۱۹ حقیقت جالب درباره انقلاب فرانسه

انقلاب فرانسه دورانی در فرانسه بود که مردم با برکنار کردن سلطنت، کنترل دولت را به دست گرفتند. این انقلاب که ۱۰ سال از ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ به طول انجامید، در ۱۴ جولای آغاز شد، زمانی که انقلابیون به زندان باستیل یورش بردند – که اکنون روز باستیل جشن گرفته میشود (پایه و اساس جشن فرانسوی مشابه با ۴ جولای آمریکا!)
دلایل زیادی برای وقوع این انقلاب وجود داشت. طبقه بورژوازی – بازرگانان، تولیدکنندگان، متخصصان – قدرت مالی به دست آورده بودند اما قدرت سیاسی نداشتند. کسانی که از نظر اجتماعی پایینتر از آنها بودند حقوق بسیار کمی داشتند و اکثر آنها نیز بسیار فقیر بودند. هنگامی که پادشاه قصد افزایش مالیات بر فقرا و گسترش آن به طبقاتی را داشت که قبلاً از آن معاف بودند، آن زمان بود که انقلاب اجتناب ناپذیر شد.
عوامل بسیار دیگری نیز در یکی از برجستهترین دوران تاریخ وجود دارد، اما من شما را با حقایق خستهکننده خسته نمیکنم.
اگر کنجکاو هستید و میخواهید بیشتر در مورد تاریخ فرانسه و رویدادهایی که بر یکی از مهمترین دورههای تاریخ تأثیر گذاشته است بدانید، شاید بخواهید حقایق جالبی نیز در کنار آن داشته باشید! در ادامه با فرامدیا همراه باشید تا با ۱۹ حقیقت جالب ما در مورد انقلاب فرانسه آشنا شوید.
۱. با گیوتین آشنا شدیم، دستگاهی که سرِ بیش از ۱۸ هزار نفر را جدا کرد!

انقلاب و دوران وحشتِ پس از آن، به رهبری ماکسیمیلیان روبسپیر، یکی از شناختهشدهترین و تاثیرگذارترین شخصیتهای انقلاب فرانسه، باعث هزاران تلفات شد: در مجموع بیش از ۱۸ هزار نفر سر بریده شدند، اگرچه برخی از مورخان تعداد کشتهشدگان را تا ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند. جالب اینجاست که خود روبسپیر نیز در ۲۸ جولای ۱۷۹۴ با گیوتین اعدام شد.
لویی شانزدهم نیز به طور مستقیم “بهبود” گیوتینی را که در آن سهیم بود تجربه کرد. در واقع، گفته می شود که او کسی بود که پیشنهاد کرد تیغه مثلثی شکل ممکن است گیوتین را کارآمدتر کند.
اما شاید فکر می کردید که وحشت گیوتین با انقلاب به پایان رسیده است: چنین نشد. مجرمینی که به اعدام محکوم می شدند تا زمان لغو مجازات اعدام در سال ۱۹۸۱ همچنان می توانستند با گیوتین اعدام شوند، هرچند آخرین اعدام در سال ۱۹۷۷ اتفاق افتاد.
۲. لویی شانزدهم و خانوادهاش به خاطر چهرهی او که روی سکهها بود، در فرار ناموفق بودند

این یک حقیقت کمتر شناختهشده است. زمانی که اوضاع در فرانسه واقعاً به هم ریخت، لویی شانزدهم، ماری آنتوانت و خانوادهاش به خاطر ترس برای جانشان، سعی کردند از کشور فرار کنند.
اما آنها درست در مرز دستگیر شدند. برای مردمی که در ورسای زندگی نمیکردند، تشخیص چهرهی اعضای خاندان سلطنتی دشوار بود. تصویری یا نقاشیای در دسترس طبقهی کارگر وجود نداشت. اما با این حال، هنوز یک “ارتباط” مستقیم بین مردم فرانسه و پادشاه وجود داشت: سکهها!
عجیب به نظر میرسد که این فرار با دقت برنامهریزیشده به خاطر سکهها با شکست مواجه شد، اما حقیقت دارد! یکی از نکات جالب دربارهی انقلاب فرانسه این است که لویی شانزدهم به خاطر آن قطعههای کوچک طلا شناخته شد. سپس آنها را به پاریس بازگرداندند و به اعدام محکوم کردند… اما آیا میدانستید که لویی شانزدهم به اندازهی یک قدمی فرار از حکم اعدام پیش رفته بود؟
۳. پسرعموی لویی شانزدهم به اعدام او رأی داد!

سرنوشت پادشاه در پارلمان به رأی گذاشته شد. سیصد و شصت و یک نفر به اعدام رأی دادند و دویست و هشتاد و هشت نفر مخالف آن بودند. اما بعداً مشخص شد که بسیاری از اعضای پارلمان جرئت مخالفت با اکثریت را نداشتند.
یکی دیگر از نکات جالب دربارهی انقلاب فرانسه این است که پسرعموی لویی شانزدهم به اعدام او رأی داد! پادشاه در میدان کنکورد اعدام شد، جایی که قبلاً میدان انقلاب نامیده میشد. این شخص که فیلیپ دو اورلئان نامیده میشد اما بیشتر با لقب فیلیپِ برابری شناخته میشد، نسبت به بقیهی اعضای خانوادهاش آزاداندیشتر بود. با این حال، او نیز در نهایت سر بریده شد. با این حال، این حرکت غیرمنتظرهی او در نظر انقلابیون ارزش داشت، زیرا پس از انقلاب ۱۸۳۰، پسر فیلیپِ برابری به عنوان پادشاه تاجگذاری کرد، به عنوان نشانهای از تجدید سلطنت.
۴. باستیل با دست تخریب شد، چون مواد منفجره نداشتند!

رویدادی که به طور معمول به عنوان نشانهی آغاز انقلاب فرانسه شناخته میشود، حمله به زندان باستیل است. اما نکتهی جالب در این مورد این است که در آن روز تنها هفت زندانی در زندان حضور داشتند! یکی از آنها مارکی دو سادِ بدنام بود که نام او ریشه کلمهی سادیسم است.
و نکتهی جالب دیگر دربارهی انقلاب فرانسه و باستیل این است که این ساختمان با دست توسط انقلابیون تخریب شد، زیرا اکثر آنها کشاورز بودند و به مواد منفجره یا سلاحهای تخریبکنندهتری دسترسی نداشتند. در واقع، مهاجمان بیشتر به انبار اسلحه و باروت نگهداریشده در دیوارهای زندان علاقهمند بودند تا خود زندانیان.
۵. ماری آنتوانت آخرین کلماتِ عجیب و غریبی بر زبان آورد…

ماری آنتوانت در طول زندگیاش مورد نفرت بود، اما امروزه او بیشتر از هر ملکهی فرانسوی دیگری محبوب و مشهور است. به همین دلیل است که برخی از مورخان سعی کردهاند تا وجههی او را ترمیم کنند: برای مثال، اعتقاد بر این بود که او زمانی که پاریسیها برای درخواست نان به ورسای آمدند، گفته بود: «اگر نان ندارند، بگذار کیک بخورند». اما به احتمال زیاد، او هرگز این را نگفته است و شایعات آن زمان باعث تحریف شخصیت واقعی او شده است.
در حقیقت، آخرین حرفهایی که گفته میشود او زده است: «ببخشید»، به خاطر اینکه روی پای جلاد پا گذاشته بود، است… چقدر غمانگیز! نکتهی جالب دیگر دربارهی انقلاب فرانسه و دربارهی مشهورترین ملکهی فرانسه این است که گویا ماری آنتوانت کیسهای پر از سکهی طلا به جلاد داده است تا مطمئن شود تیغه تیز است و مرگ او تمیز و سریع خواهد بود. او هم مانند پادشاه، در میدان کنکورد اعدام شد.
۶. آنها برای سهولت در زماننگاری از تقویمی متفاوت استفاده میکردند
همه میدانیم که یک روز ۲۴ ساعت، یک ساعت ۶۰ دقیقه و یک دقیقه ۶۰ ثانیه دارد. اما در فاصلهی سالهای ۱۷۹۳ تا ۱۸۰۵، فرانسویها به منظور سهولت در زمانشماری، سیستم ساعت قدیم را کنار گذاشتند و از «زمانبندی انقلاب فرانسه» پیروی کردند. این سیستم شامل روزهای ۱۰ ساعته بود که هر ساعت، ۱۰۰ دقیقه و هر دقیقه، ۱۰۰ ثانیه داشت.
این تقویم همچنان ۱۲ ماه داشت اما هر ماه به سه هفتهی ۱۰ روزه تقسیم میشد که هر کدام با یک روز استراحت و یک روز معادل یکشنبه به پایان میرسید. جالب اینجاست که این تقویم تقریباً مشابه تقویمی بود که مصریان باستان از آن استفاده میکردند.
اگرچه این کار برای آسانتر کردن شمارش زمان انجام شد، اما بهشدت با استقبال کمی روبرو شد. به علاوه، تغییر ساعتها در سراسر کشور دشوار بود. فرانسویها پس از تنها ۱۷ ماه به طور رسمی استفاده از زمان دهدهی را کنار گذاشتند و از ۷ آوریل ۱۷۹۵، زمانبندی انقلاب فرانسه اجباری تلقی نمیشد.
۷. اولین باغ وحش عمومی در طول انقلاب فرانسه در پاریس تأسیس شد: منازری دو ژاردن ده پلانت

مجمع ملی فرانسه قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن حیوانات عجیب و غریبی که به صورت خصوصی نگهداری میشدند، باید به منازری در ورسای اهدا میشدند یا کشته، تاکسیدرمی میشدند و به دانشمندان در ژاردن ده پلانت (باغ گیاهشناسی پاریس) اهدا میگردیدند.
آنها تصمیم گرفتند حیوانات را زنده نگه دارند (باید گفتم خوشبختانه!) و به منظور آموزش عمومی، اولین باغ وحش عمومی جهان تأسیس شد. حداقل سرنوشت حیوانات سرانجام بدی نداشت!
۸. نان یک غذای لوکس به شمار میرفت

در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، شهروندان فرانسوی بهطور متوسط روزانه حدود دو پوند نان میخوردند. هنگامی که قیمت آرد به دلیل تصمیمات مالی ضعیف لویی شانزدهم به شدت افزایش یافت، یک قرص نان به اندازهی دستمزد روزانهی یک کشاورز تمام میشد!
۹. مردم طرحهای مستهجن و هزلِ سیاسی دربارهی سلطنت درست میکردند…

آیا میدانستید که در طول انقلاب، جزوههای هزلآمیز در بین شهروندان توزیع میشد؟ اینها طرحهای مستهجن، تمسخرآمیز و شهوانی صریحی بودند که برای بدنام کردن سلطنت، به ویژه علیه ماری آنتوانت، طراحی شده بودند! هیچکدام از این تصاویر را در بالا قرار ندادهایم، اما میتوانید در گوگل عبارت «Libelles» (رسوایینامههای) انقلاب فرانسه را جستجو کنید! در واقع آنها کاملاً زننده هستند.
۱۰. لویی شانزدهم به فیموزیس مبتلا بود
زمانی که زنان قادر به بچهدار شدن نیستند، معمولاً سرزنش متوجه زن میشود و نه مرد. با این حال، به گفتهی مورخان و متخصصان پزشکی، لویی شانزدهم به فیموزیس مبتلا بود، وضعیتی که ممکن است بر زندگی جنسی او تأثیر گذاشته باشد. این عارضه زمانی رخ میدهد که پوست ختنهگاه آلت تناسلی بیش از حد تنگ باشد که در نتیجه بر اصلاح آن تأثیر میگذارد. به طور خاص، این عارضه به عنوان دلیل عدم توانایی او در به دنیا آوردن وارث برای ماری آنتوانت به مدت ۷ سال شناخته میشود.
۱۱. یکی از اولین اقدامات اعتراضی انقلاب در زمین تنیس اتفاق افتاد
لویی شانزدهم از تشکیل مجلس ملی در محل معمولشان جلوگیری کرده بود، اما این مانع تشکیل مجلس نشد. در سال ۱۷۸۹، نمایندگان طبقهی سوم تصمیم گرفتند در زمین تنیس تشکیل جلسه دهند. در این زمان، قدرت واقعی پادشاه به چالش کشیده شد و این حقیقت که طبقهی سوم همچنان تشکیل جلسه داد، نشان داد که آنها مایل به به چالش کشیدن سلطنت هستند. فقدان ترس آنها باعث تشدید انقلاب فرانسه شد و به خوبی نشاندهندهی کاری بود که مردم فرانسه میتوانستند علیه سلطنت انجام دهند.
۱۲. انقلابیون برای تمایز خود از اشراف، دامن میپوشیدند
انقلابیون در طول انقلاب فرانسه برای تمایز خود از اشراف، نحوهی لباس پوشیدنشان را تغییر دادند. آنها شروع به پوشیدن لباسهای بلند و بالدار به نام «کاراکو» یا «سورطو» کردند که شبیه دامن بود و همچنین شلوارهایی تا زیر زانو به نام «کولوت» میپوشیدند.
ماهیت پرانرژی و گاهی اوقات خشونتآمیز انقلاب، این نوع لباس را ضروری میکرد، اما همچنین نماد رد لباسهای مجلل و گرانقیمتی بود که اشراف میپوشیدند.
۱۳. ژان پل مارا در حمام ترور شد

مارات مقالاتی را در حمایت از سانسکولوتها (عوام) برای نشریهی خود به نام «لِ آمي دو پـوپـل» (دوست مردم) مینوشت، اما به دلیل یک بیماری شدید پوستی، سه سال پیش از ترورش را در حمام با آب درمانی میگذراند.
در ۱۳ ژوئیه ۱۷۹۳، شارلوت کوردی، از طرفداران ژیروندنها، مارات را با یک چاقوی آشپزخانهی ۱۳ سانتیمتری به قتل رساند. او معتقد بود که مارات مسئول کشتارهای سپتامبر ۱۷۹۲ بوده و نگران بود نوشتههای او باعث یک جنگ داخلی تمامعیار در فرانسه شود. بعداً او را با گیوتین اعدام کردند.
۱۴. انشارات زیادی با مضامین مس تهجن وجود داشت
تعداد غیرمنتظرهای از کتابهای مس تهجن در طول انقلاب فرانسه منتشر شد، که معمولاً با هدف بدنام کردن سلطنت و اشراف بود. این نشریات که شامل آثار مکتوب و تصاویر بصری میشدند، اغلب شامل هجوگری از اعضای خاندان سلطنتی و سایر اشراف در حال انجام اعمال جنسی بود. بدیهی است، چنین محتوایی به سرعت همهگیر شد و دیدن تحقیر اشراف به ویژه طبقات پایینتر را بسیار هیجانزده میکرد. بسیاری از مردم این نشریات را بسیار توهینآمیز میدانستند، اما در عین حال، راهی برای تحقیر ثروتمندان بود.
۱۵. ولخرجیهای دربار فرانسه مورد انتقاد قرار گرفت

وقتی به عنوان سلطنت زندگی مجلل و پرهزینهای دارید، باید اطمینان حاصل کنید که رعایای شما راضی هستند و با خرج کردن پولشان به شیوهی خاص شما مشکلی ندارند. دربار فرانسه درسی در مورد راضی نگه داشتن شهروندانش نگرفته بود، که منجر به سقوطشان شد.
اعضای خاندان سلطنتی فرانسه زندگی بسیار مجلل و پرهزینهای داشتند و به خاطر ولخرجیهایشان مورد انتقاد قرار میگرفتند. آنها پول زیادی را صرف کالاهای لوکس مانند لباس، جواهرات، مهمانیها و سایر وسایلی میکردند که اکثر مردم حتی نمیتوانستند تصور داشتن آنها را داشته باشند. بسیاری از مردم احساس میکردند که این افراد قدرتمند هیچ همدردیای با مشکلات آنها ندارند که در نتیجه منجر به دشمنی و خشم و در نهایت انقلاب فرانسه شد.
۱۶. شرایط آب و هوایی وخیم بر تأمین غذا تأثیر گذاشت
وضعیت مالی فرانسه در آن زمان وخیم و برای اکثر مردم غیرقابل تحمل بود، با این حال، حوادث آب و هوایی که رخ داد، بر نحوهی شکلگیری انقلاب تأثیر گذاشت. زمستانهای وحشتناک و تابستانهای مرطوب بر تأمین مواد غذایی تأثیر گذاشت که منجر به افزایش قیمت کالاهای ضروری مانند نان شد. مردم به طور فزایندهای از ناتوانی دولت در حل این مشکلات خاص خسته شدند و شرایط آب و هوایی وحشتناک، اوضاع را برای شهروندان آسانتر نکرد.
۱۷. فرانسویها از انقلاب آمریکا الهام گرفتند

قرن هجدهم دورهای بود که مردم در آن زیر سوال میبردند و میخواستند بفهمند چرا وقایع به این شکل رقم میخورد، این عصر روشنگری بود. آمریکاییها در این زمان همچنین نشان میدادند که گروهی از مستعمرات قدرت سرنگونی امپراتوریهای قدرتمند را دارند و در واقع میتوانند جامعهای با آزادی و برابری داشته باشند. این ایده به سرعت به یک جنبش در سراسر اروپا تبدیل شد و این به خودی خود الهامبخش روشنفکران و رهبران سیاسی فرانسه بود، به طوری که روشنفکران و رهبران سیاسی ظرف مدت کوتاهی به خود جرأت دادند تا نظم اجتماعی دیرین را به چالش بکشند.
۱۸. زنان خشمگین به کاخ ورسای حمله کردند

به منظور جلب توجه به قیمت بالای نان و کمبود غذا در شهر، بسیاری از زنان پاریسی در اکتبر ۱۷۸۹ به کاخ ورسای راهپیمایی کردند. آنها خواستار همراهی پادشاه و ملکه به پاریس شدند و هزاران نفر دیگر، از جمله مردان زیادی، اندکی بعد به راهپیمایی پیوستند. سرانجام پادشاه و ملکه پس از یک رویارویی خشونتآمیز، تصمیم گرفتند جمعیت عظیم را به پاریس بازگردانند.
این رویداد با انتقال قدرت از پادشاه به مردم، نقطهی عطفی در انقلاب فرانسه را رقم زد.
۱۹. خاندان سلطنتی فرانسه نزدیک بود فرار کنند

خانوادهی سلطنتی در سال ۱۷۹۱ در طول انقلاب فرانسه سعی کردند از پاریس فرار کنند. آنها وانمود کردند که افراد دیگری هستند و تلاش کردند به سمت مرز اتریش، جایی که ملکه، ماری آنتوانت، اقوام داشت، فرار کنند.
شانس با آنها یار نبود، زیرا در وارن دستگیر شدند و به عنوان زندانی به پاریس بازگردانده شدند. شهرت آنها پس از تلاش ناموفق برای فرار به شدت آسیب دید. تلاش آنها برای فرار از سوی شهروندان فرانسه به عنوان خیانت تلقی میشد که به وضوح به نفعشان نبود.
افراد تاثیر گذار و مهم در انقلاب فرانسه
۱. پادشاه لویی شانزدهم

لویی شانزدهم، آخرین پادشاه فرانسه پیش از وقوع انقلاب، بدشانسی بزرگی آورد. او پادشاه بدی نبود، فقط در مواقعی که نیاز به رهبری قاطع بود، کمی بیدستوپا و مردد به نظر میرسید.
او عاشق قفلسازی بود و زندگی سادهای داشت، اما این به معنای حکومت بر یک ملت نبود. او کشوری را با مشکلات مالی شدید از پدربزرگش به ارث برد. پادشاه سعی کرد مالیاتها را افزایش دهد، اما این کار باعث عصبانیت بیشتر اشراف و مردم عادی شد.
او مجبور شد در سال ۱۷۸۹ نشست بدنام «اصناف» (از سه گروه اجتماعی روحانیون، اشراف و عوام) را تشکیل دهد که با جدایی طبقهی سوم، انقلاب آغاز شد. لویی در هر گام دچار لغزش میشد – او نتوانست کنترل اوباش پاریس را به دست بگیرد، در فرار از کشور ناموفق بود و در نهایت در ۱۷۹۳ دستگیر و با گیوتین اعدام شد.
۲. ماری آنتوانت

اگر تجملگرایی و افراط و تفریط به صورت یک فرد درمیآمد، آن فرد ماری آنتوانت بود. او به عنوان ملکهی جوان فرانسه، در حالی که رعایای او گرسنه بودند، به طور گزافی صرف لباسهای فاخر، جواهرات و مهمانیها میکرد. شایعاتی وجود داشت که او هنگام مطلع شدن از اینکه دهقانان نانی برای خوردن ندارند، بیرحمانه گفته است: «بگذار کیک بخورند». هرچند به نظر این جمله واقعا گفته نشده باشد.
با رسیدن به نقطهی جوش خشم مردم نسبت به خاندان سلطنتی در سال ۱۷۸۹، انقلاب فرانسه جرقه خورد. ملکهی مغلوبشده در ۱۷۹۳ در سن ۳۷ سالگی دستگیر، محاکمه و در نهایت با گیوتین اعدام شد. سقوط و مرگ غمانگیز او به نماد قدرتمندی از خشم مردم نسبت به بیتفاوتی اشراف تبدیل شد.
۳. ماکسیمیلیان روبسپیر

شما نمیتوانید در مورد انقلاب فرانسه بدون ذکر ماکسیمیلیان روبسپیر صحبت کنید. این شخصیت تأثیرگذار از ۱۷۹۳ تا ۱۷۹۴ نقش مهمی در دوران وحشتناک «حکومت ترور» ایفا کرد. روبسپیر، چهرهای رادیکال، رهبر ژاکوبنها، گروه سیاسی قدرتمندی بود. تحتِ رهبری او، هزاران نفر از دشمنان احتمالی انقلاب اعدام شدند.
به نظرِ روبسپیر، این تاکتیکهای خشن برای محافظت از آرمانهای انقلاب ضروری بود. با این حال، حکومت وحشت او در نهایت با دستگیری و اعدامش با گیوتین، در سال ۱۷۹۴ به پایان رسید. میراث روبسپیر همچنان بحثبرانگیز است – برخی او را قهرمان انقلاب میدانند، در حالی که برخی دیگر او را به عنوان یک ستمگر بیرحم نکوهش میکنند.
۴. ژان پل مارا

جسد خونین ژان پل مارات، فرانسهی انقلابی را شوکه کرد. این صدای رادیکال از طریق صفحات روزنامهی «دوست مردم» غرشیده بود و تودههای مردم را علیه لویی شانزدهم برانگیخته بود. برای بورژوازی (طبقهی متوسط)، او یک سگ هار بود – اما برای سانسکولوتها (طبقات پایین)، یک قهرمان به شمار میرفت.
قلم زهرآگین او در مقابله با ژیروندنهای میانهرو، هیچ لغزشی نداشت. پارانوئید (گمانوهمآلود) او چنان شدید بود که امور خود را از حمامش هدایت میکرد. در همان جا، شارلوت کوردی او را به قتل رساند و صدای انقلاب را خاموش کرد. اگرچه بسیاری از او متنفر بودند، ژاکوبنها او را به مقام «قهرمان» ارتقا دادند.
۵. ژرژ دانتون

ژرژ دانتون، رهبر دیگر ژاکوبنها، نیرویی بود که نباید در سالهای اولیهی پرآشوب انقلاب فرانسه دستکم گرفته میشد. سخنرانیهای پرشور او جمعیت را به جنون میکشاند. دانتون بر ایجاد جمهوری و حذف سلطنت پافشاری میکرد. نقش دانتون در سرنگونی سلطنت و تأسیس اولین جمهوری فرانسه قابل توجه بود.
با این حال، میانهروی او در نهایت او را با ژاکوبنهای رادیکالتر دچار اختلاف کرد. در سال ۱۷۹۴، در دوران حکومت ترور، دانتون دستگیر و توسط همان دولت انقلابی که به ایجاد آن کمک کرده بود، اعدام شد. مرگ وحشیانهی او نشان داد که انقلاب چقدر زود فرزندان خود را میبلعید.
۶. کمیل دِمُولَن

کَمیل دِمُولَن یکی از چاشنیهای تند و آتشین انقلاب فرانسه بود. سخنرانیهای پرشور او احساسات جمعیت پاریس را برمیانگیخت. در ۱۲ ژوئیه ۱۷۸۹، او روی میزی در بیرون یک کافه پرید و سخنرانی مهیجی ایراد کرد. او با تکان دادن یک تپانچه، تودههای مردم را برای مسلح شدن و راهپیمایی به سمت قلعه باستیل بسیج کرد. حمله به باستیل به معنای شعلهور شدن واقعی انقلاب بود.
دِمُولَن، هرچند متحد دانتون بود، اما در نهایت در طول حکومت وحشتناک ترور، با پایانی دلخراش روی گیوتین رفت. در سال ۱۷۹۴، در حالی که تنها ۳۳ سال داشت، دِمُولَن در جریان حکومت خونین ترور با گیوتین اعدام شد. صدای او که زمانی الهامبخش آزادی بود، برای همیشه به طرز غمانگیزی خاموش شد.
۷. مارکی دِلافایت

یک اشرافزادهی جوان فرانسوی که به یک قهرمان غیرمنتظره در انقلاب آمریکا تبدیل شد. او با وجود زندگی اشرافیاش، در ۱۹ سالگی با خرید یک کشتی به آمریکا رفت و به نیروهای شورشی علیه بریتانیا پیوست. شجاعت مارکی در میدان نبرد بینظیر بود و در نبرد برندی واین (شراب) زخمی شد.
لافایت رابطهی صمیمی با جرج واشنگتن برقرار کرد که او را به عنوان فرزندخواندهاش میدید. او پس از بازگشت به خانه به عنوان یک قهرمان مشهور، از اصلاحات انقلابی در فرانسه حمایت کرد، اصلاحاتی که تحت تأثیر اصول روشنگری بود که به چشم خود دیده بود و جمهوری نوپای آمریکا برای آن مبارزه میکرد.
۸. اولمپ دِ گوژ

او در سال ۱۷۸۹ با الهام از «اعلامیهی حقوق بشر»، «اعلامیهی حقوق زن» خود را به رشتهی تحریر درآورد و خواستار برابری زنان به عنوان شهروند شد. اما اولمپ دِ گوژ به همینجا بسنده نکرد. او همچنین با شجاعت تمام علیه بردهداری در مستعمرات فرانسه سخن گفت. میتوانید تصور کنید که چنین کاری در آن زمان به چه شهامتی نیاز داشت؟
در فضای رادیکالتر و ترورآمیزترِ «حکومت ترور»، دیدگاههای میانهروی او تهدیدی به شمار میرفت. این پیشگام فمینیست در ۱۷۹۳ با دستور مستقیم خودِ روبسپیر با گیوتین اعدام شد. زندگی او کوتاه اما قهرمانانه بود – او تا آخرین نفس برای حقوق و عزت ستمدیدگان مبارزه کرد.
۹. شارلوت کوردی

نام شارلوت کوردی یادآور چهرهای جسور و بحثبرانگیز از دلِ تلاطمهای انقلاب فرانسه است. او تصمیم گرفت کسی را که به عنوان تهدیدی علیه فرانسه میدید، از میان بردارد. با اطمینانی راسخ، او با فریب توانست به محل اقامت ژان پل مارات راه یابد. در آنجا، شارلوت با ضربهای کاری با چاقوی آشپزخانه، صدای رادیکالی را که شعلههای «حکومت ترور» خونین را برافروخته بود، خاموش کرد.
او با عناوین متفاوتی شناخته شد: قهرمان جانباختهی آزادی برای برخی و قاتل برای برخی دیگر. شارلوت کوردی تا لحظهی آخر بر اعتقادش پافشاری کرد و با وقار و آرامش قابل توجهی تیغهی گیوتین را پذیرفت. او تجسم آشوب و تعصبی است که در آن زمان فرانسهی انقلابی را فراگرفته بود.
۱۰. ژاک ابرت

احتمالا نامهای روبسپیر و دانتون را شنیدهاید، حالا با ژاک ابرت آشنا شوید. این روزنامهنگار رادیکال، صدای سانسکولوتها (طبقهی کارگر) تندرویی بود که دورهی افراطی انقلاب فرانسه را دامن زد. او با روزنامهی تند و تیز خود به نام «پدر دوشن»، پاریسیها را علیه پادشاه، روحانیون کلیسا و حتی در نهایت متحدان ژاکوبن خود، زمانی که آنها را بیش از حد میانهرو میدید، تحت تاثیر قرار میداد.
برخی از تاکتیکهای ابر افراطی بودند، برای نمونه میتوان به کارزار جایگزینی مسیحیت با «کیش عقل» اشاره کرد. تعهد پرشور او به آرمانهای انقلاب و اعطای قدرت به مردم ستودنی بود. زمانی که ژاکوبنها در ۱۷۹۴ علیه او شوریدند، سانسکولوتها نتوانستند این روزنامهنگار را از تیغهی گیوتین نجات دهند. یک زندگی انقلابی، از آغاز تا پایان.
امیدواریم از خواندن حقایق دربارهی انقلاب فرانسه لذت برده باشید. فراتر از این حقایق جالب اما گاه دلخراش دربارهی انقلاب، به خاطر داشته باشید که هر آنچه در طی آن دوره رخ داد، تأثیری ماندگار بر ذهنیت فرانسوی گذاشت. فرانسویها را سرزنش نکنید، رخدادها را سرزنش کنید! و اگر به حقایق بیشتری دربارهی انقلاب فرانسه علاقهمند هستید، برای تجربهی مجدد آن دوران پرآشوب به تور واقعی یا مجازی کاخ ورسای بروید.





