تلاش ناکام دیزنی برای خرید «جیمز باند»؛ معاملهای که شاید بهتر شد هرگز اتفاق نیفتاد
باب ایگر فاش کرده دیزنی زمانی به دنبال خرید حقوق «جیمز باند» بود؛ اما اگر این جاسوس افسانهای وارد خانه میکیماوس میشد، سرنوشتش چه میشد؟

در بیست سال گذشته، شرکت والت دیزنی (The Walt Disney Company) به یکی از غولهای بیرقیب دنیای سرگرمی تبدیل شده است. دیزنی البته بیش از هر چیز با محتوای اورجینال و شخصیتهایی شناخته میشود که دهههاست بخشی از فرهنگ عامهاند، اما در دهه ۲۰۰۰ میلادی وارد دورهای از خریدهای بزرگ و پیاپی شد؛ خریدهایی که دسترسی این شرکت را به شخصیتها، جهانها و فرنچایزهای بیشتری باز کرد.
نخست، دیزنی شرکت انیمیشنسازی پیکسار (Pixar) را خرید؛ شرکتی که پیشتر با آن همکاری داشت، اما حالا مالکیت کاملش را به دست میآورد. سپس نوبت به مارول (Marvel) رسید؛ خریدی که باعث شد دیزنی صاحب دنیای سینمایی مارول (Marvel Cinematic Universe) شود. پس از آن، دیزنی لوکاسفیلم (Lucasfilm) را تصاحب کرد و به این ترتیب مالک فرنچایزهایی مثل جنگ ستارگان (Star Wars) و ایندیانا جونز (Indiana Jones) شد. بعدتر نیز با خرید قرن بیستم فاکس (۲۰th Century Fox)، نهتنها حقوق سینمایی مردان ایکس (X-Men) را به دست آورد، بلکه فرنچایزهایی مانند سیاره میمونها (Planet of the Apes)، بیگانه (Alien) و غارتگر (Predator) را هم به مجموعه خود اضافه کرد؛ در کنار آن، جای پای بسیار مهمی هم در بازار رسانهای بینالمللی به دست آورد.
اما ظاهراً همه خریدهای مورد نظر دیزنی به نتیجه نرسیدهاند. در مصاحبهای تازه با فایننشال تایمز (Financial Times)، باب ایگر (Bob Iger)، مدیرعامل سابق شرکت والت دیزنی (The Walt Disney Company)، از چند معاملهای گفت که بررسی شدند اما هرگز به سرانجام نرسیدند. یکی از این طرحها خرید توییتر (Twitter) توسط دیزنی بود. مورد دیگر، مذاکراتی درباره ادغام با اپل (Apple) بود؛ مذاکراتی که آن هم به نتیجه نرسید.
اما برای علاقهمندان سینما، جالبترین بخش ماجرا این است که ایگر قصد داشت چکبوک خود را بردارد و حقوق جیمز باند (James Bond) را بخرد؛ یعنی جاسوس نمادین و افسانهای را وارد خانه میکیماوس کند. خوشبختانه برای همه ما، این اتفاق هیچوقت رخ نداد.
چرا تلاش ناموفق دیزنی برای خرید «جیمز باند» اتفاق خوبی بود؟
جزئیات زیادی درباره تلاش ایگر برای خرید باند (Bond) مطرح نشده است؛ ایگر در این مصاحبه گفته است: «ما یک فهرست داشتیم و من فکر کردم بیایید یکییکی تیکشان بزنیم و همه را بخریم.»
سپس تنها باند (Bond) بود که از دست جیب قدرتمند دیزنی گریخت.
آنچه امروز این موضوع را جذابتر میکند، این است که میدانیم باند در نهایت واقعاً فروخته شد. پس از آنکه امجیام (MGM) توسط آمازون (Amazon) خریداری شد، استودیو پنهان نکرد که کتابخانه محتوایی و آرشیو آثار امجیام (MGM) دلیل اصلی این خرید بوده است.
اما مشکل درباره جیمز باند (James Bond) این بود که سهم کنترلی این فرنچایز در اختیار امجیام (MGM) نبود؛ بلکه در مالکیت ایان پروداکشنز (Eon Productions)، و بهطور مشخص باربارا بروکلی (Barbara Broccoli) و مایکل جی. ویلسون (Michael G. Wilson) قرار داشت.
تنش میان مالکان «باند» و پرایم ویدئو
گزارشهایی درباره تنش میان باربارا بروکلی (Barbara Broccoli) و مدیران پرایم ویدئو (Prime Video) منتشر شده است. طبق این گزارشها، رقم مورد بحث برای فروش سهم خلاقانه بروکلی و ویلسون در باند (Bond) به آمازون (Amazon)، ظاهراً تا حدود یک میلیارد دلار هم پیش رفته بود.
از آن زمان، آمازون خیلی سریع برای ریبوت کردن باند دست به کار شده است. این شرکت تیم خلاق تازهای را گرد هم آورده که شامل تهیهکنندگانی مانند امی پاسکال (Amy Pascal) و دیوید هیمن (David Heyman) و کارگردانی مثل دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) میشود. با این حال، هنوز بازیگر نقش اصلی و چهره تازه جیمز باند (James Bond) معرفی نشده است.
نکته مهم این است که یک میلیارد دلار برای دیزنی واقعاً رقم غیرقابلتصوری نبود. این شرکت پیشتر ۷.۴ میلیارد دلار برای خرید پیکسار (Pixar)، ۴ میلیارد دلار برای خرید مارول (Marvel)، و ۴ میلیارد دلار دیگر برای خرید لوکاسفیلم (Lucasfilm) پرداخت کرده بود. بنابراین پرداخت یک میلیارد دلار برای یک فرنچایز دیگر، تقریباً قطعاً برای دیزنی امکانپذیر بود.
در واقع، دلیل اصلی اینکه باند احتمالاً از دست دیزنی گریخت، این بود که بروکلی و ویلسون در دورهای کنترل فرنچایز را در اختیار داشتند که جیمز باند (James Bond) در موفقترین دوران خود قرار داشت. گرچه زمان دقیق این گفتوگوها مشخص نیست، اما سالهایی که دیزنی با هزینههای عظیم برندهای بزرگ را میخرید، همان سالهایی بود که باند بزرگترین و سودآورترین فیلمهای تاریخ خود را روانه سینماها میکرد.
اگر «جیمز باند» وارد دیزنی میشد چه اتفاقی میافتاد؟

حقیقت این است که کافی است به شیوه برخورد دیزنی با برندهای دیگرش پس از خرید نگاه کنیم تا تقریباً بتوانیم حدس بزنیم اگر جیمز باند (James Bond) را هم میخرید، چه سرنوشتی در انتظار این فرنچایز بود.
پس از خرید لوکاسفیلم (Lucasfilm)، دیزنی شروع به اکران سالانه فیلمهای جنگ ستارگان (Star Wars) کرد؛ بهطوری که در یازده سال گذشته، تقریباً به همان تعدادی فیلم لایو اکشن جنگ ستارگان (Star Wars) منتشر شد که لوکاسفیلم در سی سال نخست فعالیت این فرنچایز ساخته بود.
حتی مارول (Marvel) هم به شکل گستردهای توسعه پیدا کرد؛ نهتنها در قالب دنبالهها و کراساورها، بلکه در تلویزیون نیز گسترش یافت. همین اتفاق برای پیکسار (Pixar) هم رخ داد.
بنابراین چندان دور از ذهن نیست که اگر دیزنی باند را خریده بود، امروز احتمالاً فقط درباره فیلمهای اصلی جیمز باند (James Bond) صحبت نمیکردیم. شاید یک مجموعه فیلم اسپینآف درباره فلیکس لیتر (Felix Leiter) در راه بود؛ یا یک سریال تلویزیونی درباره اینکه مانیپنی (Moneypenny) وقتی مشغول دفع پیشرویهای عاشقانه باند نیست، در طول روز چه میکند.
اینها تازه بدون در نظر گرفتن احتمال ساخت یک مجموعه فیلم درباره جیمز باند جوان است؛ مجموعهای که میتوانست همزمان با فرنچایز اصلی ادامه پیدا کند.
از همه اینها گذشته، تقریباً قطعی بود که باند سر از پارکهای تفریحی دیزنی هم درمیآورد؛ یا بهعنوان شخصیتی برای دیدار و عکس گرفتن با بازدیدکنندگان، یا بهعنوان محور اصلی یک وسیله تفریحی و سواری، یا حتی هر دو.
خطر از بین رفتن ویژگی خاص «جیمز باند»
بهطور خلاصه، دیزنی احتمالاً باند را آنقدر گسترش میداد که بخشی از ویژگی خاص و منحصربهفردش را از دست بدهد. حتی ممکن بود مخاطب عمومی از شنیدن نام آن هم خسته شود؛ اتفاقی که درباره برخی برندهای دیگر نیز میتوان نشانههایی از آن دید.
برای نمونه، میتوان به فروش گیشه مندلورین و گروگو (The Mandalorian and Grogu) اشاره کرد؛ مثالی که نشان میدهد اشباع بیش از حد یک فرنچایز واقعاً میتواند باعث خستگی مخاطب شود.
پس اگرچه رخ ندادن این خرید احتمالی بدون شک باعث نفس راحت کشیدن طرفداران جیمز باند شده، اما حالا همه نگاهها به آینده این مجموعه دوخته شده است؛ آیندهای که این بار نه زیر سایه دیزنی، بلکه در دوران مالکیت آمازون (Amazon) رقم خواهد خورد.
این پرسش همچنان باقی است: آیا آمازون میتواند جیمز باند را بدون از بین بردن هویت خاصش به دوران تازهای ببرد، یا همان سرنوشتی در انتظارش است که طرفداران از آن میترسیدند؟





