نقد فصل اول «Little House On The Prairie»؛ اقتباسی خوشنیت اما فشرده و کمجان

بیش از ۵۰ سال پس از پخش نسخه کلاسیک شبکه انبیسی (NBC)، نتفلیکس (Netflix) با اقتباس تازهای از «Little House On The Prairie» سراغ رمانهای کودکانه لورا اینگالز وایلدر (Laura Ingalls Wilder) رفته است؛ اما نتیجه بیشتر شبیه نسخهای خلاصهشده و خشک از همان داستان آشناست تا بازآفرینیای که بتواند جای پای مستقلی برای خود بسازد.
نسخه قدیمی «Little House On The Prairie» در طول ۹ فصل و حدود ۲۰۰ قسمت فرصت داشت شخصیتها را آرامآرام بزرگ کند، تغییر دهد و به جامعه کوچک اطرافشان عمق ببخشد. همین گستردگی باعث میشد سریال، با وجود نگاه بیش از حد خوشبینانه و تا حدی پاکسازیشدهاش به زندگی در غرب میانه و دشتهای بزرگ آمریکا در قرن نوزدهم، همچنان تجربهای صبور، وسیع و ماندگار باشد. اما نسخه نتفلیکس تنها در هشت قسمت تلاش میکند بخشهای ابتدایی سفر خانواده اینگالز را روایت کند و همین فشردگی، به آن ضربه میزند.
فصل اول از نظر نیت، قابل احترام است و در لحظاتی که سرعتش را کم میکند، بهخصوص در پرداخت روابط شخصیتها و شکلگیری جامعه دورافتاده اطراف آنها، بهتر عمل میکند. با این حال، اغلب اوقات بیشتر شبیه خلاصهای از وقایع است تا یک درام زنده و نفسدار. مشکل فقط زمان محدود نیست؛ ظاهر سریال هم مثل بسیاری از تولیدات نتفلیکس بیش از حد صاف، صیقلی و بیبافت است و حس غوطهوری در فضای تاریخی را کاهش میدهد. حتی صحنه عبور خطرناک از رودخانه در ابتدای فصل، بهقدری مصنوعی از کار درآمده که شروع سریال را سست میکند.
بازیگران، از جمله لوک بریسی (Luke Bracey) در نقش چارلز اینگالز، کرازبی فیتزجرالد (Crosby Fitzgerald) در نقش کارولاین اینگالز و اسکایواکر هیوز (Skywalker Hughes) و آلیس هالزی (Alice Halsey) در نقش مری و لورا، اجراهایی صمیمی و تلاشمند ارائه میدهند. اما سریال بهندرت به آنها فرصت میدهد واقعا بازی کنند. استفاده زیاد از مونتاژ و موسیقی احساسیِ بیش از حد مستقیم، مدام به مخاطب میگوید چه احساسی باید داشته باشد، بهجای آنکه اجازه دهد احساسات از دل صحنهها شکل بگیرد.
یکی از تلاشهای مهم نسخه جدید، پرداختن به مسئله سکونت خانواده اینگالز در قلمرو قوم اوسیج (Osage Nation) است. سریال صریحا نشان میدهد که این داستان در سرزمینی متعلق به اوسیجها رخ میدهد و مهاجران سفیدپوست در تلاشاند بخشی از این زمین را برای ساخت خانه بخرند؛ پیشنهادی که با موافقت کامل روبهرو نمیشود. این خط روایی از نظر ایده قابل توجه است و یادآور حساسیتهای تاریخی آثاری مانند «Killers Of The Flower Moon» است.
با این حال، سریال در مواجهه با این موضوع جدی چندان شجاع نیست. برخلاف فیلم مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) که از نمایش واقعیتهای تلخ خشونت آمریکایی عقب نمینشست، این نسخه از «Little House On The Prairie» انگار گوشههای تاریکتر موضوع را نرم و بیخطر میکند. لازم نیست سریال به سنگینی یک حماسه تاریخی سهساعته باشد، اما وقتی شخصیتهای اوسیج عمق درونی کافی پیدا نمیکنند و رابطه دو طرف بیش از حد سازگار و آرام جلوه میکند، تلاش سریال برای بازنگری در این داستان تا حدی خنثی میشود.
بهترین قسمت فصل، اپیزودی است که با بارش سنگین برف همراه میشود و اریکا ترمبلی (Erica Tremblay)، سازنده «Fancy Dance»، آن را کارگردانی کرده است. در این قسمت، سریال برای مدتی ریتم بهتری پیدا میکند؛ صحنهها آرامتر، ظریفتر و تاثیرگذارتر میشوند و بازیگران فرصت بیشتری برای نفس کشیدن پیدا میکنند. قرار گرفتن شخصیتها در فضاهای بسته، گفتوگوهای آرام و تأمل درباره گذشته و آینده، همان چیزی است که باقی فصل کمتر به آن دست مییابد.
در بعضی لحظات بعدی نیز، سریال به حالوهوایی ملانکولیکتر و سنجیدهتر نزدیک میشود؛ مثلا وقتی چارلز از خانه بیرون میآید و نور روی چهرهاش میافتد، برای لحظهای حسی نزدیک به «Train Dreams» شکل میگیرد. اما این کیفیت گذراست و فصل هرگز نمیتواند آن را به استاندارد ثابت خود تبدیل کند.
در نهایت، «Little House On The Prairie» نتفلیکس به بدی اقتباس لایو اکشن «Avatar: The Last Airbender» نیست، اما گرفتار بسیاری از همان مشکلات اقتباسهای فشرده میشود: جابهجایی و گسترش برخی عناصر بدون افزودن عمق احساسی واقعی. سریال از رودخانه داستان عبور میکند، اما بهسختی؛ و در مسیر، بخش زیادی از ظرفیت و وعدهای را که میتوانست داشته باشد، از دست میدهد.






سلام
من گذری دیدمش خیلی خیلی ضعیف و چرت بود
یادتون میاد گفتم احتمال زیاد افتضاح میشه اون وقت که خبرشو زدین؟ چون مال نتفیلکسه با تفکرات اونا! تازشم تعداد قسمت محدود مساوی روند کند در مقاطعی از داستان و روند سرعت در جاهای دیگر به همین خاطره شبکههایی مثل ان بی سی مناسبتر بوده و هستن!
اصلا به هیچ وجه از انتخاب بازیگر کارولین خوشم نمیاد اصلا به درد همسری و مادری تو هیچ اثری چهرش بازیش نمیخوره چه برسه بخواد با نسخه قدیمی رقابت کنه! کلا گند زدن!
سلام
اره، جذابیت رو نداشت.
البته نسبت به خیلی آثار دیگه که از بهار تا الان منتشر شده بهتره. ولی نتونسته مخاطبای اصلی رو نگه داره.
اگر ان بی سی هم می ساخت چیزی شبیه همین می شد.
در حال حاضر فعلا بعضی شبکه های کانادایی، محصولات مشترک اروپایی، دستشون برای ساخت این سبک درام ها بازه.
اون از سریال عالی Full House که با Fuller House نابودش کردن اینم از این! یکی نیست بهشون بگه شماها برید همون محتواهای جنجالی و کلیشه شده خودتون بسازید دست به کارهای قدیمی و زیبا نزنید!
هرجا مخاطبی رو زمین باشه، نمی تونن نرن سمتش.
بهترین راهکار برای این سریال این بود که اینو به صورت مشترک با مثلا سی تی وی یا سی دبلیو کانادا یا هالمارک یا ای تی وی می ساختن و بعد حق چخش بین المللی رو نتفلیکس بر میگرفت. اینجوری رگه های اصلی درام باقی می موند.
با این حال سریال هنوز از خیلی آثار دیگه بهتره، به خصوص از یه سری از این درام های اخیر آمازون پرایم که واقعا نه سر نداشتن و نه ته. نمی دونم چقدر درام های دو سه ماه اخیر باقی پلتفرم ها رو دیدید، اما به حدی سطحی هستن که … . هرچند نمیشه خیلی ازش انتقاد کرد، چون در بین فارسی زبان ها طرفداران دو آتشه دارن.
به نظرتون راهکارهای که دادید عملی بود واقعا؟ نتفیلکس حاضر بود با شبکه های کابلی همکاری کنه بعدش حق پخش بخره؟ این غولای استریم میخوان همه چی هم کس را از آن خودشون کنن!
آمازون پرایم؟ هرگز! تا حالا حتی یک عنوان خوب هم ازشون ندیدم!
کلا سال به سال از لحاظ محتوا شاهد سقوط آزاد کیفیت در سریالای شبکه های کابلی و غولای استریم هستیم! هر سال بدتر از بد! گویا این وضعیت ادامه دار خواهد بود و بهتر نخواهد شد.
این همه رمان داستان اتفاق داریم به اسم مشهوریت و یا موضوع داغ گیر دادن به موضوعاتی که دیگر نخ نما شده!
عملی که بله، همین الان خیلی از پروژه ها به این شکل عرضه میشن. اما اینجا چون نتفلیکس انحصار اقتباس جدید رو گرفت ترجیح داد خودش تولید کنه و بعد به شبکه های محلی هم بفروشه. (دقیقا معکوس اون نکته قبلی)
استریم ها معیارهاشون رو واقعا اعلام نمی کنن. یعنی یه سریال ممکنه پربازدید باشه اما تمدید نشه. یا یه سریال واقعا اجرای بدی داشته باشه اما ناگهان اعلام می کنن پر مخاطب بوده.
اصلا این کاتلین فریتزجارلد از کجا گیر آوردن ملاکشون چی بوده؟
نه هیکل مناسب داره نه چهره! صورت و حتی دستانش پر از کَک و مَک هست! اصلا به درد نقش همسر و مادر تو هیچ جایی نمیخوره! قبلش هم بهتون گفته بودم اسامی بازیگرانش گفتید الانم گذری چند سکانس دیدم میتونم با قاطعیت بگم بدترین انتخاب ممکن برای کارولین انجام شده! داستان سریال هم سه چهار سال قبل از نسخه قدیمی شروع میشه چون تو نسخه قدیمی دختر سومشون سه چهار سالشه تو این جدیده اواسط سریال متولد میشه اونم با داستان پردازی، ریتم و البته بازی ضعیف کارولین