«مادر»؛ پرترهای انسانی از ترزا، نمایهای میان باور، شک و رفاقت زنانه

فیلم «مادر» (Mother) تازهترین اثر تئونا استروگار میتوفسکا، کارگردان اهل مقدونیه، تلاش میکند تصویری متفاوت و انسانیتر از هفت روز سرنوشتساز در زندگی مادر ترزا، زن آلبانیاییتبار و راهبه کاتولیکی که دههها بعد قدیسه اعلام شد، ارائه کند. این فیلم برخلاف بسیاری از آثار قبلی درباره ترزا، از جمله «نامهها» (۲۰۱۴) که بهخاطر نگاه بیشازحد تقدیسآمیز مورد انتقاد قرار گرفت، سعی ندارد قهرمان خود را بینقص و دستنیافتنی نشان دهد.
میتوفسکا بهعنوان یک فیلمساز با دیدگاهی زنانه و انتقادی، ترزای ۳۷ ساله را در دورهای به تصویر میکشد که هنوز با چالشهای سازمانی، فشارهای کلیسا و کشمکشهای شخصی دستوپنجه نرم میکند؛ زنی که خود در همان ابتدای فیلم به یکی از متحدان مردش میگوید: «دنیا را فقط مردها، مردها و باز هم مردها میگردانند.»
فیلم با ساختاری هفتگانه و شمارش معکوس، روزبهروز ما را به نقطه تصمیمی بزرگ نزدیک میکند. در زمانهای که تنها یک سال از استقلال هند از استعمار بریتانیا گذشته، مادر ترزا ده سال است که ریاست شاخه کلکته انجمن خواهران لوریتو را برعهده دارد. اما او احساس میکند ماموریتش در این ساختار چهارصدساله به پایان رسیده و چشمانتظار پاسخ واتیکان برای تأسیس فرقه و سازمان مستقل خود است؛ امتیازی که به ندرت به زنان داده میشود.

فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که دغدغه ترزا صرفاً مسائل تشریفاتی کلیسا نیست. برای او، رنج و فقر قبل و بعد از استقلال هند تفاوتی ندارد: کودکان گرسنه، بیماران جذامی، زنان بارداری که هیچ دسترسی به خدمات درمانی ندارند، همواره به کمک نیاز دارند. همین نگاه عملی و بیوقفه او به نجات زندگیها، نیروی محرکه شخصیت است.
هسته دراماتیک فیلم در رابطه پرتنش و در عین حال عمیق ترزا با خواهر آگنیشکا (با بازی درخشان سیلویا هوکس) شکل میگیرد. در همان پرده اول، آگنیشکا راز بزرگ خود را نزد مادر فاش میکند: او باردار است. این اعتراف، هم جایگاه احتمالی او به عنوان جانشین ترزا را زیر سؤال میبرد و هم آزمونی بزرگ برای باورها و سختگیریهای مادر است.
در یکی از صحنههای تأثیرگذار، دوربین ورجینی سنمارتین نیمی از کادر را با سیاهی روبند ترزا میپوشاند و تمرکز را بر چهره مضطرب آگنیشکا میگذارد که آن کلمه کلیدی را بر زبان میآورد: «باردارم». واکنش نومی راپاس (در نقش ترزا) در چند ثانیه کوتاه از پوزخند به اشک، از شگفتی به خشم تغییر میکند و این لحظه، انسانیترین رخداد فیلم است؛ جاییکه قهرمانی جهانی را در اوج تردیدها و احساسات متناقض میبینیم.
فیلمنامه که میتوفسکا به همراه گوتسه اسملیفسی و الما تاگاراجیچ نوشته، بر پایه مصاحبههایی استوار است که کارگردان بیش از ۱۵ سال پیش برای یک مستند منتشرنشده انجام داده بود. این پشتوانه واقعیات تلخ و شیرین زیادی به فیلم بخشیده، اما عدم تداوم در پرداخت کشمکشها گاهی باعث میشود شدت جدال درونی شخصیتها بهطور کامل به مخاطب منتقل نشود.
برخی صحنهها مانند جدل بر سر عشق زمینی یا بحثهای پرحرارت درباره سقطجنین، پتانسیل زیادی دارند اما گاهی به دام شعارگویی یا نشانهگذاری تصویری غیرضروری میافتند. نمونهاش صحنهای است که صورت خواهر با تصویری زنانه پوشانده میشود؛ حرکتی که بیشتر یک ایده بصری تحمیلی به نظر میرسد تا رشد طبیعی قصه. یا صحنه پرهیجان با موسیقی «Hard Rock Hallelujah» که با سبک سورئالیستی کارگردان آمیخته شده، بدون مقدمهای کافی به نقطه اوج میرسد و کمی تصنعی به نظر میآید.
علیرغم نوسانات روایت، نومی راپاس موفق میشود ترکیبی از اقتدار، انضباط خشک و آسیبپذیری انسانی را در چهرهای که جهان او را قدیسهای بیخطا میشناسد، وارد کند. او تلخی فرماندهای منضبط را با گرمای یک حامی واقعی برای کودکان و بیماران در هم میآمیزد.
در کنار او، سیلویا هوکس در نقش آگنیشکا سنگینی بار احساسی قصه را بر دوش میکشد. بازی او بهخصوص در لحظات سکوت یا دیالوگهای چندلایه، جنبه انسانی رابطه این دو زن را به ظرافت آشکار میکند. رابطهشان آمیزهای است از تحسین، دلخوری، وابستگی و قضاوت؛ پیوندی پیچیده که فیلم بر روی آن استوار است.
یکی از نکات مثبت «مادر» پرهیز از «هرزنگاری فقر» است؛ فیلم با احترام و وقار صحنههای کمکرسانی را نشان میدهد، بدون بهرهبرداری سانتیمانتال از رنج فقرا. طراحی صحنه و نورپردازی، فضای کلکته سال ۱۹۴۸ را با دقت بازسازی کرده و استفاده هوشمندانه از حرکت دوربین در فضاهای بسته صومعه، حس انزوا و فشار ساختاری را بهخوبی منتقل میکند. سکانسهای باورمندانه نیز با موسیقی و ترانههای ایمانمحور، بُعد معنوی فضا را تقویت میکنند.
نقاط قوت
- رویکرد غیرتقدیسآمیز و انسانی به شخصیت مادر ترزا
- بازی قوی نومی راپاس و سیلویا هوکس و شیمی قابلباور میان آنها
- پرهیز از روایتهای کلیشهای و سانتیمانتال
- فضاسازی دقیق و بازآفرینی موثر مکان و زمان
- لحظات تصویری خلاقانه و قاببندیهای شاعرانه در برخی سکانسها
نقاط ضعف
- عدم تداوم و عمق کافی در گسترش کشمکشهای اصلی
- تمایل گاهبهگاه به نشانهگذاری تصویری یا لحظات نمایشی اغراقشده
- استفاده محدود از پتانسیل بحثهای ایدئولوژیک و الهیاتی داستان
«مادر» نه اثری یکدست و بیعیب، اما تجربهای ارزشمند و متفاوت است که قهرمانی جهانی را در هیبتی قابل لمس، با ضعفها، تردیدها و انتخابهای دشوارش نشان میدهد. میتوفسکا با نگاهی زنانه و انسانی، رابطه دو زن را در مرکز قرار میدهد: یکی در جستجوی راهی نو در خدمت به مردم، دیگری در تقابل میان عشق شخصی و نذر مذهبی. در این میان، تصویر مادر ترزا فراتر از نماد کلیسایی، به انسانی بدل میشود که میتواند خشمگین، متعجب یا حتی شکاک باشد.
برای علاقهمندان به درامهای شخصیتمحور با پسزمینه تاریخی و پرسشهای عمیق اخلاقی، «مادر» پیشنهادی تماشایی است که هم باور را نشان میدهد و هم شک را، و هم قدیسه را و هم انسان را.
جمع بندی
امتیاز - ۷٫۱
۷٫۱
قابل تامل
«مادر» پرترهای است جسورانه و انسانی از مادر ترزا، که او را به جای نماد تکبعدی تقدیس، در قالب زنی واقعی با شکها و کشمکشهایش به تصویر میکشد





