پایان قسمت دوم فصل چهارم «Tulsa King»؛ سوگ دوایت و تهدیدهایی که به امپراتوری او نزدیک میشوند

قسمت دوم فصل چهارم «Tulsa King»، ساخته تیلور شریدان، با عنوان «Blind Rooster» دوایت منفردی را درگیر سوگ مارگارت دورو میکند؛ آن هم در شرایطی که کسبوکار، افراد گروه و امپراتوریاش با تهدیدهای تازهای روبهرو شدهاند. سقوط هواپیمای حامل مارگارت و فرماندار کال ترشر در قسمت نخست همچنان پرسشهای بیپاسخی دارد و حالا اقدامات آماندا کلارک علیه فعالیت دوایت در حوزه مشروبات الکلی، فشار را بر او بیشتر کرده است.
هشدار: ادامه این مطلب حاوی اسپویلهای مهم قسمت دوم فصل چهارم «Tulsa King» است.
قسمت نخست با خبر سقوط هواپیمای خصوصی مارگارت و کال بر فراز اقیانوس آرام به پایان رسید. قسمت دوم بهجای نمایش دوباره حادثه، سراغ پیامدهای آن میرود. دوایت، با بازی سیلوستر استالونه، دنبال پاسخ است، اما اطلاعات موجود تصویر روشنی از آنچه رخ داده ارائه نمیدهد.
در دیدار با موسو، دوایت متوجه میشود هیچ پیام اضطراری از هواپیما ارسال نشده و محدوده جستوجو بسیار وسیع است. مارگارت و کال مرده فرض میشوند، اما ابهام درباره سرنوشت پرواز همچنان باقی است. دوایت هم بهجای روبهروشدن با اندوهش، خودش را در کار غرق میکند؛ واکنشی که برای مردی عادتکرده به کنترل اوضاع، چندان دور از انتظار نیست.
در همین فاصله، آماندا کلارک، با بازی گرچن مول، جای کال را در مقام فرماندار میگیرد و خیلی زود مجوز فعالیت دوایت در حوزه مشروبات الکلی را هدف قرار میدهد. او دوایت را متهم میکند که از ارتباطات سیاسیاش سود برده است. آماندا همچنین با بردلی ون هیوزن، میلیاردر حوزه فناوری با بازی فلولا بورگ، دیدار میکند؛ کسی که بهدنبال توسعه مراکز داده هوش مصنوعی در اکلاهماست.
ون هیوزن انتظار دارد طرحهایش حمایت شوند و زمینها و منافع تجاری دوایت میتوانند برای این جاهطلبیها دردسرساز باشند. بااینحال، این قسمت هیچ مدرکی ارائه نمیدهد که آماندا یا ون هیوزن را مسئول سقوط هواپیما بداند. همزمانی این تهدیدها با حادثه، هنوز به معنای وجود ارتباط میان آنها نیست.
مزرعه مارگارت نیز با مشکلی عملی روبهرو میشود: یکی از محمولهها بهدلیل در دسترس نبودن مدارک لازم در رایانه او متوقف شده است. بودی اسناد موردنیاز را بازیابی میکند و کار دوباره به جریان میافتد. دوایت که مزرعه را به ارث برده، به اسپنسر پیشنهاد میدهد اداره آن را بر عهده بگیرد. اسپنسر پس از تصمیم به کنارکشیدن از تجارت مواد مخدر تایسون، حالا فرصتی دارد تا مسیر متفاوتی برای زندگیاش انتخاب کند.
اما مهمترین کمک بودی به دوایت، حل مشکل مدارک نیست. او در گفتوگویی شخصی فاش میکند که همسر و دخترش را در تصادف رانندگی از دست داده و سرکوب اندوه، او را به آدمی خشمگین تبدیل کرده است. این اعتراف صادقانه به دوایت کمک میکند بفهمد مشغولکردن مداوم خودش، فقدان مارگارت را از بین نمیبرد.
در کنار این فشار عاطفی، حضور وینس نیز اوضاع را پیچیدهتر میکند. کوایت ری او را به تولسا میفرستد تا مراقب سرمایهگذاریاش باشد؛ تصمیمی که خوشایند دوایت نیست. همکاری پرتنش آنها، در شرایطی که گروههای تبهکار دیگر هم برای نفوذ رقابت میکنند، دردسر تازهای به مجموعه مشکلات او اضافه میکند.
از سوی دیگر، بودی به شراب گرانقیمتی که لئوناردو تیمپونه تامین کرده مشکوک میشود. دوایت، بودی و بیگفوت با صاحب رستوران روبهرو میشوند و درمییابند او شراب ارزان را بهجای محصول ممتاز فروخته است. حتی هویت ایتالیاییاش هم ساختگی است و نام واقعیاش لنی است. دوایت، بهجای اینکه صرفا به این کلاهبرداری پایان دهد، فرصتی میبیند تا ماجرا را به نفع خودش بچرخاند.

اشتباه تایسون، اما بسیار خطرناکتر است. پس از کنارکشیدن اسپنسر، او تلاش میکند قرصهای اکستازی دزدیدهشده را بفروشد. چند زن بعد از مصرف قرصها از حال میروند و تایسون از کلوب فرار میکند. تصاویر دوربینهای امنیتی بعدا در پوشش خبری باعث شناسایی او میشوند و پای تحقیقات را به ماجرا باز میکنند. فروشندگانی که موادشان را دزدیده نیز ممکن است بتوانند رد قرصها را تا او دنبال کنند.
این دقیقا همان توجه ناخواستهای است که دوایت هنگام ساختن کسبوکاری قانونی سعی دارد از آن دور بماند. حتی اگر او هیچ نقشی در قرصهای آلوده نداشته باشد، تصمیمهای نسنجیده یکی از نزدیکانش میتواند کل مجموعه را به خطر بیندازد.
در صحنه پایانی، دوایت سرانجام از پناهبردن به کار فاصله میگیرد. او تنها به کلیسا میرود و به آخرین پیام صوتی مارگارت گوش میدهد؛ لحظهای آرام که در آن به خودش اجازه میدهد با فقدان او روبهرو شود.
اهمیت این صحنه در تفاوتش با واکنش همیشگی دوایت است. او معمولا کنترل را به دست میگیرد، با دشمنان روبهرو میشود و راهحلی عملی پیدا میکند. اما این بار نه هدف مشخصی برای مقابله دارد و نه اقدامی که بتواند اتفاق رخداده را جبران کند. برای یک بار هم که شده، باید اندوه را تحمل کند، نه اینکه با قدرت بر آن غلبه کند.
اعتراف قبلی بودی، زمینه این تغییر را فراهم کرده است. گوشدادن دوایت به پیام مارگارت نشانهای از آغاز پذیرش فقدان اوست، هرچند فشارهای بیرونی لحظهای متوقف نمیشوند. علت سقوط همچنان نامشخص است و قسمت دوم ارتباطی قطعی میان مرگ احتمالی مارگارت و کال و حمله به منافع تجاری دوایت برقرار نمیکند.
فعلا او باید هم با سوگ شخصیاش کنار بیاید، هم از افرادش محافظت کند و هم تصمیم بگیرد برای حفظ امپراتوری خود تا کجا پیش خواهد رفت. آیا دوایت پیش از آنکه کسبوکارش زیر ضربههای تازه قرار بگیرد، حقیقت سقوط هواپیما را کشف خواهد کرد؟





