دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«اسپرینگستین: از ناکجا نجاتم بده»؛ پرتره‌ای انسانی از تقابل شهرت، افسردگی و وفاداری به هنر

فیلم «اسپرینگستین: از ناکجا نجاتم بده» (Springsteen: Deliver Me From Nowhere) به کارگردانی و نویسندگی اسکات کوپر با اقتباس از کتاب وارن زینز، یکی از متفاوت‌ترین پرتره‌های سینمایی یک چهره موسیقیایی است؛ اثری که به جای ساختن روایتی گلچین‌وار از موفقیت‌ها و فرازهای حرفه‌ای بروس اسپرینگستین، تمرکز خود را بر یک مقطع خاص و بحرانی از زندگی و کار او می‌گذارد: سال ۱۹۸۱ و شکل‌گیری آلبوم افسانه‌ای Nebraska (نبراسکا).

این فیلم بر خلاف بیوگرافی‌های متداول موسیقی، نه جشن ستاره‌بودن است و نه بازسازی پرزرق‌وبرق کنسرت‌ها. برعکس، روایتی آرام، درونی و گاه تلخ از مردی است که در اوج موفقیت، با افسردگی، خاطرات کودکی و فشار‌های روانی می‌جنگد؛ و تصمیم می‌گیرد برای پیدا کردن خود حقیقی‌اش، مسیر خلاف جریان صنعت موسیقی را برود.

فیلم در دو خط زمانی روایت می‌شود:

  • دهه ۵۰ میلادی و کودکی بروس (با بازی متیو آنتونی پلیکانو جونیور) در خانه‌ای که تحت سلطه پدری عبوس و الکلی (با بازی درخشان استیون گراهام) و مادری صبور (گبی هافمن) می‌گذرد.
  • اوایل دهه ۸۰ میلادی؛ بروس ۳۲ ساله (جرمی آلن وایت) پس از تور موفق آلبوم قبلی‌اش The River به زادگاهش بازمی‌گردد، اما گرفتار افسردگی و بیگانگی با خود است. در اوج فشار کمپانی کلمبیا برای تولید آلبومی پرفروش، او الهام‌گرفته از فیلم Badlands ترنس مالیک، داستان‌های فلانری اوکانر و موسیقی گروه Suicide، تصمیم می‌گیرد مجموعه‌ای آکوستیک و تیره با فضایی کم‌فروش و غیرتجاری ضبط کند.

او در خانه‌ای اجاره‌ای در شهر کالتز نک، تنها با یک گیتار و دستگاه ضبط چهار ترک TEAC 144، بن‌مایه‌های آلبوم Nebraska را شکل می‌دهد. در این مسیر، تنها همراه نزدیکش تکنسین گیتار، مایک بتلن (با بازی پل والتر هاوزر) است.

فیلم بیش از آنکه «ساخت یک آلبوم» را مستندوار دنبال کند، به مضمون اساسی‌تری می‌پردازد: چگونه یک هنرمند می‌تواند در برابر فشارهای اقتصادی، شهرت و انتظارات صنعت، به صدای درونی خود وفادار بماند؟

اسپرینگستینِ کوپر در این برهه نه یک «خدای راک» که انسانی شکننده است؛ مردی که گذشته‌اش زخم خورده، آینده‌اش مبهم، و اینجا و اکنونش آمیخته‌ای از میل به حرکت و نیاز به توقف است. Nebraska برای او صرفاً یک پروژه موسیقی نبود، بلکه شکلی از درمان و راهی برای مواجهه با خود بود.

جرمی آلن وایت با وجود شباهت ظاهری اندک به اسپرینگستین، به شکلی شگفت‌انگیز جوهره شخصیت او را بیرون می‌کشد. او از تقلید مکانیکی صدا یا حرکات معروف بروس پرهیز می‌کند و با بازی فیزیکی و احساسی دقیق (شانه‌های خمیده، نگاه‌های گمشده و خستگی جسمی)، مردی را تصویر می‌کند که زیر بار وزن نامرئی گذشته و آینده فرو رفته است.

توانایی وایت در اجرای زنده موسیقی — پس از ماه‌ها آموزش گیتار و آواز — حس اصالت را تقویت می‌کند، حتی اگر فیلم در بسیاری صحنه‌ها به استفاده از ضبط‌های واقعی اسپرینگستین تکیه کند.

جرمی استرانگ در نقش جان لاندو، مدیر و همراه همیشگی بروس، حضوری پرقدرت دارد و رابطه‌ای باورپذیر از دوستی و شراکت هنری خلق می‌کند؛ دوستی که گاه به خاکریز دفاعی بین بروس و فشارهای شرکت ضبط موسیقی تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر، استیون گراهام در فلاش‌بک‌ها، شخصیتی چندوجهی از پدر اسپرینگستین می‌سازد: فردی سخت‌گیر و تلخ که با وجود خشونت رفتاری، در سکانس‌های پایانی لایه‌هایی از آسیب‌پذیری‌اش عیان می‌شود.

فیلمبرداری ماسانوبو تایانیاگی در تضاد آگاهانه میان رنگ‌های سرد، خاکستری و فضاهای مه‌آلود دهه ۸۰ با فلاش‌بک‌های سیاه‌وسفید دوران کودکی، موفق عمل می‌کند. بافت تصویری بخش‌بخش، حس ناخوشایند حافظه و مرور خاطرات نیمه‌روشن را القا می‌کند.

طراحی صدا و موسیقی نیز هوشمندانه با مضمون فیلم پیوند خورده است؛ از سکوت‌های طولانی در صحنه‌های تنهایی بروس تا ضبط‌های خام و پر از نویزِ Nebraska که مستقیماً حس دوری از فضای پاپ و استودیویی را منتقل می‌کند.

نقاط قوت

  • بازی درخشان و عمیق جرمی آلن وایت بدون افتادن در دام تقلید صرف
  • تمرکز بر یک برهه مشخص و بحرانی به‌جای رویکرد «از تولد تا مرگ»
  • ترکیب هنرمندانه جنبه‌های روانشناختی، فرایند خلاقه و فضای اجتماعی-اقتصادی
  • فیلمبرداری و طراحی صدا در خدمت لحن و مضمون اثر
  • پرهیز از افراط در نمایش لحظات آشنا و کلیشه‌ای بیوپیک‌های موسیقی

نقاط ضعف

  • برخی خرده‌داستان‌ها (مانند رابطه با شخصیت «فی» با بازی اودسا یانگ) بیشتر کارکرد نمایشی دارند تا روایی عمیق
  • کمبود توسعه شخصیت‌های فرعی مانند اعضای گروه E Street یا مادر بروس
  • بخش‌هایی از درام استودیویی با مدیران ضبط، نسبت به بار احساسی داستان، کم‌رمق جلوه می‌کند

«اسپرینگستین: از ناکجا نجاتم بده» اثری است که به‌جای نمایشِ افسانه‌ای شدن یک موسیقیدان، لحظه‌ای انسانی و شکننده از زندگی او را شکار کرده است. اسکات کوپر با نگاهی آرام و درونگرایانه، نشان می‌دهد چگونه Nebraska نه‌تنها یکی از غیرمنتظره‌ترین و مهم‌ترین آلبوم‌های کارنامه بروس، بلکه پلی برای رهایی شخصی او از دوره‌ای تاریک بود.

این فیلم، مانند خود آلبوم، مخاطبانش را محدود به علاقه‌مندان کنجکاو و پیگیر می‌کند؛ نه برای همه، بلکه برای کسانی که می‌خواهند درک کنند چگونه یک هنرمند، در مواجهه با فشار عظیم بیرونی و درونی، راه خود را پیدا می‌کند و به آن وفادار می‌ماند.

جمع بندی

امتیاز - ۸٫۱

۸٫۱

خوب

«اسپرینگستین: از ناکجا نجاتم بده» پرتره‌ای صادقانه و عاطفی از هنرمندی در بحران است؛ روایتی آرام و تلخ از وفاداری به حقیقت خلاقه در برابر موج سهمگین انتظارات و صنعت.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا