دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «راه اسلحه» (The Way of the Gun)

راه اسلحه؛ پیچیدگی بی‌مهار، خون و خیانت در اولین تجربه کارگردانی کریستوفر مک‌کوری

فیلم «راه اسلحه» (The Way of the Gun) نخستین تجربه کارگردانی کریستوفر مک‌کوری – برنده اسکار برای فیلمنامه «مظنونین همیشگی» – است که با جاه‌طلبی شدید، روایتی مملو از پیچش‌های داستانی، خیانت‌های چندلایه و خشونت بی‌پروا ارائه می‌دهد. این اثر هم یادآور سینمای پساتارانتینوست و هم گاهی شبیه به آزمون تمرینی یک فیلمساز با استعداد که بیش از هر چیز نیاز به یک ویرایشگر مادرزاد دارد.

در میان انبوه خشونت و تعقیب و گریز، مک‌کوری لحظاتی ناب و پیش‌بینی‌ناپذیر خلق می‌کند که سرشار از جزئیات و دقت در تماشاگری است، اما دوباره به الگوهای تکراری تیراندازی بازمی‌گردد و جرقه‌های خلاقیت را زیر لایه‌ای از افراط خفه می‌کند؛ همان تفاوتی که در آثار اسطوره‌ای چون سام پکینپا دیده می‌شد، جایی که تیراندازی اوج داستان بود، نه نقطه‌گذاری مکرر میان صحنه‌ها.

آقای لانگباف (بنیسیو دل تورو) و آقای پارکر (رایان فیلیپ)، دو خلافکار بی‌هدف و بی‌آینده، در روایت خود می‌گویند: «از حاشیه‌ها رفتیم و به دنبال ثروتی رفتیم که می‌دانستیم مال ماست.» آن‌ها در یک بانک اسپرم، مکالمه‌ای را می‌شنوند درباره یک میلیاردر که جنینش توسط یک مادر جایگزین – با محافظان مسلح – حمل می‌شود.

نقشه ساده است: زن باردار را بربایند و برای آزادی‌اش با خانواده میلیاردر مذاکره کنند. اما مک‌کوری این ایده نسبتاً سرراست را با شبکه‌ای از لایه‌های پیچیده وفاداری و خیانت ترکیب می‌کند: محافظان فعلی، کارفرمایان مشکوک، اجراکنندگان قدیمی میلیاردر، دوست قدیمی یکی از آنها و پزشکی که انگیزه‌هایش بیش از آنکه حرفه‌ای باشد، شخصی و مرموز است.

زن باردار، رابین (جولیت لوئیس)، نقش مرکز ثقل عقلانیت داستان را بازی می‌کند؛ تنها فردی که می‌داند دیگران چرا چنین می‌کنند و گاهی ناچار است برای روشن شدن مسیر، ماجرا را برای بقیه شخصیت‌ها توضیح دهد. او با لانگباف و پارکر راهی مکزیک می‌شود، در حالی که محافظانش (تای دیگز و نیکی کت) و جو سارنو (جیمز کان) – مجری امور پیر اما کارکشته میلیاردر – آن‌ها را تعقیب می‌کنند.

جیمز کان در نقش سارنو نمایشی قدرتمند ارائه می‌دهد؛ مردی که جهان جنایت را تا مغز استخوان می‌شناسد، اما حتی به هم‌پیمانان فعلی‌اش شک دارد. جمله طلایی او به یکی از محافظان که می‌گوید: «تنها چیز قابل فرض درباره یک پیرمرد فرسوده، این است که او یک بازمانده است»، نمونه‌ای از دیالوگ‌های موجز و پرمعنای مک‌کوری است.

دل تورو و فیلیپ، زوج ضدقهرمان فیلم، از همان ابتدا جاذبه‌ای سرد و بی‌تفاوت دارند؛ مردانی که نه تلاش زیادی برای زندگی عادی کرده‌اند و نه از خشونت هراسی دارند. جولیت لوئیس اما با انرژی و صداقت بازیگری، کاراکتر رابین را به تنها نقطه همدلی در میان این جمع از آدم‌کش‌ها و آدم‌رباها تبدیل می‌کند. حتی همسر میلیاردر – که شاید تنها نه کلمه در کل فیلم حرف می‌زند – با حضورش مؤثر و ضروری جلوه می‌کند.

فیلم سرشار از بازی موش و گربه، تعقیب‌های ماشینی و تیراندازی‌های چندمرحله‌ای است. مک‌کوری در میان این خشونت‌های تکراری، گاهی خلاقیت بصری و موقعیتی نشان می‌دهد؛ مانند پرش فیلیپ به داخل آبنمای خشک با غافلگیری نهفته، یا مسابقه ماشین‌ها که به جای سرعت، به خزیدن پیچیده و سرگیجه‌آور تبدیل می‌شود.

اما همان‌طور که منتقدان گفته‌اند، پیچش‌های داستانی تا جایی سرگرم‌کننده است که هنوز باورپذیر باشند. مک‌کوری از این نقطه عبور می‌کند و به‌گونه‌ای افراطی هر بار «فرش» را از زیر پای مخاطب می‌کشد تا جایی که دیگر تماشاگر، زمین را لمس نمی‌کند و از بازی کناره می‌گیرد. در پایان، ورود دسته‌دسته «مردان کیسه‌به‌دست» که فقط هدف تیراندازی هستند، نشان می‌دهد فیلم در لحظات آخر بیشتر دنبال تکمیل چرخه اکشن است تا ادامه منطق دراماتیک.

«راه اسلحه» اولین تجربه کارگردانی مک‌کوری است که نشان می‌دهد او نه‌تنها استعداد طراحی صحنه و شخصیت را دارد، بلکه می‌تواند دیالوگ‌های کوتاه اما ماندگار خلق کند. با این حال، همین فیلم ثابت می‌کند که او در کنار این استعداد به شدت به «کنترل میزان ویرایش» نیاز خواهد داشت که تا در سال‌های بعد به آن توجه کرد.

این اثر، ترکیبی از لحظات ناب، شخصیت‌های جذاب و خشونت بی‌پایان است که می‌تواند برای مخاطب علاقه‌مند به سینمای اکشن و جنایی، تجربه‌ای مهیج باشد – اما برای کسی که به دنبال منطق روایی و ریتم متعادل است، میان این همه گلوله ممکن است گم و خسته شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا