دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

فیلم «Bak Postacı Geliyor | ببین پستچی داره میاد»؛ پستچی‌ای که از دل نوستالژی، عشق را به درِ خانه‌مان می‌آورد

فیلم «Bak Postacı Geliyor» تازه‌ترین ساختهٔ یوکسل آکسو، برای مخاطبانی که به سینمای او آشنا هستند، تجربه‌ای غافل‌گیرکننده نیست؛ بلکه ادامهٔ همان مسیر آشنا و دوست‌داشتنی است: بازگشت به ریشه‌ها، ستایش سادگی، انسان‌دوستی و عشقی که در دل جغرافیا، خاطره و نوستالژی معنا پیدا می‌کند. این فیلم، یک ملودرام عاشقانهٔ مینیمال در دل اژه است؛ قصه‌ای شبیه یک افسانه، با پایانی امیدوارکننده، درست مانند قصه‌هایی که روزگاری در سینمای کلاسیک ایران می‌دیدیم.

یوکسل آکسو بار دیگر با تکیه بر فضای بومی موعلا و حال‌وهوای روستاها و شهرهای کوچک منطقه، جهانی خلق کرده که در آن کوه‌ها، دشت‌ها، کوچه‌ها و حتی آدم‌ها کمی زیباتر، مهربان‌تر و صمیمی‌تر از واقعیت به نظر می‌رسند. این اغراقِ شیرین، نه‌تنها آزاردهنده نیست، بلکه به فیلم حال‌وهوای «یشیلچام» می‌دهد؛ سینمایی گرم و انسانی که تماشایش بیشتر از آن‌که ذهن را درگیر کند، دل را نرم می‌کند.

پستچی‌ها در حافظهٔ جمعی ما، چهره‌هایی فراموش‌نشدنی‌اند. کسانی که زمانی حامل خبرهای عاشقانه، امیدبخش یا گاه ترسناک بودند؛ از نامهٔ معشوق گرفته تا احضاریهٔ دادگاه یا برگهٔ جریمه. با وجود تمام پیشرفت‌های تکنولوژیک، پستچی هنوز هم نمادی از ارتباط انسانیِ مستقیم است و شاید به همین دلیل در سینما همواره شخصیتی جذاب بوده است. از فیلم «Postacı» ساختهٔ مرحوم ممدوح اون با بازی کمال سونال و فاطما گیریک گرفته تا «Il Postino» مایکل رادفورد و حتی ارجاعات غیرمستقیم در آثار کلاسیک دیگر.

در چنین بستری، انتخاب پستچی به‌عنوان شخصیت محوری فیلم جدید یوکسل آکسو کاملاً هوشمندانه است؛ آن هم با تکیه بر خاطرات خانوادگی و پیوند آن با فضای بومی اژه. اگر آثار قبلی او مانند «Dondurmam Gaymak»، «Entelköy Efeköy’e Karşı» و «İftarlık Gazoz» را کنار هم بگذاریم، به‌وضوح می‌بینیم که این فیلم نیز ادامهٔ همان جهان‌بینی است؛ جهانی که کمی به «Cinema Paradiso»‌ی تورناتوره پهلو می‌زند: افسانه‌ای، نوستالژیک، اما نه کاملاً جدا از واقعیت.

داستان در شهر اولا در موعلا می‌گذرد. عثمان، با بازی دلنشین اوزان آکبابا، پستچی‌ای صادق، خوش‌قلب و کمی دست‌وپاچلفتی است که اغلب با تأخیر به محل کار می‌رسد و مدیرانش را کلافه می‌کند، اما در دل مردم جا دارد. او فقط نامه‌رسان نیست؛ بلکه برای عاشقانی که بلد نیستند احساسشان را بنویسند، کلمات ردیف می‌کند، شعر می‌نویسد و جانِ احساساتشان را روی کاغذ می‌آورد.

یک حادثهٔ ساده، یعنی برخورد دوچرخهٔ او با خودروی شهردار، پای شخصیت‌های دیگر را به داستان باز می‌کند: سرگرد جاه‌طلب و سخت‌گیر، جاهیت، با بازی فیرات چلیک، و گولیزار باوقار و کتاب‌دوست، با بازی دنیز بارت. عثمان دل‌باختهٔ گولیزار است، اما وقتی می‌فهمد پدر او همان شهرداری است که با او درگیر شده، عشقش را در سکوت نگه می‌دارد و به ارسال نامه‌های عاشقانهٔ ناشناس از شهری دیگر پناه می‌برد.

تقابل جاهیت و عثمان، یکی از محورهای جذاب فیلم است: یکی نمایندهٔ قدرت، نظم و اقتدار خشک اداری؛ دیگری مظهر سادگی، مهربانی و شاعرانگی. این تضاد، هم بار دراماتیک دارد و هم فضای طنز ملایمی به فیلم می‌بخشد، بی‌آن‌که از مسیر عاشقانهٔ داستان خارج شود.

فیلم سرشار از ارجاعات فرهنگی است: از اشعار ناظم حکمت و اورهان ولی گرفته تا موسیقی‌های زکی مرن، آوازهای اوزای گونلوم و اشاره‌هایی به فضای سیاسی دههٔ ۵۰ میلادی، از جمله کودتای ۲۷ مه. یوکسل آکسو آگاهانه گذشته را بازسازی می‌کند؛ نه با وسواس تاریخی، بلکه با نگاهی شاعرانه.

در این مسیر، نقش فیلم‌برداری گوکهان تیرایکی بسیار پررنگ است. استفادهٔ درست از نور و رنگ در کوچه‌ها و خیابان‌های قدیمی موعلا، فضای فیلم را به یک کارت‌پستال زنده تبدیل کرده است. لهجهٔ محلی، اگرچه در جاهایی به مرز کاریکاتور نزدیک می‌شود، اما در نهایت هویت فیلم را تثبیت می‌کند و یادآور می‌شود که با یک اثر کاملاً بومی طرف هستیم.

بازیگران فیلم، وظیفه‌شان را به‌خوبی انجام داده‌اند. اوزان آکبابا، دنیز بارت، مصطفی آوکیران، فکرت کوشکان و مفیت کایاجان، همگی هماهنگ با حال‌وهوای فیلم بازی می‌کنند. با این حال، فیرات چلیک در نقش جاهیت بیش از دیگران می‌درخشد؛ شخصیتی که میان اقتدار، خساست و ضعف‌های انسانی در نوسان است و گاه به شکلی آگاهانه به اغراق و گروتسک نزدیک می‌شود. حضور کوتاه احمد مکین، بازیگر کهنه‌کار سینما، به همراه نوه‌اش مکین سزر نیز ادای احترامی دلنشین به نسل‌های مختلف بازیگری است.

«Bak Postacı Geliyor» فیلمی بی‌نقص نیست. بخش‌هایی مانند اشاره به کودتا، مسابقهٔ پستچی‌ها و حتی پایان‌بندی می‌توانست با تدوینی منسجم‌تر، تأثیر عاطفی بیشتری داشته باشد. در برخی مقاطع، این خرده‌روایت‌ها تمرکز تماشاگر را از عشق عثمان و گولیزار دور می‌کند. با این حال، روح کلی فیلم آن‌قدر گرم و صادقانه است که این ضعف‌ها چندان به چشم نمی‌آید.

استفادهٔ مکرر از ترانهٔ «Bak Postacı Geliyor Selam Veriyor» درست مانند موسیقی «Hababam Sınıfı»، خاطره‌انگیز و احساس‌برانگیز است و فیلم را به تجربه‌ای مناسب برای تماشای آخر هفته تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که تماشاگر را با حال خوب از سالن بیرون می‌فرستد.

در نهایت، «Bak Postacı Geliyor» چه در ادای دین به فیلم «Postacı» کمال سونال موفق باشد یا نه، در خلق یک دنیای بومی، افسانه‌ای و عاشقانه کاملاً موفق است. یوکسل آکسو بار دیگر نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با قصه‌ای ساده، موسیقی، شعر و جغرافیا، به دل مخاطب راه پیدا کرد. پستچی این هفته به سینما آمده؛ بد نیست در را باز کنیم و نامه‌اش را بخوانیم.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۷

۷٫۷

خوب

یک عاشقانهٔ نوستالژیک و بومی با حال‌وهوای یشیلچام که با سادگی، موسیقی و شاعرانگی دل مخاطب را گرم می‌کند.

امتیاز کاربران: ۴٫۴ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا