سیدنی پولاک؛ فیلمسازی سنتگرا که شاهکارهایش را از دل آشوب میساخت
کتاب «Sydney Pollack: Collected Interviews» با گردآوری ۲۱ گفتوگو، مسیر فکری و حرفهای کارگردان «Tootsie» و «Out of Africa» را روایت میکند؛ هنرمندی سنتگرا که بارها بدون فیلمنامه کامل وارد تولید شد و با این حال، آثاری ماندگار آفرید

سیدنی پولاک در آغاز راه نه خود را استاد دوربین میدانست و نه شناخت ویژهای از لنز و نورپردازی داشت. نقطه قوت او جای دیگری بود: بازیگران را میفهمید و میدانست کشمکش میان دو انسان چگونه میتواند به قلب یک فیلم تبدیل شود. همین توانایی، با تشویق برت لنکستر، مسیر زندگی حرفهای او را تغییر داد و از یک مدرس جوان بازیگری، کارگردانی ساخت که آثاری چون «Three Days of the Condor»، «The Way We Were»، «Tootsie» و «Out of Africa» را به سینما هدیه کرد.
کتاب تازه «Sydney Pollack: Collected Interviews» به گردآوری پاتریک مکگیلیگان و پل کرونین، فرصت کمنظیری برای دنبالکردن تحول فکری و هنری این فیلمساز فراهم میکند. مصاحبههای کتاب به ترتیب زمانی چیده شدهاند و نشان میدهند چگونه پولاک نظریههایش را درباره کارگردانی شکل داد، آزمود، کنار گذاشت و گاهی سالها بعد دوباره به آنها بازگشت.
نتیجه فقط مجموعهای از گفتوگوها نیست؛ کتاب حالوهوای زندگینامهای را دارد که همزمان با ساختهشدن فیلمها روایت میشود.
توصیهای از برت لنکستر که یک مسیر را تغییر داد
سال ۱۹۶۰، زمانی که سیدنی پولاک هنوز مدرس جوان بازیگری بود، برای هدایت بازیگران نوجوان نخستین فیلم بلند جان فرانکنهایمر، «The Young Savages»، استخدام شد. برت لنکستر، ستاره فیلم، خیلی زود به او گفت که ذاتاً برای کارگردانی ساخته شده است.
پولاک پاسخ داد که چیزی درباره دوربین، لنز یا نورپردازی نمیداند. لنکستر نیز به نکتهای اساسی اشاره کرد: بسیاری از کارگردانها بر تمام این ابزارها مسلطاند، اما چیزی از بازیگری و هدایت بازیگر نمیدانند.
لنکستر سپس با لو واسرمن، مدیر استودیو یونیورسال، تماس گرفت و پولاک را برای کارگردانی تلویزیونی پیشنهاد کرد. همین تماس، آغاز مسیر حرفهای فیلمسازی شد که بعدها به یکی از چهرههای مهم نسل خود تبدیل شد.
پولاک تا آخرین گفتوگوهایش پیش از مرگ در سال ۲۰۰۸، همچنان خودش را کارگردانی معرفی میکرد که بیش از هر چیز به بازیگران و مشکلات میان دو انسان علاقه دارد. این دو نفر اغلب زن و مرد بودند، اما گاهی مانند وسترن «The Scalphunters» با بازی برت لنکستر و اوسی دیویس یا فیلم اکشن «The Yakuza» به نویسندگی پل شریدر، کشمکش میان دو مرد محور داستان قرار میگرفت.
در «Jeremiah Johnson» نیز این الگو شکل دیگری پیدا کرد و تقابل اصلی نه میان دو انسان، بلکه میان یک مرد و محیط پیرامونش شکل گرفت.
زندگینامهای که هنگام ساختهشدن فیلمها نوشته شده است

«Sydney Pollack: Collected Interviews» شامل ۲۱ مصاحبه است که از سال ۱۹۷۰ به بعد گردآوری شدهاند. در معرفی کتاب، بازهای تا سال ۲۰۱۷ ذکر شده است؛ با توجه به درگذشت پولاک در سال ۲۰۰۸، به نظر میرسد این تاریخ احتمالاً به زمان انتشار یا بازنشر برخی مطالب مربوط باشد، نه انجام مصاحبهای تازه با خود او.
وسعت موضوعی گفتوگوها و ترتیب زمانی آنها باعث شده است کتاب به زندگینامهای زنده شباهت پیدا کند. خواننده از موفقیت مهم «They Shoot Horses, Don’t They?» تا آخرین دستاورد برجسته او، تریلر هوشمندانه و تلخوشیرین «The Interpreter»، تغییر نگرش فیلمساز را قدمبهقدم دنبال میکند.
تماشای هر ۱۹ فیلم بلند پولاک همزمان با خواندن کتاب، فقط شناختی عمیقتر از آثار یک کارگردان به دست نمیدهد؛ بلکه سازوکار پیچیده شکلگیری یک کارنامه سینمایی را نیز نمایان میکند. عوامل شخصی، زیباییشناختی، اقتصادی و فرهنگی در گذر زمان بر یکدیگر اثر میگذارند و مسیری را میسازند که شاید بعداً کاملاً منسجم به نظر برسد، اما در لحظه اغلب حاصل تصادف، تردید و آشفتگی بوده است.
کارنامه پولاک از فاصله امروز، مجموعهای قابلتوجه از دغدغهها و تواناییهای تکرارشونده به نظر میرسد. حتی برخی جملههای کلیدی پس از چند دهه در فیلمهای مختلف او تکرار میشوند. بااینحال، گفتوگوهای کتاب نشان میدهند انتخاب پروژهها و شیوه اجرای آنها همیشه نتیجه برنامهای دقیق و ازپیشتعیینشده نبود.
تحول یک کارگردان بازیگرمحور به هنرمندی بصری
مسیر حرفهای پولاک را میتوان حاصل چند تحول همزمان دانست. او بهتدریج از کارگردانی متمرکز بر بازیگران، به هنرمندی بصری تبدیل شد که تسلطش بر لنز، قاببندی و ترکیببندی، تصاویری چشمگیر در فیلمهایی متفاوت مانند «The Yakuza»، «Bobby Deerfield» و «The Firm» خلق کرد.
رابطه حرفهای طولانی او با رابرت ردفورد نیز یکی دیگر از ستونهای این مسیر بود. این دو در مجموع هفت فیلم با یکدیگر ساختند که شماری از مهمترین آثار کارنامه هر دوی آنها را تشکیل میدهند.
در همان حال، خود صنعت سینما نیز تغییر میکرد. پولاک فعالیتش را در فضایی آغاز کرد که هنوز نشانههای نظام کلاسیک استودیویی در آن دیده میشد؛ ساختاری که به بسیاری از آثار موفقش انسجام و شکل داد. سپس دوران هالیوود نو فرا رسید و امکان ساخت تجربههایی غیرمتعارفتر مانند «Jeremiah Johnson» و فیلم عجیب جنگ جهانی دوم «Castle Keep» را فراهم کرد.
یک سنتگرا با تمایلات جسورانه

پولاک خودش را «نوعی سنتگرا» میدانست و هنوز هم اغلب با همین صفت شناخته میشود. این برداشت تا حد زیادی از موفقیت فیلمهایی چون «Three Days of the Condor»، «The Way We Were» و «Tootsie» میآید؛ آثاری خوشساخت با ساختاری محکم و ایدههایی روشن که تماشاگر بهسادگی میتواند آنها را دنبال کند.
پولاک برای اشاره به ایده مرکزی و ساختار نگهدارنده فیلم، بارها از واژه «داربست» استفاده میکرد؛ همان عنصری که اجزای داستان را کنار یکدیگر نگه میدارد. بااینحال، بهترین آثار او معمولاً زمانی شکل گرفتند که این چارچوب کلاسیک با فرمها و ایدههایی جسورانهتر ترکیب شد.
«Jeremiah Johnson» نمونه مهمی از این رویکرد است. این فیلم در مقایسه با وسترنهای سنتی هالیوود، هم واقعگرایانهتر است و هم حالوهوایی وهمآلودتر دارد. به همین دلیل، در کنار وسترنهای نوآورانه دهه ۱۹۷۰ مانند «McCabe and Mrs. Miller» و «The Hired Hand» قرار میگیرد.
پولاک در ظاهر فیلمسازی حرفهای، منظم و کلاسیک بود، اما آثارش اغلب از دل انتخابهایی پرریسک و شرایطی ناپایدار بیرون میآمدند. همین تناقض، شناخت او را جذابتر میکند.
«Out of Africa»؛ عاشقانهای بزرگ با کمترین حضور مشترک
«Out of Africa» از نظر شیوه روایت حتی جسورانهتر از بسیاری از آثار دیگر پولاک بود؛ هرچند از قضا همین فیلم بیش از همه مورد استقبال نهادهای رسمی قرار گرفت و جوایز اسکار متعددی، از جمله اسکار بهترین فیلم، به دست آورد.
پولاک در مصاحبههای مختلف توضیح میدهد که این اثر تحرک داستانی زیادی ندارد. تنش اصلی تقریباً بهطور کامل از برخورد انگیزههای درونی دو شخصیت میآید: میل یک زن به تصاحب و نیاز یک مرد به آزادماندن.
شخصیتهای مریل استریپ و رابرت ردفورد در بخش بزرگی از زمان ۱۶۰ دقیقهای فیلم کنار یکدیگر دیده نمیشوند، اما «Out of Africa» به یکی از عاشقانههای شاخص زمان خود تبدیل شد. تأثیر تقریباً رازآلود فیلم زمانی شگفتانگیزتر به نظر میرسد که بدانیم نتیجه برنامهریزی کاملاً دقیق و بینقص نبود.
مانند بسیاری از پروژههای پولاک، تولید این فیلم نیز بدون فیلمنامهای کاملاً رضایتبخش آغاز شد. او عناصر مورد نیازش را در طول مسیر پیدا کرد و از میان آنها اثری ماندگار ساخت.
کارگردانی که به بازیگرانش میگفت پیشنهادش را نپذیرند
یکی از بامزهترین نکات تکرارشونده در مصاحبههای پولاک، داستان پیشنهاد پروژههایی است که هنوز فیلمنامه کامل نداشتند. او گاهی نقش را به بازیگری پیشنهاد میداد و بلافاصله اضافه میکرد: «اگر جای تو بودم، این کار را قبول نمیکردم.»
پولاک این جمله را هنگام پیشنهاد «The Interpreter» به شان پن گفت. جسیکا لنگ نیز موقع دریافت پیشنهاد بازی در «Tootsie» با واکنشی مشابه روبهرو شد.
تولید کمدی «Tootsie» حتی با معیار پروژههای آشفته پولاک نیز تجربهای مهارنشدنی بود. داستین هافمن به همان اندازه که همکار او محسوب میشد، رقیبی سرسخت در بحثهای خلاقانه بود و فیلمنامه نیز دائماً تغییر میکرد.
با وجود این شرایط، نتیجه نهایی فیلمی تقریباً بینقص شد. ساختار کمدی «Tootsie» با دقتی شبیه سازوکار یک ساعت سوئیسی کار میکند؛ در عین حال، لحظات کوچک و ظریف شخصیتپردازی آن به اندازه خندههای بزرگی که در پرده پایانی شکل میگیرند، اثرگذارند.
اطمینان کم، نتیجهای اغلب درخشان
تناقضهای پولاک دلیل اصلی جذابیت همیشگی او هستند. کمتر کارگردانی را میتوان پیدا کرد که همزمان تا این اندازه قدیمی و مدرن به نظر برسد؛ فیلمسازی که سرگرمیهایی روان، دقیق و حرفهای میساخت، اما پشت صحنه آنها با بیثباتی، خطر و تردید مواجه بود.
براساس آنچه از گفتوگوهایش برمیآید، پولاک تقریباً هیچگاه مطمئن نبود فیلمی که در حال ساخت آن است، سرانجام جواب خواهد داد. بااینحال، بیشتر فیلمهایش موفق شدند به نتیجهای منسجم و ماندگار برسند.
البته استثناهایی هم وجود داشت. بازسازی «Sabrina» اثر بیلی وایلدر، به دلیل انتخاب بازیگران نامتناسب، نتوانست به سطح مورد انتظار برسد. عاشقانه کمرمق «Random Hearts» نیز یکی دیگر از لغزشهای نادر سالهای پایانی فعالیتش بود.
پولاک در دورهای مناسب وارد سینما شد؛ زمانی که صنعت برای کارگردانی با مهارتهای او فرصت کافی فراهم میکرد. «The Interpreter» نیز درست در مقطعی اکران شد که استودیوها آماده بودند تولید تریلرهای بزرگسالانه، پرهزینه و اندیشهمحور از این جنس را بهشدت کاهش دهند.
از همین رو، نمیتوان با اطمینان گفت تمام درسهای کارنامه او در سینمای دهه ۲۰۲۰ نیز به همان شکل قابل اجرا هستند. پولاک محصول دوره، ساختار صنعتی و شرایط فرهنگی مشخصی بود. بااینحال، همانطور که فیلمهایش هم متعلق به زمان خود بودند و هم کیفیتی ماندگار پیدا کردند، بسیاری از دیدگاههایش نیز هنوز اعتبار دارند؛ بهخصوص آنچه درباره کار با بازیگران میگفت.
بازیگری که کارگردانها نیز به او اعتماد داشتند
پولاک طی پنج دهه فعالیت، نظریههای متعددی درباره بازیگری مطرح کرد. یکی از مهمترین دیدگاههای او این بود که بازیگر باید همیشه اندکی از تعادل و آسودگی خارج نگه داشته شود تا واکنشی زنده و غیرمکانیکی ارائه دهد.
او در معدود دفعاتی که مقابل دوربین همکارانش قرار گرفت، نشان داد خودش نیز بازیگر توانمندی است. از بهیادماندنیترین نقشآفرینیهایش میتوان به حضور در «Husbands and Wives» به کارگردانی وودی آلن و «Eyes Wide Shut» ساخته استنلی کوبریک اشاره کرد.
کتاب «Sydney Pollack: Collected Interviews» گفتوگوهایی درباره هر دو تجربه را در کنار بحثهای مربوط به فیلمهای خود پولاک قرار داده است. به این ترتیب، خواننده نهتنها با روش کاری او، بلکه با بخشهایی از شیوه کار وودی آلن و استنلی کوبریک نیز آشنا میشود.
پولاک در یکی از آخرین مصاحبههای کتاب تأکید میکند که فقط یک راه درست برای کارگردانی وجود ندارد و هر فیلمساز روش خودش را پیدا میکند. شاید مهمترین ارزش این مجموعه نیز همین باشد: کتاب قرار نیست نسخهای قطعی برای فیلمسازی ارائه دهد، بلکه اجازه میدهد شکلگیری روش یک استاد را از نزدیک تماشا کنیم.
سیدنی پولاک کارش را با این تصور آغاز کرد که چیزی از ابزارهای فنی سینما نمیداند و آن را با جایگاهی به پایان رساند که تسلط بصریاش انکارناپذیر بود. بااینهمه، نخستین درسی که از برت لنکستر گرفت هرگز از مرکز آثارش کنار نرفت: دوربین، نور و لنز ضروریاند، اما فیلم زمانی جان میگیرد که کارگردان انسان مقابل دوربین را بشناسد.





