خبرنگار پرسید آیا به جام جهانی خواهد رفت؟ زلاتان جواب داد: «فقط خدا می‌داند.»

وقتی خبرنگار گفت پیدا کردن خدا سخت است، زلاتان لبخند زد و گفت: «الان داری با او صحبت می‌کنی.»

برای خیلی‌ها این جمله فقط خودشیفتگی بود؛ اما برای هواداران زلاتان، بخشی از نمایش همیشگی او بود. او شخصیتی ساخته بود که همزمان می‌شد از آن حرص خورد، خندید و تحسینش کرد.

پاری‌سن‌ژرمن؛ آمدن مثل پادشاه، رفتن مثل افسانه

زلاتان در سال ۲۰۱۲ به پاری‌سن‌ژرمن رفت و خیلی زود به چهره اصلی پروژه بزرگ این باشگاه تبدیل شد. او در چهار فصل، با PSG چهار بار قهرمان لیگ فرانسه شد و هنگام جدایی، با ۱۵۶ گل بهترین گلزن تاریخ باشگاه بود؛ رکوردی که بعدها توسط بازیکنانی مثل ادینسون کاوانی و کیلیان امباپه شکسته شد.

هنگام ترک پاریس، جمله معروف دیگری گفت: «مثل یک پادشاه آمدم، مثل یک افسانه رفتم.»

اغراق‌آمیز بود؟ بله. اما بی‌پایه نبود. زلاتان واقعاً یکی از کسانی بود که PSG را از یک تیم جاه‌طلب به یک برند بزرگ‌تر در فوتبال اروپا تبدیل کرد.

لس‌آنجلس؛ «خواهش می‌کنم» و بعد انفجار ورزشگاه

ورود زلاتان به لس‌آنجلس گلکسی هم مثل خودش معمولی نبود. به‌جای یک معرفی ساده، در روزنامه Los Angeles Times یک آگهی تمام‌صفحه منتشر کرد و فقط نوشت: «Dear Los Angeles, you’re welcome.» یعنی: «لس‌آنجلس عزیز، خواهش می‌کنم.»

چند روز بعد، در اولین بازی‌اش مقابل LAFC، تیمش عقب بود. زلاتان وارد زمین شد و از فاصله‌ای حدود ۴۰ متر یک شوت تماشایی زد؛ گلی که انگار مخصوص ساختن افسانه خودش طراحی شده بود. بعد هم در وقت‌های پایانی، گل پیروزی را زد.

اگر کسی فکر می‌کرد آن آگهی فقط یک شوخی تبلیغاتی است، زلاتان همان روز جوابش را داد.

«فراری میان فیات‌ها»

در دوران حضور در MLS، زلاتان جمله جنجالی دیگری گفت: «من مثل فراری‌ام میان فیات‌ها.»

این جمله واکنش‌های زیادی داشت، اما کمی بعد در یکی از بازی‌های لس‌آنجلس گلکسی، او نمایش فوق‌العاده‌ای ارائه داد و یک هت‌تریک کامل ثبت کرد؛ گل با پای راست، گل با پای چپ و گل با سر. باز هم همان داستان: حرفی که اول شبیه غرور بود، بعد در زمین شاهد پیدا کرد.

زلاتان در MLS طی دو فصل، در ۵۸ بازی لیگ، ۵۳ گل به ثمر رساند؛ آماری که نشان می‌داد حتی در سال‌های پایانی دوران حرفه‌ای هم هنوز مهاجمی معمولی نبود.

وقتی اسم زلاتان تبدیل به فعل شد

محبوبیت و شخصیت زلاتان حتی وارد زبان هم شد. در سال ۲۰۱۲، واژه سوئدی zlatanera در فهرست واژه‌های تازه سوئدی مطرح شد؛ واژه‌ای با معنای تقریبی «با قدرت تسلط پیدا کردن» یا «کاری را با برتری مطلق انجام دادن». این کلمه ابتدا در فضای رسانه‌ای فرانسه رواج پیدا کرد و بعد در سوئد خبرساز شد.

کمتر فوتبالیستی آن‌قدر شخصیت فرهنگی می‌سازد که نامش از زمین فوتبال بیرون برود و تبدیل به یک مفهوم شود. زلاتان یکی از آن‌ها بود.

آمارهایی که پشت ادعا ایستادند

برای اینکه بفهمیم زلاتان فقط اهل حرف نبود، کافی است نگاهی به کارنامه‌اش بیندازیم:

  • بیش از ۵۷۰ گل رسمی برای باشگاه‌ها و تیم ملی
  • بازی برای باشگاه‌هایی مثل آژاکس، یوونتوس، اینتر، بارسلونا، میلان، پاری‌سن‌ژرمن، منچستریونایتد و لس‌آنجلس گلکسی
  • قهرمانی در لیگ‌های هلند، ایتالیا، اسپانیا و فرانسه
  • برنده جایزه پوشکاش فیفا ۲۰۱۳ برای گل قیچی‌برگردان تاریخی مقابل انگلیس
  • رکورددار چندین‌باره جایزه بهترین بازیکن سال سوئد، معروف به Guldbollen (گولبالن)
  • برای سال‌ها بهترین گلزن تاریخ تیم ملی سوئد با ۶۲ گل ملی

این‌ها نشان می‌دهد پشت شخصیت نمایشی زلاتان، بازیکنی با کیفیت واقعی، استمرار بالا و ذهنیت رقابتی کم‌نظیر ایستاده بود.

هزینه شخصیت بزرگ

البته این عظمت خودساخته همیشه هم بی‌هزینه نبود. زلاتان در طول دوران حرفه‌ای‌اش با مربیان و هم‌تیمی‌های مختلفی اختلاف پیدا کرد. رابطه‌اش با پپ گواردیولا در بارسلونا پرتنش شد و خودش بعدها بارها درباره آن با لحن تند صحبت کرد. در تیم‌های دیگر هم گاهی شخصیت غالب و زبان تیزش حاشیه‌ساز می‌شد.

زلاتان دنبال این نبود که همه دوستش داشته باشند. او بیشتر می‌خواست فراموش‌نشدنی باشد. همین انتخاب باعث شد هم منتقدان زیادی داشته باشد، هم طرفدارانی که او را نه فقط به‌عنوان فوتبالیست، بلکه به‌عنوان یک کاراکتر سینمایی در فوتبال دوست داشتند.

زلاتان فقط حرف نمی‌زد

خیلی‌ها می‌پرسیدند زلاتان واقعاً چه بود؟ پادشاه؟ شیر؟ فِراری؟ یا فقط بازیکنی مغرور که بیش از حد خودش را جدی می‌گرفت؟

شاید جواب ساده‌تر باشد: زلاتان کسی بود که فهمید در فوتبال مدرن، فقط خوب بازی کردن کافی نیست؛ باید روایتی هم از خودت بسازی. او این روایت را با اغراق، شوخی، غرور و گاهی تنهایی ساخت. اما تفاوتش با بسیاری از آدم‌های پرادعا این بود که وقتی وارد زمین می‌شد، بارها چیزی نشان می‌داد که باعث می‌شد مردم، حتی اگر با لبخند و تردید، بخشی از حرف‌هایش را باور کنند.

زلاتان اول حرف می‌زد؛ بعد ثابت می‌کرد چرا جرئت کرده آن حرف را بزند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا