دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

نقد و بررسی «نفرین نخستین» (The First Omen)

«نفرین نخستین» (The First Omen) پیش درآمدی بر کلاسیک ترسناک سال ۱۹۷۶ به شمار می‌رود، داستان راهبه‌ی آمریکایی جوانی را روایت می‌کند که در یک یتیم‌خانه‌ی ایتالیایی با شر روبرو می‌شود.

کارگردان: آرشکا استیونسون / کشور: آمریکا / سال: ۲۰۲۴ / مدت زمان: ۱۱۹ دقیقه

«نفرین نخستین» با ردیابی ریشه‌های دیمین شیطانی، پیش درآمدی تاریک و اغلب آزاردهنده بر فیلم «طالع نحس» (۱۹۷۶) به حساب می‌آید. نل تایگر فری، در نقش یک آمریکایی جوان که برای تبدیل شدن به راهبه به ایتالیا نقل مکان می‌کند، اما متوجه می‌شود یتیم‌خانه‌ای که قرار است در آن کار کند پر از رازهای شیطانی است، به شکلی مناسب نقش یک شخصیت وحشت‌زده را ایفا می‌کند. آرشکا استیونسون، فیلمساز تازه‌کار، موفق شده است سطح قابل توجهی از سبک و فضاسازی را خلق کند، اما روند پرالتهاب فیلم هرگز به طور کامل این شک را از بین نمی‌برد که تلاش زیادی برای احیای فرنچایزی صورت گرفته که شاید ارزش این همه دردسر را نداشته باشد.

این فیلم شباهت‌های روایتی آزاردهنده‌ای به فیلم اخیر سیدنی سوینی با عنوان «بی‌گناه» دارد. «نفرین نخستین» در پنجم آوریل در آمریکا و انگلستان اکران شد تا به همان روشی که سال گذشته «جن‌گیر: باورمند» عمل کرد، یک اثر ترسناک کلاسیک را دوباره احیا کند. این ششمین قسمت از این مجموعه است که با برنده‌ی اسکار ۱۹۷۶ آغاز شد، اما اولین فیلم پس از بازسازی ۲۰۰۶ است که آن هم با عنوان «طالع نحس» ساخته شد. علاقه‌مندان به فیلم‌های ترسناک که می‌خواهند مقداری وحشت و حال‌بهم‌زن را تجربه کنند، از این فیلم راضی خواهند بود، اما همین طرفداران ممکن است شباهت‌های روایتی آزاردهنده‌ای به فیلم اخیر سیدنی سوینی با عنوان «بی‌گناه» پیدا کنند.

داستان فیلم در سال ۱۹۷۱ و پنج سال قبل از «طالع نحس» روایت می‌شود. فری در نقش مارگارت، دختری که به تازگی به رم رسیده و با تشویق کشیش راهنمای مهربانش، کاردینال لارنس (با بازی بیل نای)، برای وقف زندگی خود به خدا مشتاق است. مارگارت که خود در یتیم‌خانه بزرگ شده و با مشکلات روحی و روانی و آنطور که خودش می‌گوید «قوه‌ی تخیل بیش فعال» دست‌وپنجه نرم کرده، حالا می‌خواهد به بچه‌های محروم مثل خودش کمک کند. اما او به سرعت متوجه می‌شود که به نظر می‌رسد در این مکان به ظاهر مقدس، چیزی اشتباه است – از جمله این‌که راهبه‌ها بی‌دلیل با کارلیتا (با بازی نیکول سوراچه)، یک دختر ۱۱ ساله مشکل‌دار، بدرفتاری می‌کنند. آیا نقاشی‌های آزاردهنده‌ی کارلیتا سرنخی از آنچه در واقع در جریان است به دست می‌دهند؟

آرکاشا استیونسون، کارگردان تلویزیونی با سابقه‌ی کارگردانی در سریال‌های «کانال صفر» و «لژیون»، در این فیلم تلاش می‌کند تا صحنه های ظریف و هراس‌آور فیلم‌های ترسناک دهه‌ی ۱۹۷۰ مانند «طالع نحس» و پیشروِ آن، «جن‌گیر» را که موفقیت باورنکردنی‌اش موجی از فیلم‌های ترسناک با مضامین مذهبی را به راه انداخت، احیا کند.

آرون مورتون، مدیر فیلمبرداری، و ایو استوارت، طراح صحنه، اطمینان حاصل کرده‌اند که تصاویر حداکثر تاریکی را القا کنند، در حالی که آهنگساز، مارک کورون، موسیقی متن پر از سازهای زهی لرزان و ارکسترهای کرال آکنده از اندوه ساخته است – گویی ربوده شدن قریب‌الوقوع است.

آشنایان با «طالع نحس» می‌توانند هدف نهایی «نفرین نخستین» را حدس بزنند، که نشان دادن چگونگی به دنیا آمدن دیمین، پسر به ظاهر آرام و شرور (با بازی هاروی اسپنسر استفنس در فیلم اصلی) است. در نتیجه، این پیش درآمد شامل دو معمای همزمان است: اینکه دقیقاً چه اتفاقی در این یتیم‌خانه در جریان است، و این موضوع چه ارتباطی با ضد مسیح آینده دارد؟

باید به نفع استیونسون گفت که او «نفرین نخستین» را با ارجاعات فراوان به فیلم ۱۹۷۶ پر نکرده است و بیشتر سعی در خلق یک داستان مستقل درباره‌ی روحی درگیر دارد که با تهدید به زندگی‌اش، استحکام درونی‌اش را پیدا می‌کند.

فری تا حد زیادی موفق می‌شود نواقص فیلم را بپوشاند. مارگارت که در ابتدا کم‌رو و محتاط است، زمانی که متوجه می‌شود کارلیتا به محافظت نیاز دارد، شکوفه می‌کند و با دختر در مورد تنهایی و آسیب‌های روحی مشترک‌شان پیوند برقرار می‌کند. «نفرین نخستین» به داستانی از قدرت‌یابی زنان تبدیل می‌شود، در حالی که کاردینال لارنس و کلیسا نماد کاتولیکی ارتجاعی و مردسالار هستند و قساوت فزاینده‌ی فری چشمگیر است. با رسیدن مارگارت به سرنوشت خود در پایانی اغراق‌آمیز، بازیگر زن با تئاتریکالیته‌ی افراطی فیلم همخوانی پیدا می‌کند و اجرایی با شدت تقریباً حیوانی ارائه می‌دهد.

متاسفانه، فداکاری فری تنها بر فرمول‌وار بودن این ریبوت (بازراه‌اندازی) فرنچایز تأکید می‌کند. سونیا براگا در نقش خواهر سیلویای جدی و احتمالاً شرور، با خیره شدن مداوم به مارگارت، بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد و بخش زیادی از «نفرین نخستین» نیز به طور مشابه روی کلیشه‌های نخ‌نماشده‌ی فیلم‌های ترسناک تکیه می‌کند. (رالف اینسون نقش کشیش اخراج‌شده‌ی خسته‌دل را بازی می‌کند که با مارگارت دوست می‌شود.) به ویژه با توجه به شباهت زیاد این فیلم با «بی‌گناه» که آن هم درباره‌ی یک آمریکایی ساده‌لوح و مذهبی است که با سفر به ایتالیا برای گذراندن وقت با راهبه‌ها، گرفتار اتفاقاتی فراتر از انتظار می‌شود، وحشت‌های «نفرین نخستین» بی‌رحمانه اما در عین حال سطحی به نظر می‌رسند.

حقیقت این است که فیلمی که بیشترین الهام را به این پیش درآمد داده، نه «طالع نحس» بلکه یک اثر کلاسیک ترسناک دیگر است – فاش کردن نام آن، لطف چند پیچش داستانی را از بین می‌برد. اما باید گفت که داستان مارگارت، که قرار است سرشار از تراژدی باشد، در نهایت به پاورقی‌ای تبدیل می‌شود که صرفاً زمینه‌ساز وقایع «طالع نحس» است. با وجود اینکه برخی از وحشت‌های «نفرین نخستین» آزاردهنده هستند، به سرعت فراموش می‌شوند تا به سوالاتی درباره‌ی دیمین پاسخ دهند (و در عین حال راه را برای دنباله‌های بعدی باز بگذارند) که بازی درگیرکننده‌ی فری را تضعیف می‌کنند. فراموش کنید شیطان را: در نهایت، این فیلم وسوسه‌ی تسلیم شدن در برابر شاهزاده‌ی تاریکی خودش را دارد؛ عطش سیری‌ناپذیر هالیوود برای مالکیت معنوی پربار.

کمپانی تولید: فیلم‌های فانتوم فور
توزیع جهانی: استودیوهای والت دیزنی
تهیه‌کنندگان: دیوید اس. گویر، کیت لوین
فیلمنامه: تیم اسمیت و آرکاشا استیونسون و کیت توماس، بر اساس داستانی از بن جاکوبی و شخصیت‌های خلق‌شده توسط دیوید سلتزر
مدیر فیلمبرداری: آرون مورتون
طراح صحنه: ایو استوارت
تدوین: باب موراوسکی، امی ای. دادلستون
موسیقی: مارک کورون
بازیگران اصلی: نل تایگر فری، رالف اینسون، سونی


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا