فیلم عجیب «Mooch Goes to Hollywood»؛ گردهمایی ناممکن ستارههای هالیوود و یک سگ رویاپرداز

طرفداران آثار عامدانه اغراقآمیز و بدسلیقه هالیوودی احتمالا با ویژهبرنامه تلویزیونی عجیب و افتضاح «Mooch Goes to Hollywood» محصول ۱۹۷۱ آشنا هستند. این فیلم را ریچارد اردمن، بازیگر پرکار نقشهای مکمل، کارگردانی کرد؛ هنرمندی که در آثاری مانند «Stalag 17» و «Francis in the Navy» ظاهر شده بود، اما فقط چند بار پشت دوربین رفت. دو قسمت از «The Dick Van Dyke Show» و فیلم «The Brothers O’Toole» از دیگر تجربههای کارگردانی او بودند.
«Mooch Goes to Hollywood» انگار آخرین تلاش برای بازگرداندن چند چهره مشهور هالیوود به صحنه بود؛ ستارههایی که دوران حرفهایشان دیگر رونق گذشته را نداشت. جیم بکوس، کمدین افسانهای، فیلمنامه را همراه جری دیواین نوشت و در نقش خودش نیز مقابل دوربین رفت. در واقع، تمام چهرههای سرشناس حاضر در فیلم نقش نسخهای از خودشان را بازی میکنند.
این فیلم به معنای واقعی کلمه یک «داستان سگ پشمالو» است؛ اصطلاحی برای قصهای طولانی و عجیب که مقصد چندان مهمی ندارد. ماجرا درباره سگی به نام موچ است که میخواهد به بازیگر حیوانی مشهوری در سینما تبدیل شود. نقش موچ را هیگینز، سگ شناختهشده «Benji» و «Petticoat Junction»، بازی میکند. صدای افکار او را لین لیپتون میگوید، اما بخش زیادی از شیطنتها و ماجراهایش با روایت ژا ژا گابور همراه است؛ ستارهای که موچ در نخستین روز حضورش در هالیوود با او آشنا میشود و از او نصیحت میگیرد.
قرار بود «Mooch Goes to Hollywood» اثری سبک، بامزه و سرگرمکننده برای بچههای بسیار کمسنوسال باشد. نکته عجیب اینجاست که چنین مخاطبانی احتمالا ستارههایی مانند ژا ژا گابور، جیم بکوس، جیمز دارن، فیلیس دیلر، جیل سنت جان و از همه غیرمنتظرهتر، وینسنت پرایس، اسطوره سینمای وحشت، را نمیشناختند.

پرایس اوایل فیلم ظاهر میشود؛ زمانی که موچ او را هنگام خروج از رستوران براون دربی میبیند. سگ داخل خودروی او میپرد و پرایس هم از حضور این مسافر پشمالوی دوستداشتنی روی صندلی جلو حسابی خوشحال میشود. آنها مدتی در بورلی هیلز میچرخند و سپس پرایس موچ را نزد دامپزشک میبرد؛ جایی که مسیرشان از یکدیگر جدا میشود.
پس از سکانس وینسنت پرایس، موچ هنگام قدم زدن در بلوار با چند هیپی ازخودبیخود روبهرو میشود و سلامی کوتاه هم به فیلیس دیلر میکند. فیلم سپس در چرخشی عجیب و کاملا بزرگسالانه، موچ را به باشگاه پلیبوی در مرکز لسآنجلس میفرستد؛ جایی که او میکوشد فعالیت حرفهای خود را بهعنوان یکی از «بانیهای پلیبوی» آغاز کند.
در ادامه، سکانسی شبیه نمایش برلسک با حضور سگ دیده میشود. موچ با لباس شنای دوتکه میرقصد و آدمهای اطراف با فریاد از او میخواهند «درش بیاورد!»؛ صحنهای که با تصور فیلمی سرگرمکننده برای کودکان خردسال فاصله زیادی دارد. پس از آن، موچ با جیمز دارن ملاقات میکند؛ بازیگری که بسته به سن مخاطب، احتمالا با «Gidget» یا «Star Trek: Deep Space Nine» شناخته میشود.
موچ در سراسر لسآنجلس پرسه میزند تا سرانجام به جیم بکوس میرسد که مشغول ضبط دیالوگهای «Mr. Magoo» است. اتفاقا بکوس برای برنامه آیندهاش به یک سگ نیاز دارد و موچ کاملا مناسب این نقش به نظر میرسد. به این ترتیب، بالاخره ستاره قصه «کشف» میشود.
بکوس سپس او را به مهمانیای در باغ خانهاش میبرد؛ جایی که تقریبا تمام ستارههای بزرگ فیلم دور هم جمع شدهاند. این مهمانی چنان بیمقدمه و خودمانی به نظر میرسد که انگار بکوس از قبل آن را تدارک دیده و بعد تصمیم گرفته چند دوربین هم به محل بیاورد، شاید روزی بتواند از تصاویرش یک فیلم بسازد. تقریبا همه مهمانها نیز بیاعتنا به حفظ ظاهر یا شخصیت همیشگی خود رفتار میکنند.

این مهمانی شامل حضورهای کوتاه شماری از ستارههای بهوضوح خسته و کمانرژی است. رز ماری یک چیپس سیبزمینی از کیفش بیرون میآورد و به موچ میدهد. دیک مارتین نیز با اشاره به جمله معروف پایانی برنامه «Laugh-In»، رو به وینسنت پرایس میگوید: «شببهخیر بگو، وینسنت.» دارن مکگاوین، ادوارد جی. رابینسون، سزار رومرو و میکی رونی از دیگر چهرههایی هستند که در مهمانی دیده میشوند. دین مارتین هم حضوری کوتاه دارد، اما تنها یک جمله از او روی موسیقی متن شنیده میشود.
در پایان، موچ را همان دامپزشکی به سرپرستی میگیرد که پیشتر در فیلم دیده بودیم؛ شخصیتی با بازی جیمز هاردینگ، بازیگر پرکار سینما و تلویزیون.
«Mooch Goes to Hollywood» یکی از آن یادگارهای فرهنگی عجیب است که توضیح دادنش برای افراد جوان کار آسانی نیست. شبکههای تلویزیونی آن دوران علاقه خاصی داشتند تا هر تعداد چهره مشهور را که میتوانند در یک مکان جمع کنند، به این امید که تعاملهای کوتاه و کمرمق آنها مخاطبان سالخورده را هیجانزده کند.
برخی از اعضای نسل ایکس احتمالا هنوز «Battle of the Network Stars» را به خاطر دارند؛ برنامهای که در دوره نخست پخش خود از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۸، گروههایی از ستارههای سه شبکه بزرگ تلویزیونی آمریکا را در مسابقات ورزشی مقابل یکدیگر قرار میداد. این برنامه را میتوان جد بزرگ بسیاری از رئالیتیشوهای سلبریتیمحور امروز دانست. «Mooch Goes to Hollywood» نیز محصول همان طرز فکر بود: همه را استخدام کن و جلوی دوربین به صف بکش.
این فیلم برای کسانی ساخته شده بود که شاید «The Phynx» محصول ۱۹۷۰ را دیده بودند؛ اثری که در صحنههای پایانیاش تقریبا هر ستاره باقیمانده از دهه ۱۹۳۰ را از گوشهوکنار بیرون میکشد تا جلوی دوربین ظاهر شود. تماشای این رژه نامنظم ستارههای قدیمی بهراحتی میتواند ذهن مخاطب را به هم بریزد.
در سال ۲۰۱۹، نمایشی از «Mooch Goes to Hollywood» در لسآنجلس برگزار شد که در عمل نخستین اکران سینمایی آن به حساب میآمد. فیلم تا آن زمان چنان بدنام شده بود که گروهی از طرفداران پرشور آثار کالت را به سالن کشاند. این نمایش با نسخه ۱۶ میلیمتری انجام شد. امروزه کنجکاوانی که به جستوجو در میان بقایای عجیب فرهنگ عامه علاقه دارند، میتوانند نسخههای کمکیفیت فیلم را در یوتیوب پیدا کنند.
«Mooch Goes to Hollywood» تنها فیلم بلندی است که جیم بکوس در نگارش آن نقش داشت. نام او البته بهعنوان یکی از نویسندگان داستان فیلم کوتاه «Destination Magoo» محصول ۱۹۵۴ نیز ثبت شده، اما کارنامه فیلمنامهنویسیاش به همینجا ختم میشود.





