لباس گوشتی لیدی گاگا؛ از جنجال امتیوی تا ویترین موزه

بعضی لباسها برای زیباتر دیدهشدن طراحی میشوند؛ بعضی دیگر، برای اینکه نتوانیم نگاهمان را از آنها برداریم. لباس لیدی گاگا در مراسم جوایز موزیکویدئوی امتیوی سال ۲۰۱۰، از دسته دوم بود: پوششی از گوشت واقعی گاو که هم به تصویری ماندگار در فرهنگ عامه تبدیل شد و هم بحثی درباره هنر، اعتراض و حقوق حیوانات به راه انداخت.
اما پشت این ظاهر نامتعارف چه ایدهای بود؟ و لباسی از گوشت خام، چطور سر از موزه درآورد؟
لباسی که واقعاً از گوشت ساخته شده بود
لیدی گاگا در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰، هنگام دریافت جایزه ویدئوی سال برای «Bad Romance»، با لباسی روی صحنه رفت که فرانک فرناندز، طراح متولد آرژانتین، ساخته بود. استایل این پوشش با همکاری نیکولا فورمیکتی شکل گرفته بود و کفش، کلاه و کیف گوشتی نیز آن را همراهی میکردند.
این لباس، پارچهای با طرح گوشت یا یک جلوه تصویری نبود؛ واقعاً از تکههای گوشت گاو ساخته شده بود. در برخی گزارشهای رسانهای، مقدار گوشت استفادهشده حدود ۵۰ پوند، معادل نزدیک به ۲۲٫۷ کیلوگرم ذکر شده است؛ عددی که بهتر است آن را برآوردی گزارششده بدانیم، نه وزن قطعی تمام اجزای پوشش.
دیدن چنین لباسی زیر نور صحنه، بهخودیخود کافی بود تا مراسم برای لحظاتی تحتالشعاع قرار بگیرد. اما گاگا میگفت قرار نیست این تصویر فقط یک شوک بصری باشد.
اعتراض به تبعیض؛ نه صرفاً جلب توجه
زمینه سیاسی این انتخاب، مخالفت گاگا با سیاست «نپرس، نگو» یا Don’t Ask, Don’t Tell در ارتش آمریکا بود. این سیاست، خدمت آشکار افراد هم جنس گرا و دوجنسگرا را محدود میکرد و میتوانست به اخراج آنان منجر شود.
گاگا در همان مراسم، با تعدادی از نظامیان سابقی همراه شده بود که تحت تأثیر این سیاست قرار گرفته بودند. او در گفتوگوی پس از مراسم با الن دیجنرس، توضیح داد که اگر برای باورها و حقوقمان نایستیم، ممکن است ارزشی بیش از «گوشت روی استخوانهایمان» برایمان قائل نشوند.
لباس گوشتی، در روایت گاگا، استعارهای از انسانهایی بود که نباید به بدنشان تقلیل داده شوند. البته او تأکید کرد که این انتخاب فقط یک معنا ندارد؛ بنابراین، نمیتوان تمام مفهوم لباس را به یک پیام سیاسی محدود کرد.
سیاست «نپرس، نگو» سرانجام در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ بهطور رسمی پایان یافت؛ حدود یک سال پس از آن مراسم. این تغییر، حاصل فرایندی سیاسی و حقوقی گسترده بود، نه نتیجه یک لباس یا یک اعتراض منفرد.
آیا لباس بوی بد گرفته بود؟
گوشت خام، نورهای صحنه و طولانیشدن مراسم؛ کنار هم قرارگرفتن اینها بهراحتی میتواند تصویری ناخوشایند در ذهن بسازد. بااینحال، داستان «بوی شدید گوشت در پشتصحنه» مطرح شده در شبکههای اجتماعی چندان دقیق نیست. فرناندز در مصاحبههای پس از مراسم، از نبود بوی نامطبوع صحبت کرده بود.
این به معنای بیخطر بودن چنین پوششی نیست. گوشت خام خارج از شرایط نگهداری مناسب، میتواند زمینه رشد میکروبی ایجاد کند؛ ضمن اینکه نبود بو، نشانه قطعی سلامت آن نیست.
ادعای سنگینترشدن لباس بر اثر گرما و فساد مطرح شده در شبکههای مجازی نیز توضیح علمی قابلاتکایی ندارد. گوشت با ازدستدادن رطوبت معمولاً سبکتر میشود، هرچند شکل، بافت و نحوه قرارگرفتن تکهها ممکن است تغییر کند.
گاهی واقعیت یک ماجرا بهاندازه کافی عجیب هست و نیازی ندارد شایعه، آن را عجیبتر کند.
لباسی که همه پیامش را نپذیرفتند
برداشت گاگا از این پوشش، تنها برداشت ممکن نبود. سازمان پیتا، از نهادهای مدافع حقوق حیوانات، به استفاده از گوشت واقعی در لباس اعتراض کرد.
برای برخی، این انتخاب یک بیانیه هنری جسورانه بود؛ برای دیگران، استفادهای غیرضروری از بدن حیوانات برای جلب توجه. همین تضاد، لباس را از یک خبر مد و سرگرمی فراتر برد: آیا میتوان برای دفاع از کرامت یک گروه، از مادهای استفاده کرد که برای گروهی دیگر مسئلهای اخلاقی است؟
جنجال لباس گوشتی دقیقاً در همین نقطه زنده ماند؛ جایی میان نیت هنرمند و معنایی که مخاطب از اثر برداشت میکند.
از گوشت خام تا یک شیء موزهای
سرنوشت لباس، شاید از خود آن هم غافلگیرکنندهتر باشد. این پوشش پس از مراسم دور انداخته نشد، بلکه برای نگهداری بلندمدت، فرایند حفاظت و خشکسازی شبیه آمادهسازی تاکسیدرمی را پشت سر گذاشت.
نمکسودکردن، خشککردن و تیمار حفاظتی، آن را از پوششی فسادپذیر به شیئی خشک و قابلنمایش تبدیل کرد. برای نزدیککردن ظاهر آن به رنگ اولیه نیز از رنگآمیزی استفاده شد. نتیجه دیگر گوشت خام نبود؛ بیشتر به قطعات گوشتی خشکشده شباهت داشت.
لباس در سال ۲۰۱۱ در نمایشگاه «زنان در راک» در موزه تالار مشاهیر راک اند رول در کلیولند به نمایش درآمد. به این ترتیب، چیزی که برای یک حضور کوتاه روی صحنه ساخته شده بود، جایگاهی در روایت تاریخ موسیقی و فرهنگ عامه پیدا کرد.
لباس گوشتی لیدی گاگا نه اولین پوشش عجیب یک مراسم بود و نه آخرین آن. اما کمتر لباسی توانسته همزمان به یک نماد سیاسی، موضوعی اخلاقی و شیئی موزهای تبدیل شود؛ پوششی که هنوز، سالها بعد، بحثش تمام نشده است.





