برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سینما جهان

تحسین دنی ویلنوو از «Digger»؛ کمدی آخرالزمانی تام کروز که منتقدان را دو دسته کرد

کارگردان «Dune» در گفت‌وگو با آلخاندرو گونسالس اینیاریتو، فیلم تازه او را اثری مهم و جسورانه خواند و مواجهه‌اش با بحران اقلیمی را با «Dr. Strangelove» مقایسه کرد.

«Digger» شاید منتقدان را به توافق نرسانده باشد، اما یک حامی سرسخت در میان فیلم‌سازان پیدا کرده است: دنی ویلنوو. کارگردان «Arrival» و «Dune: Part Two» پس از تماشای کمدی سیاه آخرالزمانی آلخاندرو گونسالس اینیاریتو با بازی تام کروز، آن را «کمدی خشمگین» و آینه‌ای مهم در برابر جهان امروز توصیف کرد؛ فیلمی که مسیر ساختش برای خود اینیاریتو هم بارها به تردید و بن‌بست رسیده بود.

این گفت‌وگو در جلسه نمایش و پرسش‌وپاسخ انجمن کارگردانان آمریکا برگزار شد و سپس در پادکست «The Director’s Cut» انتشار یافت. ویلنوو در آغاز با لحنی صمیمی به همکار مکزیکی خود گفت: «عجب سفر پرتب‌وتابی بود، رفیق. فیلم کمدی است، اما یک کمدی خشمگین؛ آینه خیلی مهمی است و فیلم خیلی مهمی.»

«Digger» داستان یک غول نفتی با ثروتی نجومی را روایت می‌کند که عملیات حفاری‌اش بحرانی زیست‌محیطی با پیامدهای بالقوه فاجعه‌بار به راه می‌اندازد. ویلنوو شیوه پرداختن فیلم به تغییرات اقلیمی را با مواجهه استنلی کوبریک با تهدید جنگ هسته‌ای در «Dr. Strangelove» مقایسه کرد؛ مقایسه‌ای درباره استفاده از طنز سیاه برای نزدیک شدن به هراسی جمعی، نه لزوماً یکسان دانستن دو اثر.

بخش مهمی از تحسین او، فراتر از همین فیلم، متوجه رویکرد اینیاریتو به سینما بود. از برداشت‌های ظاهراً پیوسته «Birdman» تا دشواری‌های جسمانی «The Revenant» و خودکاوی سوررئال «Bardo»، این فیلم‌ساز کمتر به تکرار یک فرمول مطمئن رضایت داده است. ویلنوو همین ویژگی را پیش کشید: «فیلم به فیلم مرزها را جلوتر می‌بری. احساس می‌کنم همیشه خودت را از نظر هنری در موقعیت خطرناکی قرار می‌دهی.» او سپس پرسید آیا این خطرپذیری انتخابی آگاهانه است؟

پاسخ اینیاریتو این بود که دشواری را از پیش طراحی نمی‌کند: «هیچ‌وقت برای آن چالش برنامه نریخته بودم.» به گفته او، خود ایده و روند شکل‌گیری اثر گاهی فیلم‌ساز را به جایی می‌برد که انتظارش را نداشته است.

این اتفاق برای «Digger» ابعادی ویژه پیدا کرد. ایده اولیه هنگام پایان کار «The Revenant» شکل گرفت و در طول نه سال پرورش یافت؛ مدتی که در آن رخدادهای روز مرتب به طنز اغراق‌آمیز فیلم نزدیک می‌شدند و حتی از آن جلو می‌زدند. اینیاریتو این وضعیت را چنین توصیف کرد: «ما تخیل را جلو می‌بردیم، اما واقعیت داشت تعقیبمان می‌کرد.»

پروژه دو بار در مرحله پیش‌تولید متوقف شد و او ناچار شد آن را موقتاً کنار بگذارد و سراغ ساخت «Bardo» برود. راه خروج از بن‌بست، سرانجام تغییر زبان بصری فیلم بود. اینیاریتو ابتدا می‌خواست صحنه‌های عظیم فاجعه را با لوکیشن‌های واقع‌گرایانه و فیلم‌برداری پیچیده در مخازن آب اجرا کند، اما به‌تدریج به رویکردی کاملاً متفاوت رسید: استفاده از تئاتر، ماکت‌های دست‌ساز و تمهیداتی که قرار نبود همیشه ساختگی بودن خود را پنهان کنند.

همچنین بخوانید...
بن افلک از «Digger» دفاع کرد: مجازات فیلم‌های جسور، سینمای تکراری می‌سازد

این انتخاب به فیلم امکان می‌داد میان جهان طنزآمیزش و واقعیتی که بازتاب می‌داد فاصله ایجاد کند. برای ویلنوو، همین چارچوب نمایشی یکی از نقاط قوت اثر بود؛ راهی برای ساختن زبانی بصری متمایز که شکوه سینمایی را با صحنه‌پردازی آشکارا مصنوعی ترکیب می‌کند.

او همچنین از روایت‌های متغیر فیلم و بازی آن با انتظار تماشاگر استقبال کرد: «فیلم درباره این هم هست؛ قدرت قصه‌گویی.» از نگاه ویلنوو، اینیاریتو مخاطب را وارد یک روایت می‌کند و بعد برداشت او از آنچه می‌بیند به هم می‌ریزد. ماکت‌ها و جلوه‌های عملی نیز چنان برایش قانع‌کننده بودند که به گفته خودش، چند نما در نگاه اول فریبش دادند: «کاملاً جواب می‌دهد. واقعاً کار چشمگیری است.»

اما یافتن تعادل میان این سبک‌ها، به‌ویژه در بازی بازیگران، آسان نبود. اینیاریتو با گروهی شامل تام کروز، ریز احمد، ساندرا هولر، جسی پلمونس و جان گودمن حدود دو ماه تمرین کرد تا به لحنی برسد که هم اغراق نمایشی داشته باشد و هم رفتار انسانی در آن باورپذیر بماند.

گاهی نتیجه آن‌قدر نامطمئن به نظر می‌رسید که خود کارگردان هم به کل تجربه شک می‌کرد. او از روزهایی گفت که صحنه‌های بسیار خنده‌دار در محل فیلم‌برداری، هنگام تماشای راش‌ها بی‌اثر به نظر می‌رسیدند: «به خانه رسیدم و گفتم: دارم چه کار می‌کنم؟ این بدترین فیلم دنیاست.»

واکنش ویلنوو به نسخه نهایی درست در نقطه مقابل این اضطراب قرار داشت. او بارها طراحی صحنه پرجزئیات، جلوه‌های عملی و بازی کروز را ستود؛ بازیگری که به گفته اینیاریتو، دقت کلامی و بدنی‌اش او را غافلگیر کرده بود. ویلنوو در پایان گفت: «به نظرم یک موفقیت تمام‌عیار است» و موسیقی فیلم را هم «فوق‌العاده، برای فیلمی فوق‌العاده» خواند.

«Digger» با پخش برادران وارنر روی پرده است و ویلنوو نیز خود را برای تکمیل سه‌گانه علمی‌تخیلی‌اش با «Dune: Part Three» آماده می‌کند؛ فیلمی که اکرانش برای ۱۸ دسامبر برنامه‌ریزی شده است. تحسین او به‌تنهایی نشانه اجماع منتقدان یا رأی‌دهندگان اسکار نیست، اما نشان می‌دهد تجربه بحث‌برانگیز اینیاریتو چگونه می‌تواند برای یک فیلم‌ساز بلندپرواز دیگر الهام‌بخش باشد. در این نگاه، ارزش خطر کردن فقط در بی‌نقص بودن نتیجه نیست؛ در نپذیرفتن آسودگیِ تکرار هم هست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا