دو فیلم بد با یک نام؛ رقابت عجیب «Runner» و «The Runner» در ماه سپتامبر

در سینما پدیدهای به نام «فیلمهای دوقلو» وجود دارد؛ زمانی که به دلایلی از سرقت ایده و تغییرات قوانین کپیرایت گرفته تا افزایش ناگهانی علاقه هالیوود به یک موضوع، دو فیلم با داستانهایی مشابه در یک سال اکران میشوند. رقابت «Deep Impact» و «Armageddon»، «Antz» و «A Bug’s Life»، «Troy» و «Alexander»، «The Prestige» و «The Illusionist»، «La Llorona» و «The Curse Of La Llorona» یا «Olympus Has Fallen» و «White House Down» نمونههایی شناختهشده از این اتفاق هستند؛ فیلمهایی که تنها با چند ماه فاصله از هم به نمایش درآمدند.
بااینحال، شرایطی که این ماه پیش روی سینمادوستان قرار گرفته کمیابتر و البته عجیبتر است. «The Runner»، تریلر ضعیفی با بازی ستاره موفقی چون گال گدوت که بخش زیادی از آن به دویدن او اختصاص دارد، تنها ۹ روز با «Runner» فاصله دارد؛ فیلم اکشن متوسطی با بازی آلن ریچسون که ماجرایش حول انتقال یک عضو پیوندی میچرخد.
تازه این تمام ماجرا نیست. فیلم اسپانیایی «Runner» نیز در ماه مه امسال منتشر شد و ویکیپدیا آن را در صفحه «The Runner» بهعنوان اثری مرتبط پیشنهاد میکند؛ انگار هدف، پیچیدهتر کردن اوضاع بوده است. البته «Runner Runner» محصول ۲۰۱۳ سالها قبل با دو برابر کردن عنوان، روی دست همه آثار امسال بلند شده بود. بهتر است اصلا به رود رانر هم اشاره نکنیم؛ همان پرنده معروفی که در «Coyote Vs. Acme» بلای جان وایل ای. کایوتی میشود.
در چنین رقابتهای سینمایی معمولا یک برنده مشخص وجود دارد. یکی از دو فیلم، با اختلافی کم یا حتی یک دور کامل، از رقیب دوقلویش جلو میزند و دیگری در گردوغبار جا میماند؛ اثری که بیشتر بهعنوان نسخه کمطرفدارتر فیلم موفقتر به یاد آورده میشود. نکته عجیب درباره اکران تقریبا همزمان «Runner» و «The Runner» این است که هیچکدام فیلم چندان خوبی نیستند. انگار با دو فیلم تقلیدی کمهزینه روبهرو هستیم که هنوز اثر موفقی را برای تقلید کردن پیدا نکردهاند.
این شباهت احتمالا مخاطبان را سردرگم میکند که دقیقا کدام فیلم بد را تماشا میکنند و در نهایت باید آن را در لترباکسد (Letterboxd) ثبت کنند یا استراوا (Strava)؛ چون به هر حال هر دو بهنوعی با دویدن سروکار دارند. اگر کسی برای تفریحی نامتعارف عمدا سراغ یک فیلم بد میرود، دستکم حق دارد همان فیلم بدی را ببیند که انتخاب کرده است.
عنوان این دو اثر فقط در یک حرف تعریف «The» تفاوت دارد و پوسترهایشان نیز بازیگرانی کتکخورده و زخمی را نشان میدهد که کمی دورتر از دوربین را نگاه میکنند. بااینحال، چند تفاوت کلیدی وجود دارد که میتواند به تشخیص آنها کمک کند.
اگر فیلمهای اکشن با قهرمانانی درشتهیکل و کمی چاشنی طنز را ترجیح میدهید، البته نه «The Running Man»، باید سراغ «Runner» بروید. آلن ریچسون، ستاره سریال «Reacher»، در این فیلم اوون ویلسون را با خود وارد ماجرایی جنایی و کمدی میکند که به انتقال یک کبد آماده پیوند مربوط است.
اگر هم قصد دارید فیلمی را صرفا بهخاطر حضور گال گدوت تماشا کنید، «The Runner» انتخاب شماست. او در این فیلم گرفتار موقعیتی شبیه «Eagle Eye» میشود و باید تماس تلفنی خود را با تبهکاری حفظ کند که با تهدید و باجگیری، وادارش میکند مدام از این طرف به آن طرف بدود.
نحوه انتشار دو فیلم نیز تفاوت مهم دیگری است. «Runner» را استودیوهای انجل (Angel Studios) عرضه میکند؛ شرکتی که بخشی از سرمایه آثارش را از طریق تامین مالی جمعی به دست میآورد و فیلمهایش گاهی آنقدر ناملموس به نظر میرسند که انگار اصلا وجود خارجی ندارند. با وجود این، «Runner» در سینماهای سراسر آمریکا روی پرده میرود. در مقابل، «The Runner» هم غیرواقعی به نظر میرسد و هم متناسب با همین حس منتشر خواهد شد؛ یعنی بدون اکران سینمایی، مستقیما به پرایم ویدیو (Prime Video) میآید.
گاهی تماشای یک فیلم واقعا افتضاح از اثری که فقط متوسط و بیرمق است، سرگرمکنندهتر میشود؛ درست مانند فاجعه فراری سال گذشته «War Of The Worlds» در «پرایم ویدیو». «Runner» با شخصیتهای نصفهونیمه، شوخیهای پرکننده و بدلکاریهای قابلقبول شاید شما را به این نتیجه برساند که اسکات وا، کارگردان فیلم، بهجز نابود کردن مجموعه «The Expendables» تواناییهای دیگری هم دارد؛ نه خیلی بیشتر، اما بالاخره بیشتر.
در سوی دیگر، «The Runner» یک شکست تمامعیار هنری اما پرمخاطب است؛ فیلمی پر از حاشیههای عجیب و لحظاتی ناموزون که در آنها گال گدوت مثل حیوانی فراری از باغوحش از میان جمعیت عبور میکند. نوازندهای خیابانی ترانه «Kumbaya» را مینوازد و در پایان نیز با چرخشی داستانی مفصل اما کمهوشانه روبهرو میشویم.
بنابراین اگر قرار است در ماه سپتامبر فقط در یکی از این دو «دوی سینمایی» شرکت کنید، پاسخ نسبتا روشن است؛ بهخصوص اگر از آن دسته فیلمبازانی باشید که از تماشای آثار بهشدت بد، لذتی شیطنتآمیز میبرند. در این صورت «The Runner» احتمالا همان تجربه بدی است که ارزش انتخاب کردن دارد.





