پایان فصل اول «Brothers»؛ شکست انتخاباتی متیو و آغاز سفر دو برادر

فصل اول «Brothers» با یک پیروزی تمام نمیشود، اما شخصیتهایش را هم دستخالی بدرقه نمیکند. متیو مککانهی در رقابت فرمانداری تگزاس شکست میخورد، تصویرش از پدرش تغییر میکند و دوستی پرآشوبش با وودی هارلسون معنایی تازه پیدا میکند. قسمت هشتم، «On the Road Again… Again»، شلوغی خانه و دردسرهای انتخاباتی را به پایانی گرمتر میرساند؛ پایانی که بهجای حل کردن تمام پرسشها، نشان میدهد این دو مرد بالاخره آمادهاند با بعضی از آنها روبهرو شوند. ادامه مطلب، داستان و پایان فصل را فاش میکند.
کمدی اپل تیوی (Apple TV) از شایعهای واقعی درباره احتمال نسبت خانوادگی مککانهی و هارلسون، داستانی خیالی ساخته است. آنها نسخههایی اغراقشده از خودشان را بازی میکنند و ماجرا با بههمخوردن عروسی اولیو، دختر وودی، و نقلمکان خانواده او به مزرعه متیو در نزدیکی آستین آغاز میشود. اقامتی که قرار بوده کوتاه باشد، با افشاگری ناخواسته ما مک درباره احتمال برادر بودن دو دوست، به بحرانی خانوادگی تبدیل میشود. تصمیم متیو برای نامزدی فرمانداری تگزاس هم به این آشفتگی ابعادی عمومی میدهد.
فینال درست از پیامدهای قسمت قبل، «The Interview»، شروع میشود. نتیجه آزمایش دیانای علنی شده، متیو مقابل دوربین به وودی مشت زده و سپس ناپدید شده است. فیلم درگیری همهجا دستبهدست میشود، اما خانواده هنوز نمیداند متیو کجاست. والنتینا، همسر او با بازی ناتالی مارتینز، نگران است و وایات دنبال خبری از پدرش میگردد. در این میان، ما مک با بازی هالند تیلور، به پختن چیلی مشغول است؛ آرامشی که ابتدا عجیب به نظر میرسد، اما بعد روشن میشود از شناخت دقیق پسرش میآید.
وودی هنوز معتقد است ترتیب دادن آزمایش کار درستی بوده، هرچند زمان و شیوه افشای نتیجه فاجعهبار از آب درآمده است. او پس از مشت خوردن تصمیم میگیرد خانوادهاش را سوار خودروی کاروان کند و برود. اولیو هم نمیخواهد با جیمی روبهرو شود و کای از شوخیهایی که درباره نسبت خانوادگی او و وایات مطرح میشود، خسته است. خروج از شهر برای همه راهی آسانتر از ماندن و گفتوگو به نظر میرسد.
جوی، همسر وودی با بازی بریتنی ایشیباشی، این بار همراهی نمیکند. او به خانواده یادآوری میکند که نمیتوانند هربار با رسیدن به یک مشکل، جاده را انتخاب کنند و از آن فاصله بگیرند. اعتراضش وودی را وادار میکند برگردد. این تصمیم کوچک، مسیر فینال را مشخص میکند: پیش از سفر بعدی، شخصیتها باید بخشی از مسائل همین خانه را حل کنند.
بازگشت خانواده فرصت ترمیم رابطههای جوانتر را هم فراهم میکند. اولیو و جیمی دوباره به هم نزدیک میشوند، هرچند این آشتی به معنای برطرف شدن تمام مشکلاتشان نیست. کای و وایات نیز نگرانی درباره نسبت خونی را کنار میگذارند؛ کای فرزندخوانده است و برادر بودن پدرانشان، آنها را به خویشاوند خونی تبدیل نمیکند. این خردهداستانها سریع جمع میشوند، اما با حالوهوای قسمت هماهنگاند: فینال بیش از آنکه دنبال بحران تازه باشد، به شخصیتها فرصت بازگشت به یکدیگر میدهد.
مرکز عاطفی قسمت، بااینحال، نه در مزرعه است و نه در گردهمایی انتخاباتی. متیو به خانه دوران کودکی و خانهدرختیای پناه برده که زمانی با بیگ مک ساخته بود. ما مک میداند او را کجا پیدا کند و با یک کاسه چیلی سراغش میرود. این موقعیت ساده، فضای مناسبی برای گفتوگویی فراهم میکند که هیاهوی افشای دیانای تا آن لحظه مجالش را نداده بود.
پرسش مهم متیو این است که آیا بیگ مک حقیقت را میدانست. پاسخ مادرش مثبت است: بیگ مک پس از فهمیدن اینکه پدر زیستی متیو نیست، ابتدا خانه را ترک کرد، اما بعد برگشت و ماند. او آگاهانه تصمیم گرفت متیو را بزرگ کند. این توضیح، جایگاه بیگ مک را در زندگی پسرش از بین نمیبرد؛ برعکس، به آن وزن بیشتری میدهد.
متیو در طول فصل از ادامه دادن راه بیگ مک و بهسرانجامرساندن کاری حرف زده بود که او نیمهتمام گذاشت. حالا درمییابد بخش مهمی از میراث پدرش نه به خون، بلکه به انتخاب و مسئولیتپذیری مربوط بوده است. صحنه خانهدرختی به همین دلیل از خود نتیجه آزمایش اثرگذارتر است: حقیقت تازه، گذشته متیو را پاک نمیکند، بلکه فهم او از آن گذشته را تغییر میدهد.
در گردهمایی انتخاباتی، وودی مشغول وقت خریدن است تا متیو برسد. حرفهایش به عذرخواهی نزدیک میشود؛ او از علاقهاش به بهترین دوست خود و تلاشهایی برای محافظت از او میگوید که همیشه درست نبودهاند. با رسیدن متیو و ما مک، دو دوست و حالا دو برادر یکدیگر را در آغوش میگیرند. برای لحظاتی، به نظر میرسد هم رابطه نجات پیدا کرده و هم کارزار انتخاباتی هنوز شانسی دارد.
ورود برادران تراویس، با بازی بری کوربین و جف کوبر، این آرامش کوتاه را به هم میزند. آنها که در پی وصول طلب مرتبط با کلایو هستند، با شنیدن خبر نسبت خونی متیو و وودی، متیو را فرصت تازهای برای گرفتن پول میبینند. وقتی سراغ وودی میروند، متیو از صحنه پایین میپرد تا مداخله کند. دوربینها دوباره لحظهای نامناسب را ثبت میکنند و نامزدی که پیشتر با فیلم مشت زدنش خبرساز شده بود، درگیر جنجالی دیگر میشود.
پرش ششماهه به شب انتخابات، نتیجه این مسیر را روشن میکند. متیو با حدود ده درصد آرا در جایگاه سوم است و امید واقعبینانهای به جبران فاصله ندارد. او پیش از پایان شمارش، شکست را میپذیرد. سریال نیز سراغ پیروزی معجزهآسا نمیرود؛ تصمیمی که به پایان اعتبار بیشتری میدهد، چون پیامد رفتارهای عمومی متیو را نادیده نمیگیرد.
والنتینا در این بخش نقش مهمی دارد. گوئن، مدیر کارزار با بازی لیزا گیلروی، باز هم متیو و وودی را سرزنش میکند، اما وال این بار مقابلش میایستد و او را کنار میزند. قرار نیست شکست بهانهای برای تحقیر بیشتر شود. متیو نمیتواند نتیجه انتخابات را عوض کند، ولی میتواند آن را با آرامش و وقار بپذیرد.
پس از رفتن خانواده، وودی پیشنهاد میدهد به زندانی در کلرادو بروند و با کلایو، پدر زیستی مشترکشان، دیدار کنند. متیو موافقت میکند و فصل با حضور آنها در خودرو، در مسیر این ملاقات، به پایان میرسد. تفاوت سفر آخر با خروج ابتدای قسمت روشن است: این بار برای فرار از مسئله راه نمیافتند؛ میروند تا با سرچشمه آن روبهرو شوند.
در جهان داستان، آزمایش تایید کرده که متیو و وودی برادر ناتنیاند و فینال این نتیجه را پس نمیگیرد. این موضوع را باید از زندگی واقعی بازیگران جدا کرد؛ احتمال وجود فرزندان دیگر کلایو نیز فقط در گفتوگوی پایانی سریال مطرح میشود.
فصل دوم «Brothers» اعلام نشده و اپل تیوی نیز خبر تمدید یا لغو سریال را منتشر نکرده است. سفر کلرادو مسیر روشنی برای ادامه باقی میگذارد، اما پایان فعلی بدون آن هم معنای خود را دارد. نقطه قوت فینال، همراهی خوشریتم مککانهی و هارلسون و فرصتی است که در میان شوخیها به رابطههای خانوادگی میدهد؛ هرچند بعضی آشتیهای فرعی با شتاب پیش میروند. متیو فرمانداری را به دست نمیآورد، اما درمییابد شناختن پدر زیستی قرار نیست پدری را که بزرگش کرده از او بگیرد. او در پایان، هم میراث بیگ مک را نگه میدارد و هم برادری پیدا میکند که آماده است سفر بعدی را کنارش آغاز کند.





